تحلیل دیدگاه‌های دکتر جواد طلسچی یکتا

تحلیل دیدگاه‌های دکتر جواد طلسچی یکتا

گذار از تاب‌آوری انفعالی به توانمندسازی سیستمی

دکتر جواد طلسچی یکتا، مدرس کشوری تاب‌آوری و بنیانگذار رسانه تاب‌آوری ایران (Resilience Media) و وبسایت مددکاری اجتماعی ایرانیان، به عنوان یک چهره محوری در حوزه علوم اجتماعی و روانشناسی کاربردی در ایران شناخته می‌شود.

دیدگاه‌های ایشان پیرامون مفهوم تاب‌آوری، از رویکردهای کلاسیک رایج فراتر رفته و بر یک تغییر پارادایم از “پذیرش منفعلانه” به “کنشگری و ظرفیت‌سازی فعال” تأکید دارد. این مقاله به تحلیل تخصصی اصول و محورهای اصلی نظریات ایشان، به ویژه در زمینه تعریف تاب‌آوری، نقد آموزش‌های سنتی، و مدل‌های توانمندسازی عملی می‌پردازد.

نقد ساختاری مفهوم تاب‌آوری: فراتر از صبر و بازگشت به خط پایه

محوری‌ترین نقد دکتر طلسچی یکتا متوجه تعاریف سنتی از تاب‌آوری است که آن را مترادف با “صبر و تحمل صرف” یا صرفاً “توانایی بازگشت به حالت اولیه” پس از یک بحران می‌دانند. از منظر ایشان، این تعریف، یک تفسیر ناقص و بالقوه آسیب‌زا است که جوامع و افراد را به سمت انفعال در برابر سختی‌ها سوق می‌دهد.

پارادایم تاب‌آوری فعال (ظرفیت‌سازی)

دکتر طلسچی یکتا تاب‌آوری را نه یک ویژگی شخصیتی ثابت، بلکه مجموعه‌ای اکتسابی و پویا از مهارت‌ها، منابع درونی و بیرونی می‌داند که هدف نهایی آن “ظرفیت‌سازی و توانمندسازی” برای “ارزش‌آفرینی و رشد” در دل دشواری‌ها است.

بر این اساس، فرد تاب‌آور کسی نیست که صرفاً دوام آورده، بلکه کسی است که در چرخه بحران‌ها، فعالانه منابع جدیدی می‌سازد یا منابع موجود خود را برای دستیابی به دستاوردهای چشمگیر، بازآرایی می‌کند.

تفاوت کلیدی:

  • دیدگاه سنتی: تاب‌آوری به مثابه ارتجاعیت (Elasticity) یا بازگشت به شکل پیشین.
  • دیدگاه طلسچی یکتا: تاب‌آوری به مثابه انعطاف‌پذیری و ظرفیت تحول (Transformational Flexibility) یا شکوفایی و حرکت به وضعیتی بهتر از قبل از بحران. بازگشت به حالت اول تنها یک بُعد از این فرایند است.

مدل چهار ستونی “تاب‌آورسازی”: رویکردی عمل‌گرایانه

برای عملیاتی ساختن تعریف تاب‌آوری فعال، ایشان مدلی چهار ستونی را برای “تاب‌آورسازی” فردی و اجتماعی پیشنهاد می‌کنند که تمرکز آن بر اقدام مؤثر و ثبت نتایج است:

بازتعریف باورها (Belief Reframing)

این ستون بر ضرورت تغییر روایت ذهنی در مواجهه با چالش‌ها تأکید دارد. باورها باید از محور “چگونه این رنج را تحمل کنم؟” به “چگونه از این سختی، دستاورد یا ارزش جدیدی خلق کنم؟” منتقل شوند. این فرایند شامل تقویت خودآگاهی، خودمدیریتی، و توسعه جهان‌بینی فردی برای یافتن معنا در مسیر پیشرفت است.

توانمندسازی مهارتی (Skill Empowerment)

تاب‌آوری نمی‌تواند صرفاً یک مفهوم انتزاعی باقی بماند. دکتر طلسچی یکتا بر لزوم آموزش مهارت‌های عینی و کاربردی تأکید دارد. این مهارت‌ها شامل دو دسته می‌شوند:

  • مهارت‌های سخت (Hard Skills): مانند کارآفرینی، سواد مالی و مدیریت ریسک.
  • مهارت‌های نرم (Soft Skills): مانند حل تعارض، تنظیم هیجانی، خودمراقبتی و هوش اجتماعی.

شبکه‌سازی حمایتی (Supportive Networking)

تاب‌آوری یک مفهوم انفرادی نیست؛ بلکه در بستر اجتماعی و ارتباطی شکل می‌گیرد. این ستون بر تقویت شبکه‌های حمایت اجتماعی، ایجاد حلقه‌های همیار (Peer Groups)، منتورینگ و استفاده ساختاریافته از ظرفیت سازمان‌های مردم‌نهاد تأکید دارد. دسترسی به دیگران برای دریافت کمک، بخش کلیدی تاب‌آوری است.

ثبت دستاورد و بازخورد (Achievement Logging)

برای تقویت خودکارآمدی (Self-Efficacy)، لازم است فرایند تاب‌آوری مستندسازی شود. ثبت مسیر پیشرفت، اندازه‌گیری اثربخشی اقدامات، و بازخورد هدفمند، نه تنها به تقویت فرد تاب‌آور کمک می‌کند، بلکه الگویی الهام‌بخش و مبتنی بر شواهد برای دیگران فراهم می‌سازد.

لزوم تحول در آموزش تاب‌آوری و نقش رسانه تخصصی

دکتر طلسچی یکتا با انتقاد جدی از رویکردهای رایج آموزشی، بر ضرورت تحول در متدولوژی‌های آموزش تاب‌آوری تأکید دارد.

نقد آموزش‌های تئوری و شعارمحور

به اعتقاد ایشان، سخنرانی‌های تئوری و صرفاً آگاهی‌بخش درباره “چیستی تاب‌آوری”، فاقد تأثیر عملی و قابل اندازه‌گیری در ارتقاء واقعی تاب‌آوری جامعه هستند. وی معتقد است که آموزش‌های گذشته بیشتر به سمت تعاریف انتزاعی سوق یافته‌اند و نتیجه این رویکرد، سطحی از تاب‌آوری در جامعه است که “قابل اعتبار و استناد نیست”.

رویکرد مبتنی بر شواهد و عملیاتی

برای خروج از این وضعیت، آموزش‌های نوین باید دارای ویژگی‌های زیر باشند:

  1. کاربردی و عملیاتی: ارائه راهکارها و مهارت‌های قابل استفاده در زندگی روزمره.
  2. مبتنی بر شواهد علمی: استفاده از آخرین یافته‌های روانشناسی مثبت و روانشناسی تاب‌آوری.
  3. قابل ارزیابی و اثربخشی: طراحی مکانیزم‌های سنجش برای اندازه‌گیری بازده واقعی آموزش‌ها.

رسانه به عنوان ابزار توانمندسازی

تأسیس رسانه تاب‌آوری ایران (در ادامه فعالیت‌های وبسایت مددکاری اجتماعی ایرانیان) در این راستا تعریف می‌شود. هدف از این اقدام، ایجاد یک پرتال جامع تخصصی و یک اکوسیستم یکپارچه برای:

  • هم‌آوردسازی دانش‌آموختگان علوم روانشناختی و جامعه‌شناختی.
  • تولید محتوای تخصصی و مبتنی بر شواهد به زبان فارسی.
  • سوق دادن تاب‌آوری از حوزه فردی به یک استراتژی ملی و سیستمی.

این رسانه به جای تمرکز بر “تاب‌آوری رسانه” (توانایی رسانه در مدیریت بحران)، بر “رسانه تاب‌آوری” (استفاده از رسانه به عنوان ابزاری برای توانمندسازی جامعه) متمرکز است و در تلاش است تا همپوشانی‌ها و پراکندگی محتوا در فضای مجازی را رفع نماید.

نتیجه‌گیری فنی

دیدگاه‌های دکتر جواد طلسچی یکتا در حوزه تاب‌آوری، نشان‌دهنده یک گرایش تخصصی و عملیاتی در علوم اجتماعی ایران است. این رویکرد، با ریشه در حوزه مددکاری اجتماعی و دکتری مدیریت، از تمرکز صرفاً روانشناختی بر تاب‌آوری فردی فاصله گرفته و بر الگوهای توانمندسازی سیستمی، عملیاتی و قابل اندازه‌گیری تأکید می‌کند.

نقطه عطف این نظریه، تعریف تاب‌آوری به عنوان یک فرایند فعال برای خلق ارزش و بازآرایی منابع در مواجهه با سختی است که مستلزم بازنگری جدی در متون و متدهای آموزشی و استفاده استراتژیک از ظرفیت رسانه‌های تخصصی (همچون رسانه تاب‌آوری ایران) برای نیل به اهداف تاب‌آوری اجتماعی و سازمانی است.


آموزش تاب‌آوری برای نابینایان

آموزش تاب‌آوری برای نابینایان

آموزش تاب‌آوری برای نابینایان

چارچوب‌های نظری و مدل‌های تدریس بین‌المللی

چکیده: تاب‌آوری به عنوان توانایی سازگاری موفقیت‌آمیز در مواجهه با شرایط سخت و چالش‌زا، برای افراد دارای اختلالات بینایی از اهمیت حیاتی برخوردار است.

تأکید اصلی بر رویکردهای اکولوژیک، شناختی-رفتاری و مدل شایستگی محور است که فرد را قادر می‌سازد تا از منابع داخلی و خارجی خود برای غلبه بر موانع استفاده کند.

مقدمه: ضرورت تاب‌آوری در مواجهه با نابینایی

اختلال بینایی، به‌ویژه نابینایی کامل، یک عامل استرس‌زای عمده است که بر تمامی ابعاد زندگی فرد، از استقلال حرکتی و مهارت‌های روزمره گرفته تا تعاملات اجتماعی و فرصت‌های شغلی تأثیر می‌گذارد.

در حالی که آموزش مهارت‌های فنی (مانند خط بریل یا جهت‌یابی و تحرک – O&M) به افراد نابینا کمک می‌کند تا به طور فیزیکی در جهان حرکت کنند، تاب‌آوری به آن‌ها قدرت ذهنی و عاطفی می‌بخشد تا با تعصبات، موانع محیطی، شکست‌های احتمالی و احساسات از دست دادن کنار بیایند. تاب‌آوری صرفاً به معنای «بازگشت به حالت اولیه» نیست، بلکه به معنای «پیشرفت و رشد» از طریق سختی‌ها است.

اتودهای (چارچوب‌های نظری) کلیدی برای آموزش تاب‌آوری

آموزش تاب‌آوری برای افراد نابینا باید بر اساس مدل‌های جامع و چندبُعدی بنا شود که هم به عوامل درونی و هم به منابع محیطی توجه داشته باشند. در سطح بین‌المللی، دو چارچوب نظری اصلی این اتودها را تشکیل می‌دهند:

چارچوب اکولوژیک تاب‌آوری (The Ecological Model of Resilience)

  • اصول تدریس:
    • تمرکز بر منابع: به جای تمرکز بر آسیب‌ها، بر نقاط قوت فردی (مانند هوش، شوخ‌طبعی، پشتکار) و منابع حمایتی بیرونی (خانواده، مربیان، دوستان) تأکید می‌شود.
    • میکروسیتسم (Micro-system): آموزش به خانواده‌ها برای تبدیل شدن به یک محیط حمایتی قوی و تقویت‌کننده استقلال.
    • ماکروسیتسم (Macro-system): آموزش مهارت‌های “خودمختاری و خود-وکالت” (Self-Advocacy and Self-Determination) به فرد نابینا، تا بتواند موانع اجتماعی و ساختاری را شناسایی کرده و برای رفع آن‌ها اقدام کند. این اتود فرد را از یک دریافت‌کننده منفعل خدمات، به یک عامل فعال تغییر تبدیل می‌کند.


هوش مصنوعی و تاب‌آوری سازمانی

هوش مصنوعی و تاب‌آوری سازمانی

معماری نوین پایداری در عصر بحران‌های پیش‌بینی‌ناپذیر

مقدمه: تاب‌آوری، از واکنش تا پیش‌بینی

در محیط پرتلاطم کسب‌وکار قرن بیست‌و‌یکم، تاب‌آوری سازمانی (Organizational Resilience) دیگر صرفاً به معنای توانایی «بازگشت» پس از یک بحران نیست؛ بلکه تبدیل به قابلیتی برای «پیش‌بینی»، «جلوگیری» و «کسب مزیت» از دل اختلالات شده است.

بر اساس گزارش‌های معتبر جهانی (نظیر McKinsey Global Institute و Gartner Reports)، سازمان‌های پیشرو در سال ۲۰۲۵ به طور فزاینده‌ای از سیستم‌های AI برای حرکت از تحلیل‌های توصیفی (Descriptive) و پیش‌بینانه (Predictive) به سمت تحلیل‌های تجویزی (Prescriptive Analytics) استفاده می‌کنند.

این سیستم‌ها نه تنها وقوع یک بحران را اعلام می‌کنند، بلکه دقیقاً دستورالعمل‌هایی را برای اقدام بهینه ارائه می‌دهند.

تحول از پیش‌بینی به تجویز در مدیریت ریسک

در گذشته، سازمان‌ها بر اساس داده‌های تاریخی (تحلیل توصیفی) به شناسایی مشکلات گذشته می‌پرداختند. سپس، با ورود یادگیری ماشین، توانستند آینده را پیش‌بینی کنند (تحلیل پیش‌بینانه)، به این معنا که «چه اتفاقی ممکن است بیفتد؟»

اما هوش مصنوعی نسل جدید، با تکیه بر تحلیل‌های تجویزی، گام را فراتر نهاده و به این پرسش حیاتی پاسخ می‌دهد: «برای دستیابی به بهترین نتیجه یا جلوگیری از بدترین سناریو، ما باید چه کاری انجام دهیم؟»

سیستم‌های پیش‌بینی‌کننده و نقش حیاتی آن‌ها

سیستم‌های AI با پردازش داده‌های حجیم (Big Data) از منابع متنوع (مالی، آب و هوا، شبکه‌های اجتماعی، داده‌های حسگرها و غیره) قادرند:

  1. شناسایی الگوهای ضعیف (Weak Signals): قبل از تبدیل شدن یک اختلال کوچک به یک بحران تمام‌عیار، AI می‌تواند الگوهای ظریف و نشانه‌های اولیه را تشخیص دهد.
  2. مدل‌سازی سناریوهای پیچیده: AI می‌تواند هزاران شبیه‌سازی از نحوه تأثیرگذاری متغیرهای مختلف (مانند تغییرات تعرفه گمرکی، بلایای طبیعی، یا کمبود نیروی کار) بر سازمان را اجرا کند.
  3. بهینه‌سازی تصمیم‌گیری در لحظه: در شرایط اضطراری، تصمیم‌گیری انسان تحت فشار زمان و استرس اغلب بهینه نیست. AI می‌تواند در کسری از ثانیه، مسیر عمل بهینه را بر اساس هدف تعیین‌شده (مثلاً کمترین هزینه، سریع‌ترین بازیابی) پیشنهاد دهد.

کاربرد تحلیل‌های تجویزی در حوزه‌های کلیدی تاب‌آوری

۱. تاب‌آوری زنجیره تأمین (Supply Chain Resilience)

زنجیره‌های تأمین جهانی به شدت شکننده هستند. اختلال در هر نقطه (یک کارخانه تعطیل‌شده، یک مسیر دریایی مسدود شده، یا یک حمله سایبری) می‌تواند کل سیستم را فلج کند.


هوش مصنوعی و مرزهای نوین تاب‌آوری

هوش مصنوعی و مرزهای نوین تاب‌آوری

هوش مصنوعی و مرزهای نوین تاب‌آوری

از تراپیست رباتیک تا تقویت پایداری فردی

مقدمه: تغییر پارادایم در مواجهه با چالش‌های روانی

روند جهانی نشان می‌دهد که در سال‌های اخیر، به‌ویژه با ظهور مدل‌های پیشرفته هوش مصنوعی مولد (Generative AI)، تمرکز کاربرد این فناوری از صرفاً تولید محتوا به سمت تعاملات عمیق‌تر و معنادارتر، به‌ویژه در حوزه سلامت روان، سوق یافته است.

این تحول، مرزهای جدیدی را برای دسترسی، هزینه و کیفیت خدمات همراهی و تراپی ایجاد کرده است.

هوش مصنوعی مولد به عنوان همراه و تراپیست (AI as Companion and Therapist)

بر اساس گزارش‌های پژوهشی اخیر، از جمله مطالعات مورد اشاره در Harvard Business Review (HBR) در سال ۲۰۲۵، بالاترین رشد کاربرد هوش مصنوعی مولد دیگر در ایده‌پردازی یا کدنویسی نیست، بلکه در نقش “تراپی و همراهی” دیده می‌شود. این تغییر، ناشی از پاسخگویی AI به یک خلأ بزرگ در نظام‌های سنتی سلامت روان است.

دلایل کلیدی برای پذیرش گسترده هوش مصنوعی در سلامت روان

چندین عامل باعث شده است که کاربران به‌سرعت به سمت خدمات سلامت روان مبتنی بر هوش مصنوعی روی بیاورند:

  1. دسترسی ۲۴/۷ و فوری: برخلاف درمانگران انسانی که ساعات کاری محدودی دارند، چت‌بات‌ها و همراهان هوش مصنوعی به صورت شبانه‌روزی و در لحظه در دسترس هستند. این دسترسی برای مدیریت بحران‌های ناگهانی یا نیازهای روزمره حمایتی، حیاتی است.
  2. حذف انگ و قضاوت: یکی از بزرگترین موانع در جستجوی کمک‌های روانی، ترس از قضاوت شدن، شرمندگی، یا افشای اطلاعات شخصی نزد یک انسان دیگر است. تعامل با یک موجود غیرانسانی، این موانع را کاملاً از بین می‌برد و کاربران را تشویق به خودافشایی بیشتر می‌کند.
  3. هزینه مقرون‌به‌صرفه: خدمات تراپی سنتی اغلب گران و زمان‌بر هستند. ابزارهای هوش مصنوعی این خدمات را به صورت رایگان یا با هزینه‌ای بسیار کم در اختیار میلیون‌ها نفر قرار می‌دهند، و دسترسی به مراقبت‌های اولیه روانی را در سطح جهانی افزایش می‌دهند.
  4. شخصی‌سازی مقیاس‌پذیر: هوش مصنوعی با تحلیل الگوهای رفتاری، زبانی و عاطفی کاربر، قادر است توصیه‌ها، تمرین‌ها و مکالمات را به شکلی فوق‌العاده شخصی‌سازی شده ارائه دهد که می‌تواند از لحاظ محتوایی بسیار مؤثر باشد.


توسعه و حفظ تاب‌آوری حرفه‌ای مددکاران اجتماعی

توسعه و حفظ تاب‌آوری حرفه‌ای مددکاران اجتماعی

مدل سه‌گانه در خط مقدم آسیب‌های اجتماعی

توسعه و حفظ تاب‌آوری حرفه‌ای مددکاران اجتماعی

مدل سه‌گانه در خط مقدم آسیب‌های اجتماعی

بقا، کارایی و سلامت روان مددکاران در این محیط‌های پرچالش، به توسعه و حفظ تاب‌آوری حرفه‌ای وابسته است. تحقیقات نوین و منابع معتبر جهانی (از جمله تحقیقات علمی-پژوهشی در حال ظهور در سال ۲۰۲۵) بر لزوم اتخاذ یک رویکرد جامع و چندسطحی تأکید دارند که اغلب به شکل مدل سه‌گانه تاب‌آوری حرفه‌ای نمود پیدا می‌کند. این مدل، مسئولیت حفظ سلامت روان را نه فقط بر دوش فرد، بلکه بر ساختار و فرهنگ سازمان نیز می‌داند.

خود مراقبتی فعال (Active Self-Care): راهبردهای فردی و اخلاقی

خودمراقبتی در مددکاری اجتماعی فراتر از یک انتخاب شخصی یا تفریح کوتاه‌مدت است؛ بلکه یک الزام اخلاقی و مولفه حیاتی شایستگی حرفه‌ای محسوب می‌شود. خود مراقبتی فعال شامل استراتژی‌های آگاهانه و مستمری است که فرد برای حفظ و ارتقاء سلامت جسمی، روانی و عاطفی خود به کار می‌برد.

الف. مرزگذاری و مدیریت زمان

  • مرزهای شفاف: تعیین مرزهای مشخص بین زندگی کاری و شخصی (مانند عدم پاسخگویی به تماس‌ها و ایمیل‌های کاری خارج از ساعات اداری).
  • مدیریت caseload: دفاع از میزان معقول و مدیریت‌پذیر پرونده‌ها برای جلوگیری از فشار بیش از حد.

ب. شیوه‌های بازیابی و تأمل

  • ذهن‌آگاهی و تأمل: تمرین ذهن‌آگاهی (Mindfulness) برای حضور در لحظه و کاهش نشخوارهای فکری ناشی از کار.
  • حمایت‌های شخصی: حفظ شبکه‌های اجتماعی قوی، روابط خانوادگی سالم و استفاده از حمایت همکاران (Peer Support).
  • فعالیت‌های جسمی و تفریحی: ورزش منظم، خواب کافی و تغذیه سالم به‌عنوان پایه‌های فیزیکی تاب‌آوری.

مدیریت همدلی ثانویه (Managing Secondary Trauma/Empathy)

الف. آگاهی و تشخیص علائم

  • شناسایی علائم STS: شناخت علائم هشداردهنده ترومای ثانویه (مانند تحریک‌پذیری، اختلالات خواب، کناره‌گیری عاطفی یا تصاویر مزاحم) برای مداخلات زودهنگام.
  • خودشفقت‌ورزی (Self-Compassion): به‌جای سرزنش خود، با مهربانی و درک با واکنش‌های عاطفی خود نسبت به رنج مراجعین برخورد کردن.

ب. تمرین‌های انعکاسی (Reflective Practice)

  • تأمل انتقادی: استفاده از مراقبت نظارتی برای بررسی و پردازش تأثیر کار بر روی خود، نه فقط تمرکز بر پرونده مراجع.
  • تغییر چشم‌انداز: تمرکز بر تاب‌آوری نیابتی (Vicarious Resilience)؛ یعنی مشاهده و جشن گرفتن ظرفیت مراجعین برای بهبودی و رشد، که می‌تواند منبع انرژی مثبتی برای مددکار باشد.

حمایت نظارتی (Supervisory Support) و فرهنگ سازمانی حامی

مدل سه‌گانه تأکید می‌کند که تاب‌آوری یک ویژگی صرفاً فردی نیست، بلکه یک نتیجه سیستمی است. نقش حمایت نظارتی مؤثر و فرهنگ سازمانی سالم در این میان تعیین‌کننده است.

الف. نظارت متمرکز بر تاب‌آوری (Resiliency-Focused Supervision)

  • فراهم کردن فضای امن: محیط نظارتی باید یک فضای امن و غیرقضاوتی برای مددکاران فراهم کند تا بتوانند درباره چالش‌ها، اشتباهات و تأثیرات عاطفی کار با مراجعین صحبت کنند.
  • تسهیل خود مراقبتی: سوپروایزر باید به‌طور فعال در مورد برنامه‌های خودمراقبتی و مرزگذاری مددکاران سؤال کرده و از آن‌ها حمایت کند، نه اینکه فقط بر عملکرد تمرکز کند.
  • آموزش مهارت: فراهم کردن آموزش‌های مستمر در زمینه مدیریت تروما، مهارت‌های مقابله‌ای و فنون افزایش تاب‌آوری.