فهرست عناوین مطلب [پنهان]
- واکاوی انتقادی ساختار حرفهای مددکاری اجتماعی در ایران
- پیشینه تاریخی و تکوین حرفهای: از آموزشگاه عالی تا دستگاههای اجرایی
- نقاط عطف تاریخی در تثبیت جایگاه اداری مددکاری اجتماعی
- کالبدشکافی همایشهای سالانه: تریبونهای علمی یا تشریفات اداری؟
- واکاوی وضعیت ردیفهای استخدامی و رسته شغلی: واقعیتهای قانونی
- رسته امور اجتماعی و رشتههای شغلی تابعه
- چالش شرایط احراز و ورود غیرمتخصصها
- تحلیل مطالبات معیشتی و رفاهی: حقوق پایین و امنیت شغلی متزلزل
- فوقالعاده سختی کار و مزایای رفاهی
- تعرفهگذاری خدمات: حلقه مفقوده درآمدزایی حرفهای
- عزم حاکمیتی یا عدم اولویت؛ چرا ردیف استخدامی اختصاصی محقق نمیشود؟
- همایش در برابر میدان: ضرورت بازنگری در راهبردهای صنفی
- آسیبشناسی رویکرد همایشمحور
- راهبرد جایگزین: کار میدانی و سازمان نظام حرفهای
- جمعبندی و نتیجهگیری نهایی
واکاوی انتقادی ساختار حرفهای مددکاری اجتماعی در ایران
تقابل رویکردهای همایشی با واقعیتهای استخدامی، رفاهی و منزلت شغلی
ساختار حرفهای مددکاری اجتماعی در ایران، پس از گذشت بیش از شش دهه از حیات آکادمیک خود، امروزه در نقطهای حساس و پارادوکسیکال ایستاده است. از یک سو، شاهد تورم رویدادهای علمی، همایشهای سالانه و مناسبتهای تقویمی هستیم که با مشارکت گسترده نهادهای حاکمیتی، دانشگاهی و سازمانهای رفاهی برگزار میشوند و از سوی دیگر، بدنه اجرایی این حرفه در سطوح عملیاتی با چالشهای بنیادین در زمینههای معیشتی، استخدامی و هویت مستقل صنفی دستوپنجه نرم میکند.
این گزارش با رویکردی تحلیلگرانه، به بررسی این پرسش میپردازد که چرا همایشهای سالانه، علیرغم تکرار و تداوم، در تحقق مطالبات واقعی مددکاران اجتماعی ناکام ماندهاند و آیا ارتقای جایگاه این حرفه از طریق رویکردهای تشریفاتی میسر است یا نیازمند بازنگری ساختاری در میدان عمل و قوانین استخدامی کشور است.
پیشینه تاریخی و تکوین حرفهای: از آموزشگاه عالی تا دستگاههای اجرایی
مددکاری اجتماعی در ایران پیوندی دیرینه با نام ستاره فرمانفرماییان و تاسیس آموزشگاه عالی خدمات اجتماعی در سال ۱۳۳۶ دارد.
این حرفه در بدو پیدایش، به عنوان یک ضرورت مدرن برای پاسخگویی به چالشهای ناشی از صنعتیشدن و توسعه شهری وارد ساختار اداری کشور شد. با این حال، ماهیت حرفهایسازی این رشته در ایران از همان ابتدا تحت تاثیر یک الگوی “بالا به پایین” و شخصیتمحور قرار داشت که منجر به وابستگی شدید به اراده دولتها و نهادهای رسمی شد.
پس از انقلاب اسلامی، با تجمیع بنیادها و موسسات حمایتی و تشکیل سازمان بهزیستی کشور، مددکاری اجتماعی به هسته مرکزی خدمات رفاهی تبدیل شد.
توسعه ساختاری در سازمانهایی نظیر کمیته امداد امام خمینی، بنیاد شهید و امور ایثارگران، و بعدها در وزارت بهداشت و قوه قضاییه، فضای اشتغال گستردهای را برای فارغالتحصیلان این رشته فراهم آورد. اما این گسترش کمی، لزوماً به معنای استقلال حرفهای و ارتقای منزلت شغلی نبود، چرا که مددکاران در این سازمانها بیشتر به عنوان بازوان اجرایی سیاستهای حمایتی دولت عمل کردهاند تا متخصصانی صاحبصلاحیت در سیاستگذاری کلان.
نقاط عطف تاریخی در تثبیت جایگاه اداری مددکاری اجتماعی
| دوره زمانی | اقدام کلیدی/رویداد ساختاری | پیامد حرفهای | منبع اسنادی |
| دهه ۱۳۳۰ | تاسیس آموزشگاه عالی خدمات اجتماعی | آغاز تربیت نیروی متخصص آکادمیک در سطح ملی | |
| ۱۳۵۹ | تشکیل سازمان بهزیستی کشور | تمرکز خدمات مددکاری در یک نهاد تخصصی دولتی | |
| دهه ۱۳۷۰ | ورود رسمی مددکاری به وزارت بهداشت | تعریف پستهای مددکاری در ساختار درمانی و بیمارستانی | |
| دهه ۱۳۸۰ | تصویب قانون مدیریت خدمات کشوری | جایگذاری مددکاری در رسته امور اجتماعی و تعیین ضوابط استخدامی | |
| ۱۴۰۳-۱۴۰۴ | پیگیری سازمان نظام مددکاری | تلاش برای ایجاد نهاد خودگردان و تنظیمگر حرفهای |
کالبدشکافی همایشهای سالانه: تریبونهای علمی یا تشریفات اداری؟
برگزاری همایش روز ملی مددکاری اجتماعی، که اکنون به چهلمین دوره خود رسیده است، به عنوان بزرگترین گردهمایی صنفی و علمی این حرفه در ایران شناخته میشود. این همایشها معمولاً با شعارهای محوری نظیر “مددکاری اجتماعی و سیاستگذاری توانمندسازانه” یا “مددکاری اجتماعی و میانجیگری” برگزار میشوند و هدف خود را حساسسازی جامعه و مسئولان نسبت به مسائل اجتماعی و ارتقای دانش حرفهای اعلام میکنند.
تحلیل محتوایی این همایشها نشان میدهد که آنها در “تولید ادبیات نظری” و “گفتمانسازی” نسبتاً موفق بودهاند. حضور مقامات عالیرتبه کشوری، نمایندگان مجلس و مهمانان بینالمللی از فدراسیون جهانی مددکاران اجتماعی (IFSW)، به این حرفه وجاهتی آکادمیک و بینالمللی بخشیده است. با این حال، شکاف عمیقی میان “بیانیههای پایانی” این همایشها و “بخشنامههای اجرایی” سازمانهای دولتی مشاهده میشود.
بسیاری از منتقدان و فعالان صنفی معتقدند که این رویدادها به دلیل ماهیت “جشنگونه” و تمرکز بر تقدیر از پیشکسوتان، از پرداختن به ریشههای بحران در معیشت و جایگاه سازمانی مددکاران بازماندهاند. در واقع، همایشها به جای آنکه ابزاری برای “فشار ساختاری” به منظور اصلاح ردیفهای استخدامی باشند، به فضایی برای “تخلیه هیجانی” و “تایید متقابل” میان مدیران و بدنه حرفهای تبدیل شدهاند.
این فقدان اثربخشی مستقیم در ارتقای شرایط کلی مددکاری کشور، ناشی از عدم پیوند ارگانیک میان خروجی علمی همایشها و مکانیزمهای تصمیمگیری در سازمان اداری و استخدامی است.
واکاوی وضعیت ردیفهای استخدامی و رسته شغلی: واقعیتهای قانونی
یکی از دغدغههای اصلی که در پرسش مخاطب مطرح شده، وضعیت ردیفهای استخدامی اختصاصی و رسته شغلی مستقل است. بررسی دقیق اسناد و بخشنامههای سازمان اداری و استخدامی کشور، از جمله بخشنامه شماره ۵۹۸۶۶/۱۸۰۲، نشان میدهد که حرفه مددکاری اجتماعی در حال حاضر فاقد یک “رسته مستقل” است.
رسته امور اجتماعی و رشتههای شغلی تابعه
مددکاری اجتماعی در ساختار فعلی نظام طبقه بندی مشاغل، زیرمجموعه “رسته امور اجتماعی” تعریف شده است. این رسته شامل طیف وسیعی از مشاغل است که لزوماً همگی مددکاری تخصصی نیستند. بر اساس آخرین تغییرات ضوابط اجرایی این رسته:
-
رشته شغلی “مددکار اجتماعی” به عنوان یک رشته اصلی در رسته امور اجتماعی باقی مانده است، اما رشته “کمک مددکار اجتماعی” از مجموعه حذف گردیده و تنها شاغلان قبلی مجاز به ادامه خدمت در آن هستند.
-
رسته فرعی جدیدی تحت عنوان “امور انتظامی، تامینی و تربیتی و بازرسی” ایجاد شده است که برخی وظایف مددکاری در حوزه زندانها و اقدامات تامینی به آن منتقل شده است. این تفکیک، نشاندهنده قطعهقطعه شدن هویت مددکاری در سازمانهای مختلف است که مانع از شکلگیری یک جبهه واحد صنفی میشود.


