265,630 خواندن این مطلب 15 دقیقه زمان میبرد
فهرست عناوین [پنهان]
چارچوب پارادایمی و اخلاقی مددکاری اجتماعی نوین در عصر تحولات جهانی
پژوهشی از دکتر جواد طلسچی یکتا: مددکار اجتماعی
دکتری تخصـصی مدیریت کارآفریــنی و آیــنده پژوهـی
مددکاری اجتماعی در قرن بیست و یکم در آستانه یک تحول پارادایمی عمیق قرار گرفته است.۱
این تحول، که از آن تحت عنوان «مددکاری اجتماعی نوین» یاد میشود، نه یک گسست کامل از گذشته، بلکه یک بازتفسیر راهبردی و گسترش قلمرو فعالیت است.
تحلیلها نشان میدهد که اصول بنیادین و شالودهای حرفه، نظیر حقوق بشر، عدالت اجتماعی و کرامت انسانی، همچنان لنگرگاه اخلاقی مددکاری اجتماعی باقی ماندهاند.۳
با این حال، دامنه عمل، متدولوژی، و پروتکلهای اجرایی این رشته تخصصی، در مواجهه با چالشهای چندوجهی عصر حاضر مانند انقلاب دیجیتال (هوش مصنوعی و دادهها) و بحرانهای زیستمحیطی (Eco-Social)، دچار تغییراتی چشمگیر شدهاند.۱
دو حوزه کلیدی فناوری و محیط زیست، محرکهای اصلی این تغییرات در پروتکلهای نهادی هستند. در نتیجه، اصلی چون رازداری حرفهای، که برای اعتمادسازی حیاتی است ۲، از یک وظیفه اخلاقی صرف به یک الزام فنی و حقوقی پیشرفته در حوزه حکمرانی داده (Data Governance) تبدیل شده است.۱
این گزارش پژوهشی با بررسی منابع معتبر جهانی (مانند IFSW و NASW)، به تحلیل این گذار پارادایمی، میزان تداوم و تغییر اصول بنیادین، و لزوم بازنگری عمیق در پروتکلهای تخصصی نهادهای حمایتی میپردازد.
مددکاری اجتماعی بهعنوان یک حرفه مبتنی بر عمل و یک رشته دانشگاهی تعریف میشود که بر اساس نظریههای مددکاری، علوم اجتماعی و علوم انسانی بنیان نهاده شده است.۳
هدف غایی این حرفه، ارتقای کیفیت زندگی، پیشبرد عدالت اجتماعی، توسعه اجتماعی، انسجام اجتماعی، و توانمندسازی و رهایی افراد است.۱
اصول محوری که این حرفه در طول تاریخ خود همواره به آنها پایبند بوده، شامل عدالت اجتماعی، حقوق بشر، مسئولیت جمعی، و احترام به تنوعات است.۵
یکی از مفاهیم اساسی که مددکاری اجتماعی را از سایر حرفههای یاورانه متمایز میسازد، مفهوم «فرد در محیط» است.۳
درک معاصر از این مفهوم، فراتر از مشکلات فردی است؛ مشکلات انسانی اغلب ناشی از تعاملات پیچیده درون سیستمهای بزرگتر مانند خانواده، جامعه، و ساختارهای اجتماعی کلان هستند.۱
بر این اساس، مددکار اجتماعی معاصر موظف است این ارتباطات پیچیده را درک کرده و فراتر از مداخله صرفاً فردی، به دنبال ایجاد تغییر در محیط اجتماعی گستردهتر باشد.۱
سرعت بیسابقه تحولات اجتماعی، اقتصادی، اقلیمی و فناورانه در قرن ۲۱، به کلی زیستبوم عمل مددکاران اجتماعی را دگرگون ساخته است.۱
ظهور بحرانهای جهانی، تغییرات سریع در ماهیت آسیبهای اجتماعی، و انقلاب دیجیتال، ضرورت بازنگری عمیق در ابزارها، روشها و بهویژه اصول بنیادین این حرفه را ایجاب میکند.۱
پارادایمهای کلاسیک مددکاری اجتماعی که در بستر جامعه صنعتی قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم شکل گرفتهاند، برای مواجهه با نیازهای چندوجهی و پیچیده انسان معاصر که درگیر چالشهایی مانند شکاف دیجیتال، تبعیض الگوریتمی و تغییرات اقلیمی است، کفایت لازم را ندارند.۱
بنابراین، تحول در این رشته نه یک انتخاب، بلکه یک الزام حیاتی برای حفظ کارآمدی و دستیابی به تغییرات پایدار و ریشهای در مقیاسهای بزرگتر است.۱
این امر مستلزم آن است که مددکاری اجتماعی مفهوم «فرد در محیط» را به مفهوم «سیستم در محیط جهانی» گسترش دهد.