تحلیل سیر تحول، حوزههای کاربردی تخصصی و واکاوی چالشهای ساختاری و حرفهای
کاری از گروه تحقیق و پژوهش در مددکاری اجتماعی ایرانیان
مددکاری اجتماعی به عنوان یک علم کاربردی و حرفهای یاریدهنده، مجموعهای از تدابیر، مشاورهها و فعالیتهای حرفهای است که با هدف ارتقای رفاه اجتماعی، کاهش آسیبها و ایجاد عدالت اجتماعی صورت میگیرد.
این رشته علمی و کاربردی تلاش میکند تا با ارائه حمایتهای روانی، اجتماعی و اقتصادی، مشکلات فردی و اجتماعی افراد و گروههای آسیبپذیر را شناسایی و حل کند.
رسالت اصلی این حرفه، کمک به توانمندسازی افراد، گروهها و جوامع برای دستیابی به استقلال شخصی و اجتماعی و استفاده مؤثر از منابع موجود در جامعه است.
از منظر فنی، الگوی ارتباطی در مددکاری اجتماعی ایران بر «ارتباط دورانی» تأکید دارد، به این معنا که فرستنده (مددکار) و گیرنده پیام (مددجو) مرتباً جای خود را عوض میکنند تا از طریق این تبادل اطلاعات و بازخورد، تصمیمات حسابشده و دقیقتری اتخاذ شود.
این مدل، ماهیت مشارکتی حرفه مددکاری را منعکس میکند، زیرا مددکار ضمن پایبندی به اصول اخلاقی و حرفهای (مانند رازداری، پذیرش و احترام)، برنامه کمکرسانی را بر اساس میزان انگیزه، ظرفیت و استعداد مددجو تنظیم میکند.
با وجود ریشههای جهانی این حرفه، مددکاری در ایران بافتار خاص خود را دارد.
در حالی که توسعه مددکاری در غرب ریشه در قانون فقرا (الیزابت ۱۵۹۸) و تأسیس مدارس خدمات اجتماعی (۱۸۹۹) دارد، در ایران، این حرفه به شدت تحت تأثیر ساختار نهادی دولتی (مانند سازمان بهزیستی و کمیته امداد) و ملاحظات فرهنگی-مذهبی قرار دارد.
به همین دلیل، ضرورت بومیسازی مفاهیم مطرح است؛ این امر نیازمند متعادل کردن اصول جهانی با شیوههای محلی، پرهیز از رمانتیک کردن تمام شیوههای سنتی، و توسعه روشهای تحقیق دقیق با احترام به روشهای بومشناختی است.
تاریخچه رسمی تأسیس مددکاری اجتماعی نوین در ایران، با نام «ستاره فرمانفرمائیان» گره خورده است که به عنوان مادر مددکاری اجتماعی ایران شناخته میشود.
اطلاعات تاریخی موثق این رشته در متون آکادمیک، از جمله کتاب «مددکاری فردی کار با فرد» تألیف دکتر مصطفی اقلیما و غنچه راهب، موجود است.
رشته مددکاری اجتماعی در ایران به عنوان یک رشته دانشگاهی یاریدهنده در کنار علومی چون راهنمایی و مشاوره، روانپزشکی و پرستاری تثبیت شده است.
در سال ۱۳۷۵، گزینش دانشجو برای مقطع کارشناسی این رشته به صورت مستقل به تصویب شورای عالی برنامهریزی رسید.
اگرچه این تثبیت آکادمیک حاصل شده، اما چالشهایی در زمینه دانش بومی وجود دارد. بسیاری از متون مرجع که در ایران استفاده میشوند، ترجمه کتب خارجی (مانند منابع آمریکایی) هستند و مترجمان ناچار بودهاند موارد خاص فرهنگی و کشوری نویسنده را حذف و توضیحات یا تغییراتی را در متن یا پانویس اعمال کنند تا قابلیت استفاده در جامعه ایران را داشته باشد.
این وضعیت نشاندهنده یک شکاف در تولید دانش بومی است که میتواند در فهم دقیق پدیدههای اجتماعی داخلی و اعمال روشهای متناسب با فرهنگ ایرانی محدودیت ایجاد کند.
همچنین، با وجود تثبیت آکادمیک، ضعف در بکارگیری این دانش در عمل (حرفهای بودن) و فقدان ساماندهی صنفی مناسب مشاهده میشود.
این امر نشان میدهد که صرف وجود رشته دانشگاهی برای حل بحرانهای اجتماعی کافی نیست و نیاز به تمرکز بیشتر بر آموزش مهارتی و حرفهای در کنار چارچوبهای تئوریک وجود دارد تا کارآیی لازم در حوزههای عملیاتی به دست آید.
اخلاق حرفهای در مددکاری اجتماعی فراتر از قواعد و مقررات صرف است و یک تعهد قلبی و انسانی مبتنی بر احترام، عدالت، مسئولیت و صداقت است.
این ارزشها باید سرلوحه تمامی تعاملات مددکار با مراجعان و جامعه قرار گیرد تا اعتبار و وجهه حرفهای نزد افکار عمومی افزایش یابد.
سند اخلاقی مرجع برای این حرفه در ایران، «سوگندنامه اخلاقی مددکاری اجتماعی» است که ملاک عمل قرار میگیرد. مفاد این سوگندنامه شامل تعهدات کلیدی زیر است :
فلسفه توانمندسازی، که هدف اصلی مددکاری (مانند آنچه در کمیته امداد تعریف شده) را ایجاد استقلال و جلوگیری از وابستگی دائمی میداند، این حرفه را به یک «تسهیلگر تغییر» تبدیل میکند. اما اجرای این توانمندسازی با موانع ساختاری جدی روبروست؛
به عنوان مثال، در سازمان بهزیستی، محدودیتهای قانونی و مالی و ضعف در مهارتآموزی، منجر به مشکل اشتغال مددجویان پس از ترخیص میشود و عملاً فرآیند توانمندسازی را مختل میسازد.
این تناقض میان هدف نظری (توانمندسازی) و واقعیت اجرایی (محدودیت منابع و آموزش) یک چالش ساختاری عمیق در این حرفه به شمار میرود.