
مفهوم «زن تابآور» (The Resilient Woman) در روانشناسی مدرن و مطالعات اجتماعی، صرفاً به معنای تحمل سختیها نیست؛ بلکه به توانایی بازیابی خود، رشد پس از تروما و مدیریت هوشمندانه فشارهای چندگانه (نقشهای خانوادگی، شغلی و اجتماعی) اشاره دارد.
تابآوری در زنان یک ویژگی ایستا و ذاتی نیست، بلکه فرآیندی پویا است که در تعامل میان ویژگیهای فردی و حمایتهای محیطی شکل میگیرد.
در ادامه، این موضوع را از منظر یافتههای انجمن روانشناسی آمریکا (APA) و نظریات تابآوری جنسیتی بررسی میکنیم.
ابعاد روانشناختی تابآوری در زنان
تحقیقات نشان میدهد که زنان تابآور از الگوهای فکری و رفتاری خاصی پیروی میکنند که آنها را در برابر فروپاشی روانی محافظت میکند:
الف) خودکارآمدی (Self-Efficacy)
باور به توانمندی خود در کنترل اوضاع، هسته مرکزی تابآوری است.
زن تابآور میداند که اگرچه نمیتواند تمام حوادث بیرونی را کنترل کند، اما بر واکنشهای درونی خود تسلط دارد.
ب) شفقت به خود (Self-Compassion)
برخلاف تصور عمومی، تابآوری به معنای سختگیری بر خود نیست.
مطالعات کریستین نف نشان میدهد زنانی که هنگام شکست با خود مهربان هستند، سریعتر از کسانی که خودسرزنشگری دارند، به چرخه زندگی بازمیگردند.
ج) معناجویی (Sense of Meaning)
زنان تابآور قادرند از دل رنج، معنا استخراج کنند.
این ویژگی که «رشد پس از فاجعه» (Post-Traumatic Growth) نامیده میشود، به فرد کمک میکند تا بحرانها را به فرصتی برای بازتعریف هویت خود تبدیل کند.
عوامل بیولوژیک و اجتماعی مؤثر بر تابآوری جنسیتی
تابآوری در زنان تحت تأثیر عوامل متفاوتی نسبت به مردان قرار دارد:
پاسخ «مراقب باش و دوست شو» (Tend-and-Befriend): در حالی که پاسخ کلاسیک به استرس «جنگ یا گریز» است، تحقیقات شلی تیلور نشان میدهد زنان در شرایط بحرانی تمایل دارند از طریق برقراری ارتباط با دیگران و مراقبت از فرزندان، استرس خود را مدیریت کنند. این مکانیسم بیولوژیک (مرتبط با هورمون اکسیتوسین) یکی از ارکان تابآوری زنانه است.
شبکههای حمایت اجتماعی: زنان به طور سنتی در ایجاد شبکههای حمایتی قویتر عمل میکنند. این پیوندهای اجتماعی در زمان بحران، مانند یک «ضربه گیر» (Buffer) عمل کرده و مانع از آسیبهای جدی روانی میشوند.
ویژگیهای ساختاری یک زن تابآور در دنیای معاصر
بر اساس منابع مدیریت منابع انسانی و روانشناسی اجتماعی، زن تابآور در قرن ۲۱ دارای این شاخصهاست:
انعطافپذیری شناختی: توانایی تغییر استراتژی وقتی روشهای قدیمی دیگر پاسخگو نیستند.
مرزبندی (Boundary Setting): توانایی «نه» گفتن و ایجاد مرز میان نیازهای خود و انتظارات دیگران برای جلوگیری از فرسودگی.
هوش هیجانی بالا: شناخت دقیق عواطف خود و مدیریت آنها در شرایط فشار بالایی که ناشی از «تبعیضهای جنسیتی» یا «سقفهای شیشهای» است.