تاب‌آوری مددکاران اجتماعی و فرسودگی شغلی

رویکردی هدفمند و نهادینه برای مدیریت فرسودگی شغلی در حوزه‌های میدانی

مقدمه: فرسودگی شغلی مددکاران اجتماعی

مددکاری اجتماعی به دلیل ماهیت حرفه‌ای خود که مستلزم تعامل مداوم با افراد آسیب‌پذیر، بحران‌های روانی، فقر و نابرابری‌های اجتماعی است، به عنوان یکی از حرفه‌های پراسترس و چالش‌برانگیز شناخته می‌شود ۱،.۲

فرسودگی شغلی (Burnout) یک پدیده شایع در این حوزه است که به حالتی از خستگی عاطفی، بی‌تفاوتی (مسخ شخصیت) و کاهش احساس موفقیت فردی منجر می‌شود ۳، ۳،.۴

فرسودگی شغلی نه تنها کیفیت زندگی حرفه‌ای و سلامت روانی مددکاران اجتماعی را تحت تأثیر قرار می‌دهد، بلکه مستقیماً منجر به کاهش کیفیت خدمات ارائه شده به مراجعان و افت کارایی سازمان می‌گردد ۳، ۵،.۳

مددکاران شاغل در حوزه‌های میدانی به طور خاص در معرض عوامل استرس‌زای متعددی قرار دارند، از جمله:

  • بار کاری سنگین، پرونده‌های متعدد و فشار زمانی ۱، ۵،.۳
  • مواجهه مکرر با درد و رنج مراجعان و خستگی عاطفی ناشی از آن (ترومای ثانویه) ۶،.۴
  • عدم حمایت کافی سازمانی، کمبود منابع و امکانات ۵، ۱، ۷،.۳
  • چالش‌های سازمانی مانند جو رسمی و بوروکراتیک ۵،.۵
  • مواجهه با موقعیت‌های پیچیده مانند استرس‌های مرتبط با مهاجرت اجباری یا فقر شدید ۸،.۹

تاب‌آوری: سپری محافظتی در برابر فرسودگی

تاب‌آوری (Resilience) به عنوان توانایی فرد در سازگاری با تجربیات دشوار، مقابله موثر با استرس و بازگشت به حالت تعادل روانی پس از مواجهه با چالش‌ها تعریف می‌شود ۶، ۷،.۱۰

تاب‌آوری نه تنها یک مهارت فردی، بلکه یک ویژگی روانشناختی کلیدی است که به مددکاران اجتماعی کمک می‌کند تا با فشارهای شغلی بهتر کنار آمده و در نتیجه از فرسودگی شغلی جلوگیری کنند ۳، ۱۱،.۱۲

تاب‌آوری به مددکاران اجتماعی امکان می‌دهد تا در برابر استرس‌های شغلی مقاومت بیشتری داشته باشند، استرس ناشی از کار را مدیریت کرده و در شرایط بحرانی، تصمیمات منطقی‌تری بگیرند ۷، ۲،.۱۰

عناصر کلیدی تاب‌آوری در این حرفه شامل حمایت اجتماعی، مهارت‌های حل مسئله و خودآگاهی است.


عوامل خطر، پیش‌بینی‌کننده‌ها و نقش استراتژیک تاب‌آوری در پیشگیری و درمان اعتیاد

عوامل خطر، پیش‌بینی‌کننده‌ها و نقش استراتژیک تاب‌آوری در پیشگیری و درمان اعتیاد

تحلیل جامع عوامل خطر، پیش‌بینی‌کننده‌ها و نقش استراتژیک تاب‌آوری در پیشگیری و درمان اعتیاد (رویکرد زیستی-روان‌شناختی-اجتماعی)

فهرست عناوین [نمایش]

عوامل خطر، پیش‌بینی‌کننده‌ها و نقش استراتژیک تاب‌آوری در پیشگیری و درمان اعتیاد

تحلیل جامع عوامل خطر، پیش‌بینی‌کننده‌ها و نقش استراتژیک تاب‌آوری در پیشگیری و درمان اعتیاد (رویکرد زیستی-روان‌شناختی-اجتماعی)

پژوهشی از دکتر جواد طلسچی یکتا – بنیانگذار رسانه تاب آوری ایران 

اعتیاد به مواد مخدر یکی از بغرنج‌ترین مسائل سلامت عمومی و یک تهدید جدی برای سلامت جسمی و روانی جوامع بشری محسوب می‌شود.۱

پیچیدگی این اختلال ایجاب می‌کند که درک ما از آن فراتر از یک ضعف اخلاقی یا یک انتخاب صرفاً فردی باشد. تحلیل‌های تخصصی نشان می‌دهند که اعتیاد یک پدیده چندعاملی است که ریشه در تعامل پیچیده میان عوامل زیستی، روان‌شناختی و محیطی-اجتماعی دارد.۳

شناخت این عوامل زمینه‌ساز (عوامل خطر) و نیز مولفه‌های حمایتی (عوامل محافظت‌کننده) نه تنها برای شناسایی افراد در معرض خطر، بلکه برای طراحی هدفمند برنامه‌های پیشگیری، درمان، و پیگیری ضروری است.۳

در سال‌های اخیر، تمرکز ویژه‌ای بر اهمیت تاب‌آوری روان‌شناختی به عنوان یک عامل تعدیل‌کننده قدرتمند در برابر این عوامل خطر، به عمل آمده است.

مبانی نظری اعتیاد، مدل‌سازی و اپیدمیولوژی

تعریف اعتیاد: از اختلال مغزی تا بیماری مزمن زیستی-روان‌شناختی-اجتماعی

اعتیاد در ادبیات بالینی به عنوان یک اختلال مزمن و عودکننده تعریف می‌شود که مشخصه‌ی آن مصرف ادامه‌دار مواد، علیرغم آگاهی فرد از پیامدهای نامطلوب آن است.۴

مؤسسه ملی سوء مصرف مواد مخدر (NIDA)، اعتیاد را یک “اختلال مغزی” می‌داند، زیرا شامل تغییرات قابل توجه عصبی در مدارهای پاداش، انگیزه و کنترل است.۴

این تغییرات عصبی، مصرف مواد را به یک نیاز اجباری تبدیل می‌کنند. انجمن روانشناسی آمریکا (APA) نیز ضمن تأیید مزمن بودن این وضعیت، تأکید می‌کند که اعتیاد تحت تأثیر چهار عامل کلیدی بیولوژیکی، روانشناسی، اجتماعی و محیطی قرار دارد.۴

مدل جامع زیستی-روان‌شناختی-اجتماعی (Biopsychosocial Model) چارچوب اصلی برای درک اتیولوژی اعتیاد است.

این مدل بیان می‌کند که شروع مصرف و پیشرفت آن به سمت اعتیاد، نتیجه تعامل فاکتورهای متعددی است که بر فرد، محیط فرد و عوامل اجتماعی تأثیر می‌گذارند.۳

در این دیدگاه، نه تنها آسیب‌پذیری ارثی و تغییرات مغزی (عامل زیستی) مهم هستند، بلکه عزت نفس پایین، پرخاشگری (عامل روان‌شناختی) و فقر، عدم نظارت والدین، و فشار همسالان (عوامل اجتماعی/محیطی) نیز به یک اندازه تعیین‌کننده سرنوشت فرد هستند.


ستایش خوداتکایی سازمان‌ها در نهادینه‌سازی آموزش تاب‌آوری درون‌سازمانی

ستایش خوداتکایی سازمان‌ها در نهادینه‌سازی آموزش تاب‌آوری درون‌سازمانی

فهرست عناوین [نمایش]

ستایش خوداتکایی سازمان‌ها در نهادینه‌سازی آموزش تاب‌آوری درون‌سازمانی

مقدمه: از آگاهی اندک تا تعهد استراتژیک

در دهه‌های اخیر، مفهوم تاب‌آوری سازمانی (Organizational Resilience) به عنوان یکی از حیاتی‌ترین عوامل بقا و رشد پایدار در محیط‌های پرنوسان اقتصادی و اجتماعی، توجه بسیاری از مدیران و استراتژیست‌ها را به خود جلب کرده است.

تاب‌آوری، صرفاً توانایی بازگشت به حالت اولیه پس از یک بحران نیست؛ بلکه ظرفیتی فعال برای پیش‌بینی، جذب شوک، و انطباق مستمر با تغییرات برای دستیابی به مزیت رقابتی است.

در سال‌های ابتدایی ورود این مبحث به دستور کار سازمان‌ها در ایران، فقدان دانش تخصصی و آگاهی نسبت به ماهیت عمیق و کاربردی آن کاملاً مشهود بود.

آموزش‌ها عمدتاً توسط مشاوران خارجی یا داخلی با رویکردهای عمومی ارائه می‌شدند که اغلب فاقد ارتباط لازم با بافت و فرهنگ سازمانی بومی بودند.

با این حال، طی یک دهه اخیر، شاهد یک تحول استراتژیک ستودنی در رویکرد سازمان‌های پیشرو بوده‌ایم: حرکت قدرتمند به سمت خوداتکایی سازمانها در آموزش تاب آوری درون سازمانی.

این عزم و اراده بالا برای ارتقاء دانش روز و استانداردهای داخلی، نشان‌دهنده یک جهش کیفی در اولویت‌های مدیریت ارشد است.

چرایی انتقال: ضعف مدل‌های بیرونی و نیاز به بومی‌سازی

مدل‌های آموزشی برون‌سازمانی، هرچند در شروع مسیر ابزاری ضروری بودند، اما دارای نقایص بنیادینی برای نهادینه کردن تاب‌آوری بودند که سازمان‌ها را به سمت استقلال سوق داد:


مدل‌های آموزش تاب‌آوری و توانمندسازی جامعۀ ناشنوایان

مدل‌های آموزش تاب‌آوری و توانمندسازی جامعۀ ناشنوایان

گزارش تحلیلی مدل‌های آموزش تاب‌آوری و توانمندسازی جامعۀ ناشنوایان

فهرست عناوین [نمایش]

مدل‌های آموزش تاب‌آوری و توانمندسازی جامعۀ ناشنوایان

کاری از گروه پژوهش در رسانه تاب آوری ایران

مقدمه و چارچوب مفهومی توانمندسازی ناشنوایان

گزارش حاضر با هدف بررسی مدل‌های نوین آموزش تاب‌آوری و توانمندسازی برای جامعه ناشنوایان تدوین شده است.

در دهه‌های اخیر، توجه سیاست‌گذاران و متخصصان از تمرکز صرف بر جنبه‌های پزشکی اختلال شنوایی به سوی چارچوب‌های فرهنگی، حقوق بشری و اجتماعی سوق یافته است.

توانمندسازی موفقیت‌آمیز افراد ناشنوا نیازمند درک این گذار پارادایمی و اجرای مدل‌هایی است که بر تقویت استقلال، هویت و ظرفیت فردی برای سازگاری مثبت تمرکز دارند.

تعریف و تمایز مفاهیم کلیدی

توانمندسازی در حوزه افراد دارای معلولیت فرآیندی است که فراتر از ارائه خدمات حمایتی صرف عمل می‌کند. در واقع، هدف سازمان‌های متولی باید انتقال از یک رویکرد حمایتی به سوی توانمندسازی مددجویان و ارتقاء خودکفایی آن‌ها باشد.

معیارهای اساسی برای سنجش موفقیت در فرآیند توانمندسازی شامل پنج عنصر اصلی است: احساس معنی‌دار بودن، مؤثر بودن، خودمختاری، خوداثربخشی و احساس امنیت. دستیابی به این معیارها مستلزم ایجاد زیرساخت‌هایی است که مشارکت کامل فرد را در جامعه تضمین کند.  

از سوی دیگر، تاب‌آوری به مجموعه روش‌ها، فرآیندها و رفتارهایی اطلاق می‌شود که افراد را قادر می‌سازد تا در مواجهه با فشارها، تحولات، و تغییرات زندگی به طور موفقیت‌آمیز عمل کنند. تاب‌آوری به توانایی سازگاری و بازگشت به حالت عادی پس از ناملایمات اشاره دارد.

با این حال، تاب‌آوری در جامعه ناشنوایان به دلیل چالش‌های خاصی که این قشر با آن مواجه است—نظیر تبعیض، انزوا و موانع ارتباطی—و همچنین منابع فرهنگی و اجتماعی منحصر به فردشان، تفاوت‌های قابل توجهی با تاب‌آوری در جامعه شنوایان دارد.

تقویت تاب‌آوری در این گروه می‌تواند به طور مستقیم مهارت‌های ارتباطی آن‌ها را برای مواجهه با شرایط بحرانی تقویت کند.  


مدل‌های توانمندسازی چندبُعدی زنان سرپرست خانوار

مدل‌های توانمندسازی چندبُعدی زنان سرپرست خانوار

فراتر از کمک‌های مالی: تحلیل و بومی‌سازی مدل‌های توانمندسازی چندبُعدی زنان سرپرست خانوار (FHH) در بافتار خاورمیانه و ایران

فهرست عناوین [نمایش]

مدل‌های توانمندسازی چندبُعدی زنان سرپرست خانوار

فراتر از کمک‌های مالی: تحلیل و بومی‌سازی مدل‌های توانمندسازی چندبُعدی زنان سرپرست خانوار (FHH) در بافتار خاورمیانه و ایران

پژوهشی از دکتر جواد طلسچی یکتا – مددکار اجتماعی و دکتری مدیریت کارآفرینی و آینده پژوهی

مفهوم توانمندسازی زنان سرپرست خانوار (FHH) در دهه‌های اخیر، از یک دغدغه صرفاً رفاهی به یکی از مؤلفه‌های کلیدی توسعه پایدار و اجتماعی بدل شده است.

این گروه جمعیتی، که به دلیل فوت همسر، طلاق، ازکارافتادگی یا زندانی شدن همسر، یا مهاجرت طولانی‌مدت، بار مسئولیت مالی و معیشتی خانواده را بر دوش می‌کشند ، با طیف وسیعی از مشکلات اقتصادی، اجتماعی و روان‌شناختی مواجه هستند.

تمرکز صرف بر کمک‌های مالی کوتاه‌مدت، پاسخگوی پیچیدگی وضعیت این خانوارها نبوده است؛ ازاین‌رو، یک رویکرد جامع، چندبُعدی و مبتنی بر تجارب بومی و منطقه‌ای برای دستیابی به استقلال پایدار، ضروری به نظر می‌رسد.  

بخش اول: مبانی نظری و چارچوب مفهومی توانمندسازی

توانمندسازی زنان سرپرست خانوار یک فرایند است، نه یک فرآورده. برای طراحی الگوهای کارآمد، ابتدا باید چارچوب‌های نظری و ابعاد مفهومی این پدیده به دقت تبیین شوند.  

تعریف و گستره زنان سرپرست خانوار (FHH) در ایران

زنان سرپرست خانوار شامل زنانی هستند که مسئولیت اداره خود و اعضای خانواده (فرزندان و گاه والدین) را به عهده گرفته‌اند.

طبق آمارهای غیررسمی، تعداد این خانوارها در ایران حدود شش میلیون نفر تخمین زده می‌شود، که نزدیک به چهار میلیون نفر از آنها نیازمند حمایت هستند. با این حال، نظام آماری کشور با چالش‌های جدی در زمینه تعریف و پایش این گروه مواجه است.  

نخستین مانع در سیاست‌گذاری هدفمند، ابهام در تعریف مفهومی زنان سرپرست خانوار در نظام آماری است.

این عدم وفاق، که غالباً این زنان را به دلیل ویژگی مشترک «سرپرست خانوار بودن» به‌عنوان یک گروه همگن در نظر می‌گیرد، مانع از غربالگری دقیق و دسته‌بندی نیازهای متفاوت آنان می‌شود.

چالش دوم، فقدان داده‌های آماری دقیق، به‌روز و جامع پس از سرشماری سال ۱۳۹۵ است. این نقصان آماری، که در منابعی چون پایگاه اطلاعات رفاه ایرانیان نیز مشهود است (زیرا صرفاً فرد دریافت‌کننده یارانه را سرپرست می‌داند)، موجب می‌شود سیاست‌گذاری مبتنی بر شواهد علمی با مشکل جدی مواجه شده و ارزیابی اثربخشی برنامه‌های توانمندسازی عملاً دشوار گردد.  

چارچوب نظری توانمندسازی: نگرش سه‌گانه نایلا کبیر

در مطالعات جامعه‌شناسی، چارچوب نظری نایلا کبیر به‌عنوان تکیه‌گاه اصلی در تحلیل توانمندسازی زنان سرپرست خانوار شناخته می‌شود.

نظریه کبیر، توانمندسازی را فراتر از توزیع منابع مادی صرف در نظر گرفته و آن را گسترش توانایی افراد برای اتخاذ تصمیمات کلان و راهبردی (انتخاب) در زندگی تعریف می‌کند. این نگرش سه‌گانه شامل موارد زیر است:  

  1. منابع (Resources): شرایط و دارایی‌هایی که انتخاب را تحت تأثیر قرار می‌دهند. این شامل دسترسی به بهداشت، آموزش، اعتبار، مالکیت و فرصت‌های معاش است.  
  • عاملیت (Agency): کانون فرآیند گزینش که نمایانگر توانایی زنان برای عمل و تصمیم‌گیری است. تقویت عاملیت نیازمند افزایش خودباوری و مهارت‌ها است.  
  • دستاوردها (Achievements): نتایج حاصل از انتخاب‌های راهبردی که منجر به بهبود وضعیتی پایدار می‌شوند.  

یک نکته تحلیلی حائز اهمیت این است که ابعاد سه‌گانه کبیر با یکدیگر در روابط متقابل چرخه‌ای قرار دارند؛ به این معنا که دستاوردهای حاصل از اعمال عاملیت در یک دوره، می‌توانند به عنوان منابع لازم برای جریان‌یابی مجدد عاملیت و کسب دستاوردهای بزرگتر در دوره‌های بعدی عمل کنند.