اهمیت استراتژیک تابآوری
تحلیلی جامع بر ابعاد روانشناختی، سازمانی و جهانی
مقدمه: تبیین پارادایم تابآوری در عصر جهانی شدن و بحران
تابآوری (Resilience) دیگر صرفاً یک مفهوم روانشناختی نیست، بلکه یک توانمندی استراتژیک و حیاتی در سطح فردی، سازمانی و جهانی است.
تعریف آکادمیک تابآوری بر دو بعد اساسی تأکید دارد:
فرآیند و نتیجه. تابآوری به عنوان فرآیند و نتیجه انطباق موفقیتآمیز
با تجربیات دشوار یا چالشبرانگیز زندگی، بهویژه از طریق انعطافپذیری
ذهنی، عاطفی و رفتاری و تنظیم با مطالبات بیرونی و درونی تعریف میشود.۱
این انطباق، توانایی “بازگشتن” (bounce back) از شرایط دشوار را در بر میگیرد.۱
درک نظری تابآوری در دهههای اخیر دستخوش تحولات مهمی شده است. در
ابتدا، تمرکز بر تابآوری به عنوان یک صفت شخصی (personal trait) بود، اما
دیدگاههای مدرنتر آن را به عنوان یک فرآیند پویا مینگرند.۲
این تغییر پارادایم، اهمیت استراتژیک تابآوری را افزایش داده است، زیرا
تأکید میکند که تابآوری ذاتی نیست. محققان به صراحت بیان میکنند که
تابآوری چیزی نیست که افراد یا دارند یا ندارند.۳ بلکه یک فرآیند است که
در آن عوامل متعددی از جمله خانواده، جامعه و شیوههای فرهنگی تعامل
میکنند. مهمترین دستاورد این رویکرد آن است که مهارتها و منابع مرتبط با
انطباق مثبتتر (تابآوری بیشتر) را میتوان توسعه داد و تمرین کرد.۱
در دنیای مدرن که با افزایش استرسهای مزمن، تروما، و عدم قطعیت مشخص
میشود، درک ضرورت تابآوری دوچندان میشود.۲ از یک سو، تابآوری به عنوان
یک توانمندی زیستی-اجتماعی عمل میکند.
نیاز به ارتباط اجتماعی یک نیاز اساسی انسانی است که برای بقا به اندازه
آب و غذا ضروری است.۴ توانایی افراد برای تکیه بر یکدیگر همواره برای بقا
حیاتی بوده است و تابآوری به شدت به منابع اجتماعی و کیفیت آنها وابسته
است.۱
این امر توجیه میکند که سرمایهگذاری در تابآوری باید از سطح صرفاً
فردی فراتر رفته و به سطح سیاستگذاری سیستمی ارتقا یابد. وقتی تابآوری به
عنوان یک فرآیند پویا در نظر گرفته میشود، مداخلات آموزشی و سیاستگذاری
برای کاهش اثرات ناملایمات شدید (استرس سمی) و ایجاد محیطهای حمایتی قابل
مقیاسپذیری میشوند.۳
هدف نهایی، نه فقط درمان پیامدهای استرس، بلکه پیشگیری سیستمی از طریق تقویت زیرساختهای روانی و اجتماعی است.
ریشههای نظری و مدلهای پیشرفته تابآوری: چارچوبهای یکپارچهساز
مطالعه تابآوری روانشناختی از زمان پیدایش خود دستخوش چندین تغییر پارادایم شده است.
در حالی که تعاریف و یافتهها در طول زمان متفاوت بودهاند، اکثر
مفاهیمسازیها نشان میدهند که تابآوری شامل قرار گرفتن در معرض
ناملایمات قابل توجه (از درگیریهای روزمره تا رویدادهای بزرگ زندگی) و
نمایش سازگاری مثبت است.۲
چارچوب یکپارچهساز ART
برای پل زدن میان رویکردهای نظری مختلف که تابآوری را به عنوان صفت،
فرآیند یا عامل سیستمی میدانند، یک چارچوب یکپارچهساز به نام ART
(Acknowledgment, Reframe, and Tailoring) معرفی شده است.۲
این چارچوب درکی جامع از نحوه همکاری مکانیسمهای مختلف تابآوری در
زمینههای واقعی ارائه میدهد و بر تعامل پویا بین شناسایی منابع، بازسازی
تهدیدها به عنوان چالشها، و تنظیم انطباقی بین منابع و چالشها تمرکز
دارد.۲
- تصدیق (Acknowledgment): شامل شناسایی صادقانه منابع موجود و تهدیدهای پیش رو.
- بازسازی شناختی (Reframe): فرآیند تبدیل شناختی تهدیدات درکشده به چالشهای قابل مدیریت که پتانسیل یادگیری و رشد را فراهم میکنند.
- انطباق تطبیقی (Tailoring): تنظیم پویا و انعطافپذیر منابع موجود با الزامات چالشهای محیطی.
این چارچوب ART نشان میدهد که تابآوری در هسته خود یک فرآیند مدیریت
ریسک شناختی است. موفقیت انطباق یک فرد یا سیستم، به شدت وابسته به این است
که چگونه تهدید را درک کرده و آن را بازسازی کند.
به طور مثال، تابآوری تحصیلی در دانشآموزان نه تنها با عملکرد قبلی،
بلکه با مهارتهای شناختی خاص مانند توانایی به خاطر سپردن، خلاصهسازی و
درک مطلب مرتبط است.۶
این امر نشان میدهد که سرمایهگذاری در قابلیتهای شناختی، در واقع
سرمایهگذاری در قابلیت مدیریت ریسک سیستمی در برابر چالشهای محیطی است.
چشمانداز توسعهای و بینرشتهای
تحقیقات دانشگاهی بر ضرورت درک بینرشتهای تابآوری تأکید دارند. ارزش
بالایی در تحقیقات فرارشتهای وجود دارد که بینشهای حاصل از روانشناسی رشد
را با تخصصهای انسانشناسی، جامعهشناسی و روانشناسی فرهنگی ادغام
میکند.۷
چنین تحقیقاتی میتوانند درک ما را از فرآیندهای حفاظتی و آسیبپذیری
خاص در زمینههای فرهنگی یا زیرگروههای مختلف به طور قابل توجهی افزایش
دهند.
علاوه بر این، اگرچه بخش اعظم تحقیقات اولیه بر روی تابآوری در کودکان
متمرکز بوده است، اما تابآوری میتواند در هر نقطه از رشد انسانی به دست
آید.