از حساسسازی سطحی تا نهادینهسازی استراتژیک در توسعه منابع انسانی
تابآوری (Resilience)، به عنوان توانایی حیاتی برای بازگشت قویتر پس از تحمل بحرانها، استرسها یا آسیبهای جدی، بیش از آنکه یک ویژگی ذاتی باشد، یک مجموعه مهارتهای قابل آموزش، تقویت و نهادینهسازی است.
با این حال، همانطور که دکتر جواد طلسچی یکتا، بنیانگذار رسانه تابآوری ایران، به درستی تأکید داشتهاند، شرط تحقق این آموزش، «اثربخشی و کارآمدی» آن است.
این تأکیدات، در واقع زنگ خطری است برای سازمانها و نهادهایی که آموزش تابآوری را به سادگی و در قالب رویدادهای کوتاهمدت تعریف میکنند؛ غافل از آنکه عمق این مفهوم، نیازمند طراحی برنامهای مدون، هدفمند و بومیسازی شده است.
هدف یک آموزش مؤثر تابآوری، صرفاً انتقال مفاهیم نظری نیست؛ بلکه ایجاد یک طرحوارهی تابآور در ذهن و رفتار فرد است که به صورت ناخودآگاه در مواقع بحرانی فعال شود.
بنیانگذار رسانه تابآوری ایران همواره بر یک تفاوت کلیدی تأکید دارند: کارگاهها و دورهمیهای آموزشی کوتاهمدت (نیمروزه یا نهایتاً یکروزه) در بهترین حالت ممکن، تنها میتوانند نقش حساسسازی را ایفا کنند.
کارگاههای فشرده، اگرچه از نظر سازمانی یک رخداد محسوب میشوند، اما در بهترین حالت میتوانند دو نتیجه زیر را به دست آورند:
چرا این مدل برای توسعه مهارتها ناکافی است؟
انتقال از دانستن (Knowledge) به توانستن (Skill) و سپس بودن (Schema)، نیازمند زمان، تمرین، بازخورد و تکرار است. تابآوری مجموعهای از مهارتهای شناختی، هیجانی و رفتاری است.
همانطور که نمیتوان تنها با تماشای یک ویدئو یکساعته، نواختن پیانو را آموخت، مولفههای اساسی تابآوری نیز بدون فرآیند منظم، درونی نمیشوند.
به گفته دکتر طلسچی یکتا، در این کارگاهها «صرفاً با الفاظ و لغات تخصصی و کلیدی بازی خواهد شد و به مرور مهارتهای اساسی زندگی و در بهترین حالت ممکن به این که تابآوری چه چیزهایی هست و چه چیزهایی نیست ختم خواهد شد.»
این خروجی، نه تنها هدف یک آموزش استراتژیک نیست، بلکه میتواند با ایجاد حس «دانستنِ کافی»، مانع از پیگیری آموزشهای عمیقتر در آینده شود.
این سؤال حیاتی مطرح میشود که آیا نیاز آموزشی یک سازمان دولتی یا بخش خصوصی برای کارکنان یا جامعه هدفش از آموزش تابآوری، تنها «انتقال مفاهیم کلی» نظیر «تابآوری چیست؟» است؟