فهرست عناوین [پنهان]
مدلسازی تابآوری چندوجهی
ارتقاء کیفیت زندگی کودکان دارای ناتوانیهای چندگانه در محیطهای کمبرخوردار
مقدمه: ناتوانی، محیط و ضرورت تابآوری سیستماتیک
کودکان دارای ناتوانیهای چندگانه با چالشهای رشدی پیچیدهای روبرو هستند که فراتر از مجموع ناتوانیهای فردی آنهاست.
این چالشها، بهویژه در محیطهای کمبرخوردار که با محدودیت منابع مالی، دسترسی ضعیف به خدمات تخصصی و کمبود زیرساختهای حمایتی مشخص میشوند، تشدید میگردند.
در این بستر، مفهوم تابآوری (Resilience) نه تنها به عنوان یک ویژگی فردی، بلکه به عنوان یک پدیده زیستمحیطی-روانشناختی که محصول تعامل حمایتی ساختارهای اطراف کودک است، اهمیت حیاتی مییابد.
این مقاله، بهعنوان چارچوب یک پژوهش فوق تخصصی، به مدلسازی زیستمحیطی-روانشناختی آموزش تابآوری پرداخته و اثربخشی مداخلات مشارکتی سهگانه (خانواده، مدرسه و تیم درمانی) را بر پیامدهای انطباقی (Adaptive Outcomes) و کیفیت زندگی (Quality of Life) این کودکان در محیطهای با منابع محدود، ارزیابی تطبیقی مینماید.
هدف، تدوین یک مدل توانمندسازی جامع و بومی است که قابلیت اجرا و پایداری بالایی داشته باشد.
مبانی نظری: مدل زیستمحیطی و تابآوری مشترک
رویکرد سنتی در توانبخشی، اغلب بر رفع یا کاهش نقایص درونی کودک متمرکز است.
در مقابل، مدل زیستمحیطی-روانشناختی، بر اساس نظریههای بومشناختی رشد (مانند نظریه یوری برونفنبرنر)، معتقد است که تابآوری زمانی شکوفا میشود که پیوندهای حمایتی قوی در ریزسیستم (Micro-system) و میانسیستم (Meso-system) کودک ایجاد شوند.
تابآوری به مثابه یک فرآیند سیستمی
در مورد کودکان دارای ناتوانیهای چندگانه، تابآوری یک “شایستگی مشترک” است.
این بدان معناست که توانایی کودک برای انطباق (Adaptation) و مشارکت اجتماعی، به میزان حمایتهای پایداری بستگی دارد که از طریق سیستمهای کلیدی دریافت میکند. این سیستمها باید بهطور هماهنگ برای تقویت موارد زیر عمل کنند:
- مهارتهای خودمراقبتی (Self-Care Skills): تواناییهای عملی روزمره برای افزایش استقلال.
- خودتنظیمی هیجانی (Emotional Self-Regulation): مدیریت پاسخهای عاطفی در برابر چالشها.
- مشارکت اجتماعی (Social Participation): درگیر شدن فعال در جامعه و گروه همسالان.