مدل‌های توانمندسازی چندبُعدی زنان سرپرست خانوار

مدل‌های توانمندسازی چندبُعدی زنان سرپرست خانوار

فراتر از کمک‌های مالی: تحلیل و بومی‌سازی مدل‌های توانمندسازی چندبُعدی زنان سرپرست خانوار (FHH) در بافتار خاورمیانه و ایران

فهرست عناوین [نمایش]

مدل‌های توانمندسازی چندبُعدی زنان سرپرست خانوار

فراتر از کمک‌های مالی: تحلیل و بومی‌سازی مدل‌های توانمندسازی چندبُعدی زنان سرپرست خانوار (FHH) در بافتار خاورمیانه و ایران

پژوهشی از دکتر جواد طلسچی یکتا – مددکار اجتماعی و دکتری مدیریت کارآفرینی و آینده پژوهی

مفهوم توانمندسازی زنان سرپرست خانوار (FHH) در دهه‌های اخیر، از یک دغدغه صرفاً رفاهی به یکی از مؤلفه‌های کلیدی توسعه پایدار و اجتماعی بدل شده است.

این گروه جمعیتی، که به دلیل فوت همسر، طلاق، ازکارافتادگی یا زندانی شدن همسر، یا مهاجرت طولانی‌مدت، بار مسئولیت مالی و معیشتی خانواده را بر دوش می‌کشند ، با طیف وسیعی از مشکلات اقتصادی، اجتماعی و روان‌شناختی مواجه هستند.

تمرکز صرف بر کمک‌های مالی کوتاه‌مدت، پاسخگوی پیچیدگی وضعیت این خانوارها نبوده است؛ ازاین‌رو، یک رویکرد جامع، چندبُعدی و مبتنی بر تجارب بومی و منطقه‌ای برای دستیابی به استقلال پایدار، ضروری به نظر می‌رسد.  

بخش اول: مبانی نظری و چارچوب مفهومی توانمندسازی

توانمندسازی زنان سرپرست خانوار یک فرایند است، نه یک فرآورده. برای طراحی الگوهای کارآمد، ابتدا باید چارچوب‌های نظری و ابعاد مفهومی این پدیده به دقت تبیین شوند.  

تعریف و گستره زنان سرپرست خانوار (FHH) در ایران

زنان سرپرست خانوار شامل زنانی هستند که مسئولیت اداره خود و اعضای خانواده (فرزندان و گاه والدین) را به عهده گرفته‌اند.

طبق آمارهای غیررسمی، تعداد این خانوارها در ایران حدود شش میلیون نفر تخمین زده می‌شود، که نزدیک به چهار میلیون نفر از آنها نیازمند حمایت هستند. با این حال، نظام آماری کشور با چالش‌های جدی در زمینه تعریف و پایش این گروه مواجه است.  

نخستین مانع در سیاست‌گذاری هدفمند، ابهام در تعریف مفهومی زنان سرپرست خانوار در نظام آماری است.

این عدم وفاق، که غالباً این زنان را به دلیل ویژگی مشترک «سرپرست خانوار بودن» به‌عنوان یک گروه همگن در نظر می‌گیرد، مانع از غربالگری دقیق و دسته‌بندی نیازهای متفاوت آنان می‌شود.

چالش دوم، فقدان داده‌های آماری دقیق، به‌روز و جامع پس از سرشماری سال ۱۳۹۵ است. این نقصان آماری، که در منابعی چون پایگاه اطلاعات رفاه ایرانیان نیز مشهود است (زیرا صرفاً فرد دریافت‌کننده یارانه را سرپرست می‌داند)، موجب می‌شود سیاست‌گذاری مبتنی بر شواهد علمی با مشکل جدی مواجه شده و ارزیابی اثربخشی برنامه‌های توانمندسازی عملاً دشوار گردد.  

چارچوب نظری توانمندسازی: نگرش سه‌گانه نایلا کبیر

در مطالعات جامعه‌شناسی، چارچوب نظری نایلا کبیر به‌عنوان تکیه‌گاه اصلی در تحلیل توانمندسازی زنان سرپرست خانوار شناخته می‌شود.

نظریه کبیر، توانمندسازی را فراتر از توزیع منابع مادی صرف در نظر گرفته و آن را گسترش توانایی افراد برای اتخاذ تصمیمات کلان و راهبردی (انتخاب) در زندگی تعریف می‌کند. این نگرش سه‌گانه شامل موارد زیر است:  

  1. منابع (Resources): شرایط و دارایی‌هایی که انتخاب را تحت تأثیر قرار می‌دهند. این شامل دسترسی به بهداشت، آموزش، اعتبار، مالکیت و فرصت‌های معاش است.  
  • عاملیت (Agency): کانون فرآیند گزینش که نمایانگر توانایی زنان برای عمل و تصمیم‌گیری است. تقویت عاملیت نیازمند افزایش خودباوری و مهارت‌ها است.  
  • دستاوردها (Achievements): نتایج حاصل از انتخاب‌های راهبردی که منجر به بهبود وضعیتی پایدار می‌شوند.  

یک نکته تحلیلی حائز اهمیت این است که ابعاد سه‌گانه کبیر با یکدیگر در روابط متقابل چرخه‌ای قرار دارند؛ به این معنا که دستاوردهای حاصل از اعمال عاملیت در یک دوره، می‌توانند به عنوان منابع لازم برای جریان‌یابی مجدد عاملیت و کسب دستاوردهای بزرگتر در دوره‌های بعدی عمل کنند.


نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد