جایگاه تابآوری در مددکاری اجتماعی نوین و رویکردهای راهبردی سازمانهای جهانی (۲۰۲۰-۲۰۳۰)
مفهوم تابآوری در مددکاری اجتماعی مدرن از یک ویژگی شخصیتی ساده یا توانایی فردی برای “بازگشت به عقب” پس از بحران، به یک فرآیند پویا، چندوجهی و سیستمیک تغییر ماهیت داده است. در چشمانداز کنونی، تابآوری به عنوان ظرفیت افراد، خانوادهها، سازمانها و جوامع برای انطباق مثبت با ناملایمات، تروما یا استرسزاهای مهم تعریف میشود.
این تغییر پارادایم، نشاندهنده گذار از مدلهای مبتنی بر نقص که بر آسیبشناسی تمرکز دارند، به سمت رویکردهای مبتنی بر نقاط قوت است که منابع و ظرفیتهای ذاتی سیستمها را شناسایی و به کار میگیرند.
با تشدید عدم قطعیتهای جهانی از جمله ناپایداری اقلیمی، درگیریهای ژئوپلیتیک و گسستهای دیجیتال، نقش سازمانهای بینالمللی مددکاری اجتماعی مانند فدراسیون بینالمللی مددکاران اجتماعی (IFSW) و انجمن بینالمللی مدارس مددکاری اجتماعی (IASSW) در تعریف و نهادینهسازی استانداردهای جدید تابآوری حیاتی شده است.
تحول مفهومی تابآوری در مددکاری اجتماعی: از فرد به سیستم
جنس اولیه مددکاری اجتماعی در اواخر قرن نوزدهم، واکنشی به مشکلات انطباق فردی در تلاطم انقلاب صنعتی و شهرنشینی بود.
بر این اساس، تعاریف اولیه تابآوری اغلب بر “ویژگیهای شخصیتی” یا توانایی یک فرد برای مقابله با سختیها از طریق سرسختی درونی متمرکز بود. با این حال، بلوغ آکادمیک مدرن باعث شده است که این حرفه دیدگاههای دوگانه “فرد در برابر محیط” را رد کند. امروزه تابآوری به عنوان یک حالت عاطفی سازگار پنداشته میشود که به شدت توسط محیط شکل میگیرد و نه یک صفت ثابت درونی.
پژوهشهای معاصر تأکید میکنند که تابآوری چیزی نیست که یک فرد “دارد”، بلکه فرآیندی است که او در چارچوب بافت اکولوژیکی-اجتماعی خود در آن “مشارکت” میکند.
این فرآیند تحت تأثیر عوامل میانجی مانند عاملیت، مهارتهای مقابلهای و حمایتهای بیرونی از سوی خانواده، مدارس و سیستمهای اجتماعی است.
این انتقال تئوریک با این شناخت مشخص میشود که هجوم مداوم ناملایمات محیطی میتواند حتی قویترین افراد را ناتوان کند؛ امری که نشاندهنده غفلت طبقهبندیشده در توصیف تابآوری صرفاً به عنوان یک ویژگی شخصی، بدون در نظر گرفتن تأثیر نابرابری اجتماعی و ظلم است.
| مرحله تئوریک | تمرکز اصلی | نگاه به مددکار/مددجو |
| سنتی/واکنشی | نقص و آسیبشناسی | گیرنده غیرفعال مداخلههای سازگاری |
| تابآوری اولیه | ویژگیهای فردی/سرسختی | فرد “تابآور” با صفات محافظتی درونی |
| سیستمیک مدرن | فرآیند اکولوژیکی-اجتماعی | عامل فعال در یک سیستم پویا و وابسته به منابع |
| اکوسوسیال (۲۰۲۵+) | روابط و پایدارسازی | جزء وابسته به یک بافت جهانی و بیننسلی |
دیدگاه سیستمیک که ریشه در نظریه عمومی سیستمها دارد، استدلال میکند که رفتار تحت تأثیر شبکهای به هم پیوسته از عوامل خانوادگی، اجتماعی، اقتصادی و محیطی است.
مددکاران اجتماعی با استفاده از این رویکرد، علائم را به صورت ایزوله درمان نمیکنند، بلکه حلقههای بازخورد و روابط سلسلهمراتبی را که الگوهای ناکارآمد را در یک سیستم حفظ میکنند، تحلیل مینمایند. با تغییر نحوه تفکر و عملکرد یک سیستم، تابآوری تمامی افراد درون آن سیستم افزایش مییابد.
مدل مددکاری اجتماعی ارتقادهنده تابآوری (RESM) یک معماری عملیاتی ارائه میدهد که عملکرد تابآورانه سیستمهای اجتماعی را در طول زمان تبیین میکند. این مدل ترکیبی از نظریههای ریسک، سیستمهای اکولوژیکی و روایتگری است.
یکی از فرضیات اصلی RESM این است که افراد و جوامع دارای ظرفیت ذاتی برای بازسازی “داستانهای اشباعشده از مشکل” به راهکارهای جایگزین برای زندگی هستند. این فلسفه تغییر، کنشگرایانه است؛ یعنی فرض میکند که اگر ابزارهای مناسب فراهم شود، مراجعان به طور طبیعی برای رسیدن به آیندهای مثبت تلاش میکنند.
دستور کار جهانی و نهادینهسازی تابآوری در سازمانهای بینالمللی
سازمانهای IFSW، IASSW و شورای بینالمللی رفاه اجتماعی (ICSW) به طور مشترک “دستور کار جهانی برای مددکاری اجتماعی و توسعه اجتماعی” را تدوین کردهاند که مسیر حرفه را از سال ۲۰۲۰ تا ۲۰۳۰ تعریف میکند.
این دستور کار به صراحت برای تقویت جایگاه و دیده شدن مددکاری اجتماعی، کمک به سازمانها برای کسب مشارکتهای جدید و افزایش اعتماد به نفس مددکاران طراحی شده است تا آنها را قادر سازد سهم قویتری در توسعه سیاستهای جهانی داشته باشند.
دستور کار دهه کنونی با عنوان “همسازی تحول اجتماعی فراگیر”، از مضامین دوسالانه به مضامین سالانه تغییر یافته است تا به بحرانهای جهانی با فوریت بیشتری پاسخ دهد. هر مضمون سالانه، یک لایه مفهومی به پایه فلسفی حرفه اضافه میکند که بر روابط و تابآوری جمعی تمرکز دارد.