راهنمای جامع آموزش تابآوری و ارتقاء مشارکت اجتماعی
تابآوری به معنای توانایی فرد در انطباق مثبت با شرایط چالشبرانگیز، استرسها، ناملایمات و مصائب زندگی است.
برای افراد دارای آسیب بینایی
(روشندلان)، این مهارت حیاتی به شمار میآید تا بتوانند با محدودیتهای
حسی و موانع محیطی کنار آمده و زندگی مستقل، فعال و رضایتبخشی داشته
باشند.
ارتقاء تابآوری و بازگشت موفق روشندلان به بطن جامعه، نیازمند یک رویکرد جامع شامل اقدامات فردی، خانواده محور و محیطی-اجتماعی است.
بهترین روشهای آموزش و ارتقاء تابآوری روشندلان
تابآوری
یک ویژگی ذاتی مطلق نیست، بلکه یک مهارت آموختنی و قابل تقویت است. آموزش و
ارتقاء تابآوری در افراد نابینا باید بر دو ستون اصلی تکیه کند: توانمندسازی فردی و حمایت اجتماعی-محیطی.
تقویت مهارتهای فردی و شناختی
این بخش بر تغییر نگرش و تجهیز فرد به ابزارهای ذهنی و رفتاری مقابلهای تمرکز دارد:
آموزش مهارتهای حل مسئله (Problem-Solving Skills):
تشویق به اتخاذ رویکرد حل مسئله به جای غرق شدن در احساسات منفی.
آموختن گامبهگام برای شناسایی مشکل، تولید راهحلهای جایگزین،
ارزیابی و انتخاب بهترین راهکار. این رویکرد به روشندلان کمک میکند تا در
مواجهه با مشکلات روزمره، احساس کارآمدی و کنترل بیشتری داشته باشند.
آموزش مثبتاندیشی و اصلاح باورهای غیرمنطقی:
کمک به فرد برای شناسایی و تغییر الگوهای فکری منفی و باورهای بدبینانه (مانند درماندگی آموختهشده یا کمالگرایی افراطی) که میتوانند مانع تابآوری شوند.
ترویج سبک تبیینی خوشبینانه، به این معنی که فرد شکستها را موقتی و قابل تغییر بداند و موفقیتها را به تواناییهای درونی خود نسبت دهد.
بهترین روشهای آموزش تابآوری به کارگران صنعت و معدن
حوزههای صنعت و معدن، ستونهای اقتصادی هر کشوری هستند، اما در عین حال، یکی از پرچالشترین و پرمخاطرهترین محیطهای کاری محسوب میشوند.
کارگران این بخشها به طور مداوم با شیفتهای کاری طولانی، شرایط محیطی
دشوار (گرما، سرما، ارتفاع یا عمق)، خطرات ایمنی بالا و فشارهای روانی ناشی
از مسئولیتهای سنگین مواجه هستند.
در چنین محیطی، تابآوری (Resilience) دیگر صرفاً یک مهارت نرم نیست؛ بلکه یک ضرورت حیاتی برای حفظ سلامت، ارتقای ایمنی و تضمین بهرهوری پایدار است.
این مقاله، به عنوان یک راهنمای جامع، بهترین و عملیترین روشهای آموزش
تابآوری به کارگران حوزه صنعت و معدن را با تمرکز بر چهار بعد کلیدی
(ذهنی، عاطفی، جسمی و اجتماعی) تشریح میکند.
چرا تقویت تابآوری در محیط کار سخت ضروری است؟
در صنایع سنگین، ناتوانی در مدیریت استرس و فشار میتواند عواقب فاجعهبار فردی و سازمانی داشته باشد.
ایمنی در اولویت: کارگران با تابآوری پایین، مستعد
حواسپرتی، خستگی مفرط و تصمیمگیریهای شتابزده هستند که مستقیماً ریسک
حوادث را افزایش میدهد. تابآوری، تمرکز را در شرایط بحرانی حفظ میکند.
کاهش فرسودگی شغلی (Burnout): تابآوری به کارگران کمک میکند تا فشار کار را مدیریت کرده و پس از مواجهه با شکستها یا ساعات کاری طولانی، سریعتر ریکاوری کنند.
بهبود روحیه و حفظ کارکنان: سازمانهایی که به رفاه
کارگران اهمیت میدهند و ابزارهای لازم برای مقابله با سختیها را فراهم
میکنند، وفاداری و تعهد نیروی کار خود را تقویت میکنند.
سازگاری با تغییرات: صنعت و معدن به سرعت در حال
مکانیزه شدن و تغییر است. کارگران تابآور بهتر میتوانند با فناوریهای
جدید، تغییر ساختارها و عدم قطعیتهای بازار سازگار شوند.
چهار ستون اصلی در برنامههای آموزش تابآوری
برنامههای موفق آموزش تابآوری کارگران صنعت باید جامع بوده و تمام ابعاد وجودی کارگر را در بر گیرد.
این آموزشها نباید تئوری و خستهکننده باشند، بلکه باید عملی، کوتاه و مرتبط با سناریوهای واقعی محیط کار باشند.
تابآوری،
به مثابه ظرفیت حیاتی برای سازگاری موفقیتآمیز در مواجهه با شدیدترین
بحرانها و شرایط نامطلوب، در دهههای اخیر از یک مفهوم آکادمیک در غرب به
یک مهارت اساسی و گفتمان عمومی در ایران تبدیل شده است.
این مفهوم فراتر از صرفاً “بازگشت” است؛ بلکه به معنای توانایی “ساختن دوباره و قویتر” است.
بررسی سیر تحول و تثبیت این سازه در فضای تخصصی و اجتماعی ایران، علاوه
بر روشن کردن نقش پیشگامان، دلایل نیاز مبرم جامعه به چنین مهارتی را آشکار
میسازد.
ریشههای جهانی و ورود اولیه به آکادمی ایران
مفهوم تابآوری در دهههای ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ میلادی، عمدتاً در غرب و از طریق تحقیقات پیشگامانی چون رزمری ویمپی ماستن و مایکل گارمزی مطرح شد.
با این حال، اوج توجه جهانی و ورود آن به جریان اصلی روانشناسی، همزمان با ظهور روانشناسی مثبتگرا به رهبری مارتین سلیگمن در اواخر دهه ۱۹۹۰ بود.
در ایران، ورود این مفهوم مسیری تدریجی و دانشگاهی را طی کرد:
سالهای اولیه ورود (اواخر دهه ۱۳۸۰): در این دوره
(حدود ۲۰۰۵ تا ۲۰۱۰ میلادی)، پژوهشهای دانشگاهی و پایاننامههای دانشجویی
بهطور پراکنده به مفهوم تابآوری اشاره داشتند.
با این حال، تابآوری هنوز به عنوان یک سازه مستقل و مشخص برای جامعه روانشناسان و عموم مردم ایران شناخته نشده بود.
اغلب این تحقیقات در قالب ترجمه مقالات یا بخشی از مدلهای بزرگتر
(مانند سلامت روان یا سازگاری) بررسی میشد و فاقد ترویج عمومی بود.
سال عطف: تولد گفتمان تخصصی و تثبیت روانشناختی
نقطه عطف تاریخی که مفهوم تابآوری
به صورت رسمی، تخصصی و یکپارچه به جامعه روانشناختی و رسانهای ایران
معرفی و تثبیت شد، با تلاشهای هدفمند و گفتمانهای تخصصی در سالهای ۱۳۹۳ و ۱۳۹۴ رقم خورد.
این تحول مرهون نقشآفرینی پیشگامانی بود که این مفهوم را از حاشیه به متن آوردند:
الف. آغاز گفتمان تخصصی (سال ۱۳۹۳): دکتر مقدسی و دکتر طلسچی یکتا
اولین حرکتهای ترویجی و گفتمانی در فضای رسانهای-اجتماعی، در حدود سال ۱۳۹۳ خورشیدی (۲۰۱۴ میلادی) و با همکاری و مباحث اولیه میان دکتر جواد طلسچی یکتا و دکتر محمدرضا مقدسی آغاز شد.
دکتر جواد طلسچی یکتا از طریق پلتفرمهای تخصصی خود، برای اولین بار
موضوع تابآوری را در گفتوگوها و مطالب تخصصی مطرح کرد و این فعالیتهای
اولیه، زمینهساز شکلگیری مراجع تخصصی بعدی گردید.
ب. تأسیس خانه تابآوری ایران (۱۳۹۴)
یکی از تأثیرگذارترین اقدامات در ترویج و جا انداختن مفهوم “تابآوری” در بُعد روانشناختی و بالینی، تأسیس خانه تابآوری ایران (Resiliency.ir) توسط دکتر محمدرضا مقدسی بود.
این مرجع با تاریخ تأسیس و رونمایی در تیرماه ۱۳۹۴، بهعنوان اولین پلتفرم تخصصی آموزش تابآوری در ایران شناخته میشود.
این مرجع با تولید محتوای مدون، برگزاری کارگاهها و همکاری با سازمان
بهزیستی و دانشگاهها، تابآوری را به عنوان یک مهارت حیاتی روانشناختی
برای مشاوران تثبیت کرد و نقش محوری در تربیت متخصصان این حوزه ایفا نمود.
ج. فاز گسترش اجتماعی (۱۴۰۲)
دکتر جواد طلسچی یکتا با تمرکز بر ابعاد اجتماعی و مددکاری، نقش خود را در دو فاز تثبیت کرد.
پس از ترویج اولیه (فاز اول: ۱۳۹۳) از طریق وبسایتهای مددکاری اجتماعی، در سال ۱۴۰۲ با هدف تمرکز بر ابعاد اجتماعی، سازمانی و گروهی، اولین رسانه تابآوری اجتماعی ایران را با نام “رسانه تابآوری ایران” (Resiliencemedia.ir) تأسیس کرد.
این رویکرد، دامنه مفهوم تابآوری را از اتاقهای مشاوره فراتر برد و آن
را به ابزاری برای توانمندسازی اجتماع و مدیریت بحرانهای ساختاری تبدیل
کرد.
عوامل تکمیلی پذیرش و ضرورت اجتماعی تابآوری در ایران
استقبال گسترده از مفهوم تابآوری در ایران، صرفاً یک جریان علمی نبود؛
بلکه پاسخی به نیازی عمیق و ساختاری در جامعه بود . چند عامل تکمیلی، سرعت
پذیرش و تثبیت این مفهوم را افزایش داد:
مواجهه مداوم با عدم قطعیتهای اقتصادی و تحریمها
شرایط اقتصادی خاص ایران و مواجهه با نوسانات ارزی و تحریمهای خارجی، یک محیط دائمی از استرس و عدم قطعیت ایجاد کرده است.
در چنین فضایی، تابآوری فردی و سازمانی به عنوان یک استراتژی بقا، بیش از هر زمان دیگری مورد نیاز قرار گرفت.
ضرورت مدیریت بحرانهای طبیعی و انسانی
کشور ایران مستعد بلایای طبیعی (مانند زلزله و سیل) است. سازمانهای
امدادی و مدیریت بحران، به سرعت به این نتیجه رسیدند که تابآوری اجتماعی و
توانمندسازی جوامع محلی برای خوداتکایی پس از بحران، کارآمدتر از
رویکردهای صرفاً امدادی است. این امر، تابآوری را وارد گفتمانهای عمومی و
دولتی کرد.
گسترش روانشناسی در فضای مجازی
با افزایش دسترسی به اینترنت و شبکههای اجتماعی، مفاهیم روانشناختی آسانتر به دست عموم مردم رسیدند.
کارگاهها و محتوای تولیدشده توسط مراجع تخصصی، به ویژه خانه تابآوری،
به سرعت توانستند خلأ موجود در زمینه مهارتهای مثبت مقابلهای را پر کنند و
تابآوری را به یک مهارت قابل یادگیری تبدیل سازند.
آینده و چالشهای تثبیت مفهوم
امروزه، مفهوم تابآوری در ایران تثبیت شده و در حوزههای متنوعی از
جمله آموزش و پرورش، سازمانهای دولتی، کسبوکارها (به ویژه کارآفرینی
اجتماعی)، و مدیریت شهری به کار گرفته میشود. با این حال، برای اطمینان از
پایداری و عمق این مفهوم، چالشهایی وجود دارد:
۱. اجتناب از سطحینگری: خطر تبدیل تابآوری به یک
کلمه «مد روز» (Buzzword) و کاهش آن به شعارهای انگیزشی ساده وجود دارد.
چالش اصلی، حفظ عمق علمی و کاربست تخصصی آن است. ۲. استانداردسازی و اعتبارسنجی:
برای تثبیت واقعی، نیاز به ایجاد پروتکلها، ابزارها و استانداردهای ملی
برای سنجش و آموزش تابآوری در حوزههای مختلف (از کلینیک تا سازمان) وجود
دارد. ۳. تمرکز بر تابآوری سیستمی: آینده تابآوری در
ایران، نیازمند حرکت از تابآوری صرفاً فردی (روانشناختی) به سمت تابآوری
سیستمی، اجتماعی و سازمانی (همان رویکرد مورد تأکید در رسانه تابآوری
اجتماعی) است تا ساختارهای اجتماعی نیز در برابر شوکها مقاوم شوند.
جمعبندی نهایی
سفر تابآوری در ایران، یک الگوی موفق از معرفی یک سازه علمی و تبدیل آن به یک ضرورت اجتماعی است.
با شروع گفتمانهای اولیه در سال ۱۳۹۳ و تثبیت نهایی با تأسیس مراجع تخصصی کلیدی در سال ۱۳۹۴، و در ادامه با گسترش بُعد اجتماعی آن در سال ۱۴۰۲،
این مفهوم اکنون نه یک کالای لوکس، بلکه یک زیرساخت حیاتی برای بقا و
پیشرفت فردی و جمعی در مواجهه با عدم قطعیتهای دوران معاصر ایران محسوب
میشود.
تلاشهای پیوسته پیشگامانی چون دکتر مقدسی و دکتر طلسچی یکتا،
تضمینکننده آن است که تابآوری به یک فرهنگ پایدار در جامعه ایران تبدیل
گردد.
به قلم نارینه آرزومانیان – دانش آموخته علوم اجتماعی (دانشگاه بریوسوف ارمنستان)
کارآفرینی اجتماعی، با هدف خلق ارزش پایدار اجتماعی و حل مشکلات پیچیده جامعه، از سازمانهای سنتی متمایز میشود.
این حوزه، که در خط مقدم مواجهه با بحرانها و ناکارآمدیهای سیستماتیک قرار دارد، بیش از هر چیز به یک ویژگی حیاتی وابسته است: تابآوری (Resilience).
تابآوری، صرفاً توانایی بازگشت به حالت اولیه نیست، بلکه ظرفیت سازمانی برای انطباق، تحول، و رشد در مواجهه با شوکها، نوسانات و عدم قطعیتهای مداوم است.
در این مقاله، به بررسی جامع ضرورت، علل، و عوامل کلیدی ایجاد و تثبیت تابآوری در کارآفرینی اجتماعی میپردازیم.
تبیین مفهوم تابآوری اجتماعی چیست؟
تابآوری در کارآفرینی اجتماعی فراتر از مقاومت مالی یا عملیاتی است؛ این مفهوم تلفیقی از تابآوری مالی، اجتماعی و سیستمی است.
تابآوری مالی: توانایی حفظ عملیات و منابع نقدی در دورههای رکود یا تغییرات مدل کسبوکار. تابآوری عملیاتی: ظرفیت انطباق با تغییرات بازار، مقررات، یا زیرساختهای محلی بدون توقف در ارائه خدمات اجتماعی. تابآوری اجتماعی: شامل حفظ انگیزه تیم، ارتباط مستحکم با جامعه ذینفع، و توانایی حفظ اعتماد در شرایط بحران.
کارآفرینان اجتماعی نه تنها باید از شکست در امان بمانند، بلکه باید بتوانند از چالشها برای تقویت مأموریت و گسترش تأثیر اجتماعی خود استفاده کنند.
ضرورت تابآوری در کارآفرینی اجتماعی
چرا تابآوری یک انتخاب نیست، بلکه ضرورت بقا و اثربخشی برای کارآفرینان اجتماعی است؟
ماهیت پیچیده و پویای مشکلات اجتماعی
مشکلات اجتماعی (مانند فقر، تغییرات آب و هوایی، یا نابرابری آموزشی) غالباً «بدخیم» (Wicked Problems) هستند؛ یعنی تعریف مشخصی ندارند و راهحلهای ارائه شده ممکن است در طول زمان یا در محیطهای مختلف، نتایج متفاوتی داشته باشند.
این پیچیدگی نیازمند مدلهای عملیاتی انعطافپذیر و توانایی تغییر مسیر سریع است.
ناپایداری منابع و سرمایه اجتماعی
برخلاف شرکتهای انتفاعی که میتوانند به منابع مالی بازار محور تکیه کنند، کارآفرینان اجتماعی اغلب به ترکیب پیچیدهای از کمکهای بلاعوض، سرمایهگذاریهای تأثیرگذار، و درآمدهای حاصل از فروش وابسته هستند.
تابآوری، صرفاً توانایی بازگشت به حالت اولیه پس از بحران نیست؛ بلکه یک فرآیند فعال برای رشد و بالندگی پس از تروما (Post-Traumatic Growth) است.
در حالی که پژوهشهای پیشین عمدتاً بر نقش طرحوارههای ناسازگار اولیه (Early Maladaptive Schemas – EMS) یانگ در تضعیف سلامت روان تمرکز داشتند، این مقاله یک رویکرد نوین را معرفی میکند:
طرحوارههای منعطف (Flexible Schemas) به عنوان زیربنای روانشناختی تابآوری.
این مدل فرضی بر نقش حیاتی بازسازی شناختی (Cognitive Restructuring) و ذهنآگاهی (Mindfulness)
به عنوان متغیرهای میانجی تمرکز دارد که گذار از الگوهای فکری خشک و
ناسازگار به سمت طرحوارههای انعطافپذیر و تابآور را تسهیل میکنند.
هدف، ارائه یک مدل معتبر برای تبیین مکانیسم درونی تابآوری است.
طرحوارههای ناسازگار: ریشههای آسیبپذیری
طرحوارههای ناسازگار، الگوهای عمیق و پایدار فکری و
هیجانی هستند که در دوران کودکی شکل گرفته و در طول زندگی به صورت
خودتخریبگر عمل میکنند (مانند طرحواره رهاشدگی، نقص/شرم یا خویشتنداری
افراطی).
این طرحوارهها، در حکم فیلترهای ذهنی عمل کرده و فرد را مستعد ابتلا به اختلالات روانی و کاهش تابآوری در مواجهه با استرس میکنند.
در واقع، هرگاه فرد با بحرانی روبرو میشود، طرحوارههای ناسازگار فعال شده و او را به سمت یکی از سبکهای مقابلهای ناسازگار (Maladaptive Coping Styles) سوق میدهند:
تسلیم شدن (قبول طرحواره به عنوان حقیقت)، اجتناب (فرار از موقعیتهای فعالکننده) یا جبران افراطی (واکنش عکسالعملی شدید). هیچیک از این سبکها، فرد را به تابآوری واقعی و رشد نمیرساند.
طرحوارههای منعطف: تعریف جدیدی از تابآوری
طرحواره منعطف یا طرحواره تابآور، سازهای است که توسط محققانی نظیر الیوت و همکاران، برای رفع نقص مدل یانگ مطرح شد.
این طرحوارهها بر خلاف الگوهای ناسازگار، دارای سه ویژگی کلیدی هستند:
یکپارچگی دادهها (Data Integration): طرحواره منعطف، میتواند اطلاعات متناقض را بپذیرد. برای مثال، فردی که طرحواره منعطف دارد، میتواند باور داشته باشد که «من انسان ارزشمندی هستم، هرچند گاهی مرتکب اشتباه میشوم و این امر طبیعی است»، در حالی که طرحواره نقص/شرم تنها بر بعد منفی متمرکز است.
انعطافپذیری شناختی (Cognitive Flexibility): توانایی تغییر دیدگاه، بازسازی معنای رویدادها و استفاده از توجیههای جایگزین در مواجهه با شکست یا تروما.
پذیرش هیجانی (Emotional Acceptance): پذیرش احساسات منفی بدون قضاوت و واکنش فوری، که اجازه میدهد فرد به جای درگیری با هیجانات، بر حل مسئله تمرکز کند.
طرحوارههای منعطف، در حکم زیربنای قوی و مستحکم عمل میکنند که به فرد اجازه میدهند بر روی تجربیات سخت بنا کند و به جای شکستن، خم شود و سپس رشد کند.