پژوهشی از دکتر جواد طلسچی یکتا، بنیانگذار رسانه تاب آوری ایران
در دنیای پرشتاب امروز، استرس شغلی
به یکی از چالشهای اصلی در محیطهای کاری تبدیل شده است. این معضل،
بهویژه در دستگاههای دولتی که با پیچیدگیهای بوروکراتیک، نظارت عمومی
شدید و محدودیت منابع مواجه هستند، ابعاد گستردهتری پیدا میکند.۱ اما خبر
خوب این است که راهکاری مؤثر برای مقابله با این چالش وجود دارد:
آموزش مدیریت استرس و تابآوری.
این آموزشها نه تنها ابتکارات رفاهی نیستند، بلکه سرمایهگذاریهای
استراتژیک حیاتی محسوب میشوند که مستقیماً بر بهرهوری، کیفیت خدمات و
پایداری بلندمدت سازمانها تأثیر میگذارند.۳
ریشههای پنهان استرس در محیط کار دولتی
برای درک اهمیت آموزش، ابتدا باید عوامل استرسزا و پیامدهای آنها را بشناسیم. کارکنان دولت با طیف وسیعی از عوامل استرسزا روبرو هستند:
ویژگیهای شغلی: ابهام نقش، حجم کاری بیش از حد، ضربالاجلهای غیرمنطقی، عدم کنترل بر وظایف و عدم امنیت شغلی از مهمترین این عوامل هستند.۱
فرهنگ سازمانی و مدیریت:
فقدان حمایت کافی از سوی مدیران، فرهنگهای سازمانی ناسالم، عدم به رسمیت
شناختن تلاشها و تغییرات مکرر سازمانی، استرس را تشدید میکنند.۱
روابط بین فردی: تعارضات با همکاران یا مدیران و فقدان حمایت اجتماعی، از منابع اصلی استرس هستند.۹
عدم تعادل کار و زندگی: ناتوانی در ایجاد توازن بین خواستههای شغلی و زندگی شخصی، عامل استرسزای رایجی است.۹
عوامل فردی: کمالگرایی، کار بیش از حد و عزت نفس پایین نیز میتوانند استرس را ایجاد یا تشدید کنند .
این
عوامل، پیامدهای زیانباری برای کارکنان دارند؛ از کاهش روحیه و انگیزه،
اضطراب، افسردگی و فرسودگی شغلی گرفته تا مشکلات جسمانی و اختلال در تمرکز و
تصمیمگیری . این تأثیرات منفی به سازمان نیز سرایت کرده و منجر به کاهش
کیفیت کار، افت بهرهوری، افزایش غیبت از کار و نرخ بالای جابجایی کارکنان
میشود.۳
توانمندسازی نیروی انسانی: قدرت آموزش مدیریت استرس
آموزش
مدیریت استرس، کارکنان را به ابزارهایی عملی برای شناسایی، کاهش و مقابله
مؤثر با عوامل استرسزا مجهز میکند. تکنیکهای کلیدی شامل:
مددکاری اجتماعی در زمان جنگ: اولین گام حیاتی و رویکردهای جامع
پژوهشگر: دکتر جواد طلسچی یکتا «بنیانگذار رسانه تاب آوری ایران»
مقدمه: تعریف مددکاری اجتماعی زمان جنگ و اهمیت آن
مددکاری اجتماعی
در زمان جنگ یک حوزه حیاتی و پیچیده است که فراتر از چارچوبهای سنتی
کمکرسانی در زمان صلح عمل میکند. این حرفه به طور مستقیم با نیازهای
تشدید شده و مشکلات پیچیده افراد و جوامع درگیر در منازعات مسلحانه سروکار
دارد.۱ نقش مددکاران اجتماعی در این محیطها شامل رسیدگی به نیازهای اولیه،
حمایت از حقوق شهروندانی که ممکن است در طول جنگ تغییر کرده باشند، و
بازسازی سیستمهای حمایتی جامعهمحور میشود.۱ مددکاران اجتماعی فعالانه در
تحقق حقوقی که ممکن است در طول جنگ تغییر کرده باشند، مداخله میکنند و
همچنین سیستمهای حمایتی سنتی و جامعهمحور را احیا مینمایند. این اقدامات
نه تنها شامل حمایت از خانوادهها و افراد در سطح خرد میشود، بلکه به
تقویت سیستمهای غیررسمی حمایت اجتماعی در سطح میانی جامعه و حتی سیستمهای
نهادینه شده در سطح کلان نیز میپردازد.۱
برخلاف
تصور رایج که مددکاری اجتماعی را حرفهای با تمرکز محلی میداند، در زمان
جنگ، این حرفه باید مسائل با دامنه جهانی را نیز در نظر بگیرد، چرا که
مشکلات محلی مانند فقر تحت تأثیر عوامل جهانی قرار میگیرند.۲ این دیدگاه
گسترده، مددکاران اجتماعی را قادر میسازد تا ریشههای عمیقتر مشکلات را
درک کرده و به راهحلهای پایدارتری دست یابند. هدف نهایی مددکاری اجتماعی
در این زمینه، کمک به ایجاد یک نظم جهانی است که منابع تنش و خشونت مسلحانه
را از بین ببرد و به رفع نیازهای اساسی انسان، دستیابی به عدالت و حل و
فصل مسالمتآمیز اختلافات کمک کند.۲ این رویکرد، مددکاری اجتماعی را به یک
نیروی فعال در جهت صلح و ثبات جهانی تبدیل میکند.
این
گزارش به بررسی جامع مددکاری اجتماعی در زمان جنگ میپردازد و بر شناسایی و
تشریح “اولین گام حیاتی” در این زمینه تأکید دارد. این گام اولیه، پایه و
اساس هرگونه مداخله مؤثر و اخلاقی در محیطهای جنگی است. در ادامه، به
تفصیل به چالشهای منحصر به فرد، چارچوبهای اخلاقی، رویکردهای نظری،
پروتکلهای ایمنی و درسهای آموخته شده از تاریخ خواهیم پرداخت تا تصویری
جامع از این حوزه حیاتی ارائه دهیم.
درک
اینکه مددکاری اجتماعی در زمان جنگ صرفاً یک “واکنش” به بحران نیست، بلکه
یک “مداخله تخصصی و پویا” است، از اهمیت بالایی برخوردار است. این حرفه
نیازمند درک عمیق از پویاییهای درگیری، تغییرات حقوقی، و ظرفیتهای
جامعهمحور است. مددکاری اجتماعی در جنگ، به دلیل ماهیت پیچیده نیازها،
تغییرات مداوم در حقوق افراد و جوامع، و دامنه گسترده مشکلات از سطح محلی
تا جهانی، نمیتواند صرفاً به عنوان یک فعالیت خیریه یا واکنشی منفعلانه
عمل کند. این حوزه فراتر از پاسخ به نیازهای فردی است و شامل تلاش برای
تغییرات سیستمی و ساختاری نیز میشود. این پویایی و ظرفیت برای توسعه،
مددکاری اجتماعی زمان جنگ را به یک حوزه مداخله استراتژیک و حیاتی تبدیل
میکند که نه تنها به رنجهای فوری پاسخ میدهد، بلکه به دنبال ایجاد
تغییرات پایدار و عمیقتر در نظم اجتماعی و حقوقی است. این دوره از
درگیریها، در واقع، فرصتهایی را برای توسعه حرفهای مددکاران اجتماعی
فراهم میآورد و به آنها امکان میدهد تا استراتژیهای نوآورانهای را
برای مقاومت سازنده در برابر محرومیتهای نهادی به کار گیرند.۱
بخش اول: درک محیط جنگی و چالشهای مددکاری اجتماعی
ویژگیهای مناطق جنگی و تأثیر آن بر نیازهای انسانی
مناطق
جنگی با مجموعهای خاص از نهادها و انتظارات تعریف میشوند که بر رفتار
غیرنظامیان و مبارزان تأثیر میگذارند و به آن “نظم اجتماعی زمان جنگ” گفته
میشود.۳ این نظم میتواند بر اساس وجود یک “قرارداد اجتماعی” ضمنی بین
گروه مسلح و ساکنان محلی متفاوت باشد. حتی اگر این قرارداد لزوماً بر رضایت
غیرنظامیان تکیه نداشته باشد، وجود قوانین رفتاری روشن و قابل پیشبینی را
نشان میدهد که امکان پیشبینیپذیری را فراهم میآورد.۳ در چنین محیطی،
تعامل بین مبارزان و بازیگران محلی، از جمله غیرنظامیان، مقامات دولتی و
سازمانهای غیردولتی، بر نهادهایی که امور غیرنظامی را تنظیم میکنند،
تأثیر میگذارد و شکل جدیدی از نظم محلی را ایجاد میکند.۳
درگیریهای
مسلحانه و بلایای طبیعی نه تنها آسیبهای فیزیکی، بلکه رنجهای روانی و
اجتماعی عمدهای را نیز به همراه دارند که سلامت روان و رفاه طولانیمدت
جمعیتهای آسیبدیده را تضعیف میکند.۴ این رنجها شامل غم، ترس، اضطراب،
احساس گناه، شرم و ناامیدی است که توانایی افراد برای مقابله را بیش از حد
تحت فشار قرار میدهد.۵ ساختارهای اجتماعی جامعه، مانند سیستمهای خانواده
گسترده و شبکههای غیررسمی، ممکن است در هم بشکنند و مشکلات اجتماعی و
روانی را تشدید کنند.۵ علاوه بر این، استرس طولانیمدت میتواند به رشد
کودک آسیب برساند و خطر مشکلات جسمی یا روانی را در آینده افزایش دهد.
رویکردی تلفیقی از روانشناسی و مددکاری اجتماعی پیرامون تاب آوری کودکان در جنگ
نویسنده: مرسده حقیقی
چکیده
کودکانِ درگیر جنگ
در معرض تروماهای چندلایه قرار میگیرند؛ با این حال، پژوهشهای جدید
نشان میدهد که عوامل محافظت-کنندهٔ فردی، خانوادگی و اجتماعی میتواند
تابآوری (Resilience) را در آنان تقویت کند.
این مقاله با اتکا بر تازهترین
گزارشهای یونیسف و دستورکار IASC، ضمن مرور نظریههای روانشناختی و
الگوهای مداخلهٔ مددکاری اجتماعی، چارچوبی کاربردی برای متخصصان و فعالان
رسانهای ارائه میدهد. unicef.orgapps.who.int
مقدمه
تجربهٔ جنگ در کودکی، خطر ابتلا به
اختلال استرس پس از سانحه (PTSD)، افسردگی، اضطراب و مشکلات تحصیلی را
بهطور چشمگیری افزایش میدهد. در اوکراین، تنها طی سال ۲۰۲۴ بیش از ۷۶۰
هزار کودک به خدمات حمایت روانی-اجتماعی دسترسی پیدا کردند، رقمی که ابعاد
بحران و نیاز به介入 منظم را نشان میدهد.
رسانه تابآوری ایران: پیشگام در توسعه تابآوری اجتماعی
مقدمه
در عصر حاضر، تابآوری
به عنوان یکی از مهمترین مهارتهای زندگی شناخته میشود. در این راستا،
رسانه تابآوری ایران با هدف ارتقای سطح تابآوری جامعه ایرانی، گامهای
مهمی برداشته است.
این مقاله به بررسی تاریخچه، اهداف و دستاوردهای این رسانهپیشرو میپردازد.
تاریخچه رسانه تابآوری ایران
خانه تابآوری ایرانیان: نقطه آغاز
رسانه تابآوری ایران ریشه در “خانه تابآوری ایرانیان” دارد که در دی ماه سال ۱۳۹۳ توسط دکتر جواد طلسچی یکتا تأسیس شد.
این مرکز با تمرکز بر آموزش، پژوهش و توسعه تابآوری ایرانیان، فعالیت خود را آغاز کرد.
تکامل و توسعه
در سال ۱۴۰۲، دکتر طلسچی یکتا با هدف رفع
همپوشانی وبسایتهای فعال در حوزه تابآوری، اقدام به تأسیس اولین رسانه
تابآوری اجتماعی به نشانی talisweb.ir نمود.
این اقدام، گامی مهم در جهت یکپارچهسازی منابع و اطلاعات مرتبط با تابآوری در ایران بود.
رسانه تابآوری ایران: پیشگام در توسعه تابآوری اجتماعی
اهداف و چشمانداز
همآوردسازی دانشآموختگان
یکی از اهداف اصلی رسانه تابآوری ایران، ایجاد
پلی میان دانشآموختگان علوم روانشناختی و جامعهشناختی ایران است. این هدف
از طریق ایجاد فضایی برای تبادل نظر و همکاری میان متخصصان این حوزهها
دنبال میشود.
پرتال جامع تخصصی تابآوری کشور
پروژه “پرتال جامع تخصصی تابآوری کشور” یکی از
مهمترین دستاوردهای این رسانه است. این پرتال با هدف ارائه اطلاعات جامع و
کاربردی در زمینه تابآوری طراحی شده است.
دستاوردها و تأثیرات
گسترش آگاهی عمومی
رسانه تابآوری ایران با ارائه محتوای آموزشی و اطلاعرسانی، نقش مهمی در افزایش آگاهی عمومی نسبت به اهمیت تابآوری در زندگی روزمره ایفا کرده است.
در
دنیای امروز که تحولات سریع و بدون پیشبینی نظیر انقلاب دیجیتال، تغییرات
اجتماعی و اقتصادی را به دنبال دارد، سلامت و پایداری رسانهها از اهمیت
ویژهای برخوردار است.
تابآوری رسانه به عنوان یک مفهوم راهبردی، نقش حیاتی در حفظ عملکرد مؤثر و پاسخگویی به چالشهای موجود ایفا میکند.
این مقاله به بررسی عمیق مفهومتابآوری در رسانهها، اهمیت آن، عوامل موثر بر آن و استراتژیهای عملی جهت تقویت تابآوری در عصر تحولات میپردازد.
تعریف تابآوری رسانه
تابآوری
رسانه به قابلیت رسانهها برای مقاومت در برابر فشارها، تغییرات سریع و
بحرانها اشاره دارد که بتوانند بدون از دست دادن کیفیت و اعتماد عمومی، به
فعالیت خود ادامه دهند.
این مفهوم نه تنها
شامل توانایی مقابله با مشکلات فعلی، بلکه پیشبینی و آمادگی برای مواجهه
با تحولات آینده نیز میشود. تابآوری رسانه شامل جنبههای فنی، مدیریتی و
سازمانی است که همگی در تعامل با یکدیگر، رسانهها را در مسیر پایداری و
رشد حمایت میکنند.
اهمیت تابآوری در رسانهها
در عصری که اطلاعات به سرعت در حال حرکت هستند و رقابت میان رسانهها فزاینده است، تابآوری به عنوان یک مزیت رقابتی مطرح میشود.
رسانههایی
که توانایی سازگاری با تغییرات را دارند، میتوانند جایگاه خود را در
بازار حفظ کرده و حتی در شرایط بحرانی، فرصتهای جدیدی را شناسایی و مورد
استفاده قرار دهند.