تحلیل اکوسیستم رسانه‌ای-پژوهشی تاب‌آوری ایران

تحلیل اکوسیستم رسانه‌ای-پژوهشی تاب‌آوری ایران

یکپارچه‌سازی مددکاری اجتماعی و مدل‌سازی تاب‌آوری اجتماعی در مواجهه با چالش‌های نظام اجتماعی (مطالعه موردی: رسانه تاب‌آوری ایران و مددکاری اجتماعی ایرانیان)

فهرست عناوین [پنهان]

تحلیل اکوسیستم رسانه‌ای-پژوهشی تاب‌آوری ایران

یکپارچه‌سازی مددکاری اجتماعی و مدل‌سازی تاب‌آوری اجتماعی در مواجهه با چالش‌های نظام اجتماعی (مطالعه موردی: رسانه تاب‌آوری ایران و مددکاری اجتماعی ایرانیان)

درآمدی بر ضرورت همگرایی میان‌رشته‌ای و نقش پلتفرم‌های تخصصی در ایران

مسئله‌شناسی: خلأ مرجعیت تخصصی و نیاز به بومی‌سازی تاب‌آوری

در عصر حاضر که با تغییرات شتابان و بحران‌های مختلف اجتماعی، اقتصادی و زیست‌محیطی همراه است، مفهوم تاب‌آوری به عنوان یک ظرفیت محوری برای افراد و جوامع بیش از پیش مورد توجه قرار گرفته است.۱

با این حال، در فضای پژوهشی و رسانه‌ای ایران، پیش از شکل‌گیری پلتفرم‌های تخصصی، این حوزه با چالش‌هایی مانند پراکندگی مطالب، همپوشانی سایت‌های مختلف و کمبود منابع معتبر بومی‌سازی شده مواجه بود.۱

در پاسخ به این نیاز فزاینده، دو مجموعه رسانه‌ای متخصص با رویکردی مستقل و حرفه‌ای شکل گرفتند: «مددکاری اجتماعی ایرانیان» که فعالیت خود را به عنوان یک پایگاه تخصصی، مستقل و مردمی در حوزه مددکاری اجتماعی از سال ۲۰۱۱ میلادی (۱۳۹۰ شمسی) آغاز کرد ۳؛ و «رسانه تاب‌آوری ایران» (resiliencemedia.ir) که به عنوان نخستین پرتال تخصصی تاب‌آوری اجتماعی کشور، در تابستان ۱۴۰۲ (۲۰۲۳) توسط دکتر جواد طلسچی یکتا بنیان نهاده شد.۱

هدف کلیدی تأسیس این رسانه اخیر، رفع همپوشانی‌های موجود و ایجاد یک مرجع تخصصی برای تاب‌آوری اجتماعی بود.۲

نقش راهبردی دکتر جواد طلسچی یکتا: از مددکاری تا مرجعیت تاب‌آوری

دکتر جواد طلسچی یکتا، به عنوان بنیانگذار رسانه‌های مددکاری اجتماعی و تاب‌آوری ایران، یک مسیر استراتژیک را در توسعه دانش اجتماعی پیموده است.۵

سابقه تحصیلی ایشان شامل مددکاری اجتماعی در مقطع کارشناسی و تحصیلات تکمیلی در روانشناسی بالینی، زمینه یک دیدگاه جامع و میان‌رشته‌ای را فراهم آورده است.۷

فلسفه وجودی این فعالیت‌های رسانه‌ای، صرفاً انتشار محتوا نیست، بلکه تحقق یک “پایگاه جامع تاب‌آوری مبتنی بر جامعه” و هم‌آوردسازی متخصصین علوم یاورانه شامل مددکاری اجتماعی، روانشناسی و جامعه‌شناسی بر بستر اینترنت بوده است.۱

انتقال پارادایم از تمرکز اولیه بر تقویت حرفه مددکاری (در سال‌های ابتدایی) به تأسیس یک مرجع تخصصی برای تاب‌آوری اجتماعی، نشان‌دهنده یک حرکت استراتژیک و هوشمندانه است؛ به این معنا که مدیران این پلتفرم تشخیص دادند که تاب‌آوری به عنوان یک حوزه میان‌رشته‌ای حیاتی، نیازمند تمرکز و مرجعیت جداگانه است تا بتواند خلأهای عمیق اطلاعاتی را پوشش دهد.


مددکاری اجتماعی در دنیای امروز

مددکاری اجتماعی در دنیای امروز

تحلیلی جامع بر تحولات پارادایمی، نقش‌های عملیاتی و چالش‌های ساختاری در بستر اجتماعی ایران

فهرست عناوین [پنهان]

مددکاری اجتماعی در دنیای امروز

تحلیلی جامع بر تحولات پارادایمی، نقش‌های عملیاتی و چالش‌های ساختاری در بستر اجتماعی ایران

گردآوری، تحلیل و تفسیر: جواد طلسچی یکتا

چکیده

مددکاری اجتماعی معاصر به سرعت از ریشه‌های سنتی و صرفاً خیریه فاصله گرفته و به یک رشته حرفه‌ای، دانشگاهی، و بین‌رشته‌ای تبدیل شده است که هدف اصلی آن بهبود کیفیت زندگی و ارتقای بهزیستی افراد، گروه‌ها و اجتماع است.۱

تمرکز این حرفه بر عدالت اجتماعی، ترویج حقوق بشر و توانمندسازی، آن را به یک نیروی محوری در توسعه اجتماعی تبدیل کرده است.۳ مددکاران اجتماعی امروزه در خط مقدم مبارزه با آسیب‌های اجتماعی قرار دارند و وظایف حیاتی خود را در قالب شناسایی، پیشگیری، و مداخله در بحران دنبال می‌کنند.۳

این حرفه در مواجهه با چالش‌های عصر حاضر، به‌ویژه در حوزه دیجیتال، مجبور به انطباق با مسائلی چون شکاف دیجیتالی و حفظ حریم خصوصی و امنیت داده‌ها شده است.۴ با این حال، در بستر ایران، علی‌رغم آگاهی نظری عمیق از رویکردهای سیستمی و جهان‌وطنی، مددکاری اجتماعی همچنان با رکود ساختاری و چالش‌های ناشی از ساختارهای دولتی و فقدان همبستگی حرفه‌ای مواجه است.۵

این گزارش به تحلیل جامع این تحولات پرداخته و راهبردهای لازم برای تسهیل گذار به یک مدل نوین و پویای مددکاری اجتماعی در کشور را ارائه می‌دهد.

مقدمه: مددکاری اجتماعی در آستانه هزاره سوم

تبیین ضرورت تغییر پارادایم و تعریف جامع حرفه

مددکاری اجتماعی دیگر صرفاً مبتنی بر اقدامات مبتنی بر نوع‌دوستی یا کمک‌های موقتی نیست.۲ تحول پارادایمی در این حرفه، آن را به یک رشته تخصصی و یک حوزه آکادمیک تبدیل کرده است که بر مجموعه‌ای از دانش، مهارت‌ها و ارزش‌های انسانی بنا شده است.۲

ریشه‌های عملی این حرفه به عملی از فراهم نمودن برای فقرا باز می‌گردد که قدمتی طولانی در تمدن‌های قدیمی داشته است، اما شکل‌گیری مددکاری اجتماعی به عنوان یک حرفه متمایز، به طور مشخص پس از انقلاب صنعتی و در کشمکش جامعه با فقر و مشکلات ناشی از آن ساخته می‌شود.۱

انقلاب صنعتی و تغییرات سریع اقتصادی و اجتماعی، مشکلات نوینی چون فقر شهری و شرایط کاری دشوار را پدید آورد که پاسخ‌های اولیه (مانند فعالیت‌های داوطلبانه و انجمن‌های خیریه) را ناکافی ساخت.۲

این ناکارآمدی، نیاز به یک رویکرد علمی، تخصصی و ساختارمند را توجیه کرد که منجر به ظهور مددکاری اجتماعی آکادمیک شد.

مددکاری اجتماعی نوین به عنوان یک حوزه بین‌رشته‌ای درک می‌شود که شامل نظریاتی از اقتصاد، آموزش، جامعه‌شناسی، پزشکی، فلسفه، سیاست و روانشناسی است.۱

هدف نهایی آن، بهبود کیفیت زندگی و بهزیستی افراد، گروه یا اجتماع، از طریق مداخله‌هایی است که بوسیله پژوهش، سیاست‌گذاری، سازماندهی اجتماعی، عمل مستقیم و آموزش صورت می‌گیرد.۱

تحول در درک دامنه شمول و علل مشکلات اجتماعی

در حالی که شالوده اولیه مددکاری اجتماعی بر روی کنترل و اصلاح افراد بنا شده بود و حتی در مقطعی از این تفکر حمایت می‌شد که فقر یک بیماری یا نقص اخلاقی است، در دوران معاصر، رویکردی انتقادی و کل‌نگرانه برای فهم و مداخله در مشکلات اجتماعی اقتباس شده است.۱

بازتعریف فقر یکی از مهم‌ترین گام‌های این تحول بوده است. در پارادایم نوین، فقر نه به عنوان «بیماری، ناخوشی یا نقص اخلاقی» قابل معالجه، بلکه به عنوان یک «مشکل بزرگتر» و ساختاری مفهوم‌سازی شده است.۱

این بازتعریف، عملاً به مددکاران اجتماعی این امکان را می‌دهد که مداخلات خود را فراتر از سطح درمان فردی (Micro) به سمت سطح تغییر اجتماعی کلان (Macro Advocacy)، شامل سیاست‌گذاری اجتماعی و سازماندهی جامعه (Social Organization)، سوق دهند.۱

این تحول پارادایمی بسیار مهم است زیرا نشان می‌دهد ماهیت مددکاری اجتماعی مستقیماً با پیچیدگی‌های ساختاری جامعه ارتباط دارد و وظیفه مددکاران تنها کمک به افراد آسیب‌دیده نیست، بلکه مبارزه با بی عدالتی‌های واقعی یا ادراک شده و تخلف از حقوق بشر است.۱

همچنین، مددکاران اجتماعی مدرن امروزه خود را درگیر پیامدهای برآمده از بسیاری از «مشکلات اجتماعی» گسترده‌تر، همچون نژادپرستی، تبعیض جنسی، و تبعیض‌هایی بر پایه سن یا توانایی‌های جسمی یا ذهنی می‌یابند و می‌توانند در تمام حوزه‌های خدمات انسانی و دیگر حوزه‌های جانبی فعالیت نمایند.


توسعه ظرفیت جامعه‌محور: کلید تاب‌آوری اجتماعی در برابر بحران‌ها

توسعه ظرفیت جامعه‌محور: کلید تاب‌آوری اجتماعی در برابر بحران‌ها

توسعه ظرفیت جامعه‌محور: کلید تاب‌آوری اجتماعی در برابر بحران‌ها

مقدمه

در دنیای پرشتاب امروز، جوامع به‌طور فزاینده‌ای با انواع بحران‌ها، از جمله بلایای طبیعی (مانند سیل و زلزله)، بحران‌های اقتصادی (مانند تورم و رکود)، و تغییرات اجتماعی سریع مواجه هستند.

این وقایع نه‌تنها زیرساخت‌ها را تخریب می‌کنند، بلکه بر ساختار روانی، اجتماعی و اقتصادی افراد نیز تأثیر عمیقی می‌گذارند.

در چنین شرایطی، توانایی یک جامعه برای جذب شوک، مقاومت و بازسازی خود، که تحت عنوان تاب‌آوری اجتماعی شناخته می‌شود، حیاتی‌ترین عامل بقا و پیشرفت است.

در این مقاله، به بررسی نقش محوری مددکاری اجتماعی جامعه‌ای در توسعه پایدار این تاب‌آوری و ارائه راهبردهایی برای ظرفیت‌سازی محلی خواهیم پرداخت.

تمرکز ما بر روی رویکردهای غیرسیاسی، علمی و مبتنی بر توانمندسازی است.

تعریف و اهمیت تاب‌آوری اجتماعی

تاب‌آوری اجتماعی، صرفاً به معنای مقاومت در برابر یک بحران نیست؛ بلکه توانایی یک جامعه برای استفاده از منابع درونی و بیرونی خود جهت سازگاری، یادگیری، و بازگشت به وضعیتی بهتر از قبل است.

این مفهوم فراتر از کمک‌های دولتی یا امداد خارجی بوده و بر قدرت و اراده مردم در سطح محلی تأکید دارد.

مددکاری اجتماعی جامعه‌ای، با هدف اصلی توانمندسازی و عدالت اجتماعی، در کانون این فرآیند قرار می‌گیرد.

مددکاران در این حوزه، به عنوان تسهیل‌گر و مشاور، به جای ارائه راه‌حل‌های از پیش تعیین‌شده، به جوامع کمک می‌کنند تا راه‌حل‌های بومی خود را کشف و اجرا کنند.

ارکان سه‌گانه توسعه ظرفیت محلی

توسعه ظرفیت جامعه‌محور برای تاب‌آوری، بر سه رکن اساسی استوار است که باید به صورت متوازن تقویت شوند:

سرمایه اجتماعی (Social Capital): شبکه‌های اعتماد و همکاری

سرمایه اجتماعی، مجموعه‌ای از روابط، اعتماد متقابل، و شبکه‌های همکاری است که امکان هماهنگی و اقدام جمعی را فراهم می‌آورد. این رکن شامل موارد زیر است:

مدل‌سازی تاب‌آوری چندوجهی

مدل‌سازی تاب‌آوری چندوجهی

ارتقاء کیفیت زندگی کودکان دارای ناتوانی‌های چندگانه در محیط‌های کم‌برخوردار

مدل‌سازی تاب‌آوری چندوجهی

ارتقاء کیفیت زندگی کودکان دارای ناتوانی‌های چندگانه در محیط‌های کم‌برخوردار

مقدمه: ناتوانی، محیط و ضرورت تاب‌آوری سیستماتیک

کودکان دارای ناتوانی‌های چندگانه با چالش‌های رشدی پیچیده‌ای روبرو هستند که فراتر از مجموع ناتوانی‌های فردی آنهاست.

این چالش‌ها، به‌ویژه در محیط‌های کم‌برخوردار که با محدودیت منابع مالی، دسترسی ضعیف به خدمات تخصصی و کمبود زیرساخت‌های حمایتی مشخص می‌شوند، تشدید می‌گردند.

در این بستر، مفهوم تاب‌آوری (Resilience) نه تنها به عنوان یک ویژگی فردی، بلکه به عنوان یک پدیده زیست‌محیطی-روان‌شناختی که محصول تعامل حمایتی ساختارهای اطراف کودک است، اهمیت حیاتی می‌یابد.

این مقاله، به‌عنوان چارچوب یک پژوهش فوق تخصصی، به مدل‌سازی زیست‌محیطی-روان‌شناختی آموزش تاب‌آوری پرداخته و اثربخشی مداخلات مشارکتی سه‌گانه (خانواده، مدرسه و تیم درمانی) را بر پیامدهای انطباقی (Adaptive Outcomes) و کیفیت زندگی (Quality of Life) این کودکان در محیط‌های با منابع محدود، ارزیابی تطبیقی می‌نماید.

هدف، تدوین یک مدل توانمندسازی جامع و بومی است که قابلیت اجرا و پایداری بالایی داشته باشد.

مبانی نظری: مدل زیست‌محیطی و تاب‌آوری مشترک

رویکرد سنتی در توانبخشی، اغلب بر رفع یا کاهش نقایص درونی کودک متمرکز است.

در مقابل، مدل زیست‌محیطی-روان‌شناختی، بر اساس نظریه‌های بوم‌شناختی رشد (مانند نظریه یوری برونفنبرنر)، معتقد است که تاب‌آوری زمانی شکوفا می‌شود که پیوندهای حمایتی قوی در ریزسیستم (Micro-system) و میان‌سیستم (Meso-system) کودک ایجاد شوند.

تاب‌آوری به مثابه یک فرآیند سیستمی

در مورد کودکان دارای ناتوانی‌های چندگانه، تاب‌آوری یک “شایستگی مشترک” است.

این بدان معناست که توانایی کودک برای انطباق (Adaptation) و مشارکت اجتماعی، به میزان حمایت‌های پایداری بستگی دارد که از طریق سیستم‌های کلیدی دریافت می‌کند. این سیستم‌ها باید به‌طور هماهنگ برای تقویت موارد زیر عمل کنند:

  • مهارت‌های خودمراقبتی (Self-Care Skills): توانایی‌های عملی روزمره برای افزایش استقلال.
  • خودتنظیمی هیجانی (Emotional Self-Regulation): مدیریت پاسخ‌های عاطفی در برابر چالش‌ها.
  • مشارکت اجتماعی (Social Participation): درگیر شدن فعال در جامعه و گروه همسالان.


مدل‌سازی تاب‌آوری سیستماتیک رسانه‌ها

مدل‌سازی تاب‌آوری سیستماتیک رسانه‌ها

بقا، همکاری و سلامت اطلاعاتی در عصر شوک‌های دیجیتال

مدل‌سازی تاب‌آوری سیستماتیک رسانه‌ها

بقا، همکاری و سلامت اطلاعاتی در عصر شوک‌های دیجیتال

مقدمه: حیات رسانه‌ها در نقطه تلاقی بحران و نوآوری

اکوسیستم رسانه‌ای جهانی در مواجهه با مجموعه‌ای از چالش‌های بی‌سابقه قرار دارد که تحت عنوان شوک‌های دیجیتال (Digital Shocks) شناخته می‌شوند.

این شوک‌ها فراتر از رقابت ساده، به طور همزمان مدل‌های فناوری (Algorithm Dominance) و اقتصادی (Revenue Collapse) رسانه‌های سنتی را مختل کرده و از سوی دیگر، بحران‌های جدی در اطلاعات و اعتماد عمومی (Information Crises) ایجاد کرده‌اند.

بقای نهادهای رسانه‌ای دیگر صرفاً یک دغدغه تجاری نیست؛ بلکه یک وظیفه اجتماعی برای تضمین سلامت اطلاعاتی جامعه است.

این مقاله، به عنوان چارچوب یک پژوهش فوق تخصصی، بر مدل‌سازی تاب‌آوری سیستماتیک نهادهای رسانه‌ای متمرکز است.

هدف اصلی، شناسایی و تحلیل مکانیسم‌های بقا و ظرفیت‌سازی متقابل در شبکه‌های رسانه‌ای است تا بتوانند در برابر اختلالات مداوم مقاومت کرده و همچنان کارکرد حیاتی خود یعنی ارائه اطلاعات معتبر را حفظ نمایند

تبیین نظری: تاب‌آوری سیستماتیک در مقابل بقای فردی

پارادوکس وابستگی و اختلال

مدل‌های سنتی بقای رسانه بر رقابت‌پذیری فردی و جذب آگهی تمرکز داشتند. اما در عصر پلتفرم‌ها، بقای یک نهاد رسانه‌ای به شدت به سیستم‌های توزیع خارجی (مانند فیدهای خبری شبکه‌های اجتماعی) وابسته است.

این وابستگی، در عین حال که دسترسی را افزایش می‌دهد، آسیب‌پذیری سیستماتیک (Systemic Vulnerability) را نیز بالا می‌برد.

تاب‌آوری سیستماتیک بر این اصل استوار است که تنها بقای تک‌تک اعضا مهم نیست، بلکه ساختار شبکه و پیوندهای میان اعضا است که توانایی کل سیستم در جذب شوک‌ها (مانانند از دست رفتن ناگهانی ۷۰ درصد درآمد تبلیغاتی یا حملات وسیع اطلاعات نادرست) را تعیین می‌کند.

ماهیت شوک‌های فناوری-اقتصادی

شوک‌های فناوری-اقتصادی شامل موارد زیر است:

  1. اقتصاد توجهی (Attention Economy): تسلط پلتفرم‌ها بر داده‌های مخاطب و تبدیل محتوا به کالای ارزان‌قیمت.
  2. هوش مصنوعی مولد (Generative AI): تولید انبوه و ارزان محتوا که ارزش تولید محتوای انسانی را کاهش می‌دهد و تشخیص صحت اطلاعات را دشوار می‌سازد.
  3. دیوار آتش داده‌ها (Data Walls): محدودیت دسترسی رسانه‌ها به داده‌های مصرف‌کننده که توسط پلتفرم‌ها جمع‌آوری می‌شود و برنامه‌ریزی استراتژیک را ناممکن می‌سازد.