نقش محوری رسانه‌های تاب‌آوری جهانی در ارتقاء اتحاد و انسجام اجتماعی

نقش محوری رسانه‌های تاب‌آوری جهانی در ارتقاء اتحاد و انسجام اجتماعی

مدل‌های آموزش همگانی مستقیم و غیرمستقیم

فهرست عناوین [نمایش]

نقش محوری رسانه‌های تاب‌آوری جهانی در ارتقاء اتحاد و انسجام اجتماعی

مدل‌های آموزش همگانی مستقیم و غیرمستقیم

رسانه‌هایی که بر موضوع تاب‌آوری (Resilience Media) متمرکز هستند، به عنوان پلتفرم‌های تخصصی در عصر دیجیتال، نقش حیاتی و چندوجهی در تقویت انسجام اجتماعی و ارتقاء توانایی جوامع برای مقابله با بحران‌ها ایفا می‌کنند.

این رسانه‌ها، با تکیه بر آموزش‌های هدفمند و استراتژی‌های ارتباطی، به جای تمرکز صرف بر فاجعه، بر ظرفیت‌ها و راه‌حل‌ها تمرکز می‌کنند تا جامعه را از حالت آسیب‌پذیری به سوی توانمندی سوق دهند.

تعریف و ضرورت «رسانه‌های تاب‌آوری»

رسانه‌های تاب‌آوری، شامل پلتفرم‌های خبری، آموزشی، و اجتماعی هستند که هدف اصلی آن‌ها تولید و انتشار محتوای سازنده در مورد نحوه واکنش، سازگاری، و بازیابی افراد، خانواده‌ها، و جوامع پس از مواجهه با شوک‌ها و استرس‌های بزرگ (مانند بلایای طبیعی، بحران‌های اقتصادی، یا تنش‌های اجتماعی) است.

این رسانه‌ها از یک رویکرد جامعه‌محور (Community-Centered) تبعیت می‌کنند و به جای ایجاد ترس و هیجان، به دنبال تقویت سرمایه اجتماعی و مهارت‌های مقابله‌ای هستند.

از منظر کارشناسان و نهادهایی چون یونسکو (UNESCO) و بانک جهانی (World Bank)، تقویت تاب‌آوری اجتماعی در جوامع پرتنش و دارای گسست، نیازمند حس هدف مشترک، اعتماد و تمایل به همکاری بین گروه‌های مختلف است.

رسانه‌ها با ایجاد روایت‌های مشترک، مستقیماً بر این عناصر تأثیر می‌گذارند.

راهبردهای رسانه‌ای برای ارتقاء تاب‌آوری و اتحاد اجتماعی

رسانه‌های تاب‌آوری، با استفاده از روش‌های آموزشی مستقیم و غیرمستقیم، به صورت فعال در مسیر ایجاد اتحاد و تقویت تاب‌آوری گام برمی‌دارند:

الف. آموزش‌های همگانی مستقیم (ابزارهای مقابله و آمادگی)

این آموزش‌ها با هدف انتقال مستقیم مهارت‌ها و دانش لازم برای مدیریت بحران صورت می‌گیرند:

استراتژی عملکرد تأثیر بر انسجام اجتماعی
سواد رسانه‌ای (Media Literacy) برگزاری کمپین‌های آموزشی (مانند کمپین‌های یونسکو با حمایت پلتفرم‌هایی چون متا) برای توانمندسازی کاربران در تشخیص اطلاعات نادرست، اخبار جعلی (Disinformation)، و گفتار نفرت‌پراکن (Hate Speech). کاهش قطبی‌سازی اجتماعی و ایجاد جامعه‌ای با تفکر انتقادی مشترک که کمتر تحت تأثیر روایت‌های تفرقه‌انداز قرار می‌گیرد.
گزارش‌دهی حساس به درگیری‌ها (Conflict-Sensitive Reporting) آموزش روزنامه‌نگاران برای گزارش حوادث بدون دامن زدن به تعصبات و تنش‌ها، و تمرکز بر راه‌حل‌ها و نقاط قوت جامعه. تقویت گفت‌وگوی فراگیر و ایجاد فضای رسانه‌ای که در آن اعتماد بین گروه‌های متفاوت ترویج شود.
ابزارهای مدیریت بحران (Crisis Management Tools) انتشار هشدارهای اولیه، دستورالعمل‌های آمادگی در برابر بلایا (مانند سیل و زلزله)، و آموزش‌های مربوط به بهداشت روان در شرایط اضطراری. افزایش آمادگی مشترک و ترغیب به همکاری‌های عملیاتی (Cooperation) در لحظه وقوع بحران.

ب. آموزش‌های همگانی غیرمستقیم (تقویت سرمایه اجتماعی)

این رویکرد بر القای غیرمستقیم ارزش‌های اجتماعی و رفتارهای طرفدار جامعه (Prosocial Behavior) تمرکز دارد:

  1. تقویت شبکه‌های حمایتی و ارتباطات:
    • کارکرد رسانه‌های اجتماعی: نتایج مطالعات بحران (مانند همه‌گیری کووید-۱۹) نشان داده است که پلتفرم‌هایی چون فیس‌بوک، با تسهیل تبادل مؤثر اطلاعات و ارائه حمایت اجتماعی دیجیتالی، نقش حیاتی در حس تعلق (Connectedness) و ایجاد یک محیط مساعد برای رفتارهای یاری‌رسان دارند.
    • نقش محوری در بسیج‌سازی محلی (Grassroots Mobilization): رسانه‌های اجتماعی به عنوان ابزاری برای سازماندهی عملیاتی در سطح محلی عمل می‌کنند و به افراد قدرت می‌دهند تا در مواقع بحرانی، منابع اقتصادی و اجتماعی را به سرعت بسیج کنند.
  2. به‌اشتراک‌گذاری روایت‌های تاب‌آوری (Amplify Positive Narratives):
    • تمرکز بر ژورنالیسم راه‌حل‌محور (Solutions Journalism) و انتشار داستان‌های الهام‌بخش از افرادی که توانسته‌اند بر چالش‌ها غلبه کنند.
    • این کار نه تنها امید و خوش‌بینی را در جامعه تزریق می‌کند، بلکه نشان می‌دهد که تاب‌آوری یک ویژگی فردی نیست، بلکه یک تلاش جمعی است که از طریق شبکه‌های حمایتی و انسجام اجتماعی به دست می‌آید.
  3. ترویج صداهای به حاشیه رانده شده (Amplifying Marginalised Voices):


ابعاد فرهنگی تاب‌آوری محله محور

ابعاد فرهنگی تاب‌آوری محله محور

راهکارهای بومی و سرمایه اجتماعی در مواجهه با بحران‌ها

مقدمه: چرا فرهنگ، زیربنای تاب‌آوری است؟

در دنیای امروز، مواجهه با شوک‌ها و تنش‌های مختلف—از بلایای طبیعی و تغییرات آب‌وهوایی گرفته تا بحران‌های اقتصادی و اجتماعی—امری اجتناب‌ناپذیر است.

در این میان، تاب‌آوری محله محور (Neighborhood Resilience) به عنوان یک استراتژی حیاتی، اهمیت مضاعفی پیدا کرده است.

برخلاف رویکردهای سنتی که عمدتاً بر زیرساخت‌های فیزیکی و توان فنی تمرکز دارند، تاب‌آوری محله محور یک پدیده چندوجهی است که ابعاد فرهنگی آن نقشی تعیین‌کننده در توانایی جامعه برای جذب شوک، سازگاری و بازیابی ایفا می‌کند.

ابعاد فرهنگی تاب‌آوری، به مجموعه‌ای از ارزش‌ها، سنت‌ها، هنجارها، دانش بومی و الگوهای تعامل اجتماعی اطلاق می‌شود که نحوه واکنش یک محله به بحران را شکل می‌دهد.

این مقاله با هدف تبیین نقش محوری این ابعاد، به بررسی عمیق ساختارهای فرهنگی مؤثر در تقویت پایداری جوامع محلی می‌پردازد و راهکارهای عملی برای نهادینه‌سازی آن‌ها ارائه می‌دهد.

تاب‌آوری محله محور: تعاریف و اهمیت

تاب‌آوری محله‌ای به معنای ظرفیت یک سیستم اجتماعی-مکانی (محله) برای حفظ کارکردها و ساختارهای حیاتی خود در برابر اختلالات خارجی و داخلی، و بازیابی سریع و حتی “بهتر” از وضعیت پیش از بحران است.

اهمیت تمرکز بر سطح محله در این است که محله، ابتدایی‌ترین و مؤثرترین واحد سازماندهی اجتماعی و فضایی است که در لحظات اولیه بحران، پیش از رسیدن کمک‌های دولتی، فعال می‌شود.

اگرچه زیرساخت‌های مستحکم ضروری هستند، اما آنچه یک محله را قادر می‌سازد تا شوک را تحمل کرده و از فروپاشی اجتماعی جلوگیری کند، پیوندهای انسانی، اعتماد و تعهدات متقابل است که ریشه در فرهنگ دارد.

بُعد اول: سرمایه اجتماعی و اعتماد محلی (Social Capital)

سرمایه اجتماعی، بدون شک مهم‌ترین بُعد فرهنگی تاب‌آوری محله محور است. این مفهوم شامل شبکه‌های ارتباطی بین افراد (پیوندهای افقی)، هنجارهای متقابل و اعتماد حاکم بر یک جامعه است.

سرمایه اجتماعی در دو شکل اصلی خود را نشان می‌دهد:

  1. سرمایه پیوندی (Bonding Capital): پیوندهای قوی میان اعضای یک گروه همگن (خانواده، دوستان نزدیک، قومیت مشترک). این پیوندها منبع اصلی حمایت عاطفی و کمک‌های اولیه در فازهای حاد بحران هستند.
  2. سرمایه پلی (Bridging Capital): پیوندهای ضعیف‌تر میان گروه‌های ناهمگن (ارتباط با نهادهای خارج از محله، دیگر اقشار اجتماعی). این پیوندها برای دسترسی به منابع بیرونی، اطلاعات تخصصی و بازسازی بلندمدت حیاتی‌اند.

مددکاری اجتماعی در ایران

مددکاری اجتماعی در ایران

تحلیل سیر تحول، حوزه‌های کاربردی تخصصی و واکاوی چالش‌های ساختاری و حرفه‌ای

کاری از گروه تحقیق و پژوهش در مددکاری اجتماعی ایرانیان

کلیات و مبانی نظری مددکاری اجتماعی در ایران

تعریف حرفه‌ای، اهداف و فلسفه مددکاری اجتماعی در بافت ملی

مددکاری اجتماعی به عنوان یک علم کاربردی و حرفه‌ای یاری‌دهنده، مجموعه‌ای از تدابیر، مشاوره‌ها و فعالیت‌های حرفه‌ای است که با هدف ارتقای رفاه اجتماعی، کاهش آسیب‌ها و ایجاد عدالت اجتماعی صورت می‌گیرد.

این رشته علمی و کاربردی تلاش می‌کند تا با ارائه حمایت‌های روانی، اجتماعی و اقتصادی، مشکلات فردی و اجتماعی افراد و گروه‌های آسیب‌پذیر را شناسایی و حل کند.

رسالت اصلی این حرفه، کمک به توانمندسازی افراد، گروه‌ها و جوامع برای دستیابی به استقلال شخصی و اجتماعی و استفاده مؤثر از منابع موجود در جامعه است.  

از منظر فنی، الگوی ارتباطی در مددکاری اجتماعی ایران بر «ارتباط دورانی» تأکید دارد، به این معنا که فرستنده (مددکار) و گیرنده پیام (مددجو) مرتباً جای خود را عوض می‌کنند تا از طریق این تبادل اطلاعات و بازخورد، تصمیمات حساب‌شده و دقیق‌تری اتخاذ شود.

این مدل، ماهیت مشارکتی حرفه مددکاری را منعکس می‌کند، زیرا مددکار ضمن پایبندی به اصول اخلاقی و حرفه‌ای (مانند رازداری، پذیرش و احترام)، برنامه کمک‌رسانی را بر اساس میزان انگیزه، ظرفیت و استعداد مددجو تنظیم می‌کند.  

با وجود ریشه‌های جهانی این حرفه، مددکاری در ایران بافتار خاص خود را دارد.

در حالی که توسعه مددکاری در غرب ریشه در قانون فقرا (الیزابت ۱۵۹۸) و تأسیس مدارس خدمات اجتماعی (۱۸۹۹) دارد، در ایران، این حرفه به شدت تحت تأثیر ساختار نهادی دولتی (مانند سازمان بهزیستی و کمیته امداد) و ملاحظات فرهنگی-مذهبی قرار دارد.

به همین دلیل، ضرورت بومی‌سازی مفاهیم مطرح است؛ این امر نیازمند متعادل کردن اصول جهانی با شیوه‌های محلی، پرهیز از رمانتیک کردن تمام شیوه‌های سنتی، و توسعه روش‌های تحقیق دقیق با احترام به روش‌های بوم‌شناختی است.  

سیر تاریخی تأسیس و توسعه مددکاری اجتماعی در ایران

تاریخچه رسمی تأسیس مددکاری اجتماعی نوین در ایران، با نام «ستاره فرمانفرمائیان» گره خورده است که به عنوان مادر مددکاری اجتماعی ایران شناخته می‌شود.

اطلاعات تاریخی موثق این رشته در متون آکادمیک، از جمله کتاب «مددکاری فردی کار با فرد» تألیف دکتر مصطفی اقلیما و غنچه راهب، موجود است.  

رشته مددکاری اجتماعی در ایران به عنوان یک رشته دانشگاهی یاری‌دهنده در کنار علومی چون راهنمایی و مشاوره، روانپزشکی و پرستاری تثبیت شده است.

در سال ۱۳۷۵، گزینش دانشجو برای مقطع کارشناسی این رشته به صورت مستقل به تصویب شورای عالی برنامه‌ریزی رسید.

اگرچه این تثبیت آکادمیک حاصل شده، اما چالش‌هایی در زمینه دانش بومی وجود دارد. بسیاری از متون مرجع که در ایران استفاده می‌شوند، ترجمه کتب خارجی (مانند منابع آمریکایی) هستند و مترجمان ناچار بوده‌اند موارد خاص فرهنگی و کشوری نویسنده را حذف و توضیحات یا تغییراتی را در متن یا پانویس اعمال کنند تا قابلیت استفاده در جامعه ایران را داشته باشد.

این وضعیت نشان‌دهنده یک شکاف در تولید دانش بومی است که می‌تواند در فهم دقیق پدیده‌های اجتماعی داخلی و اعمال روش‌های متناسب با فرهنگ ایرانی محدودیت ایجاد کند.  

همچنین، با وجود تثبیت آکادمیک، ضعف در بکارگیری این دانش در عمل (حرفه‌ای بودن) و فقدان ساماندهی صنفی مناسب مشاهده می‌شود.

این امر نشان می‌دهد که صرف وجود رشته دانشگاهی برای حل بحران‌های اجتماعی کافی نیست و نیاز به تمرکز بیشتر بر آموزش مهارتی و حرفه‌ای در کنار چارچوب‌های تئوریک وجود دارد تا کارآیی لازم در حوزه‌های عملیاتی به دست آید.  

اخلاق و اصول حرفه‌ای در مددکاری اجتماعی ایران

اخلاق حرفه‌ای در مددکاری اجتماعی فراتر از قواعد و مقررات صرف است و یک تعهد قلبی و انسانی مبتنی بر احترام، عدالت، مسئولیت و صداقت است.

این ارزش‌ها باید سرلوحه تمامی تعاملات مددکار با مراجعان و جامعه قرار گیرد تا اعتبار و وجهه حرفه‌ای نزد افکار عمومی افزایش یابد.  

سند اخلاقی مرجع برای این حرفه در ایران، «سوگندنامه اخلاقی مددکاری اجتماعی» است که ملاک عمل قرار می‌گیرد. مفاد این سوگندنامه شامل تعهدات کلیدی زیر است :  

  • تعهد به خدمت راستین: قرار دادن مسئولیت حرفه‌ای بالاتر از علایق شخصی و تلاش برای بهبود و پیشرفت شرایط اجتماعی.
  • رازداری حرفه‌ای: پذیرش و رعایت اصل رازداری و کوشش در پنهان داشتن اسرار مردم از گزند نامحرمان.
  • پایبندی به موازین علمی: عمل بر مبنای علم، تجربه و مهارت‌های مددکاری اجتماعی و احترام به یافته‌ها و عقاید صاحب‌نظران.
  • آمادگی در بحران: اعلام آمادگی برای ارائه خدمات لازم حرفه‌ای در هنگام رویدادهای ناگهانی و حوادث غیرمنتظره عمومی.

فلسفه توانمندسازی، که هدف اصلی مددکاری (مانند آنچه در کمیته امداد تعریف شده) را ایجاد استقلال و جلوگیری از وابستگی دائمی می‌داند، این حرفه را به یک «تسهیل‌گر تغییر» تبدیل می‌کند. اما اجرای این توانمندسازی با موانع ساختاری جدی روبروست؛

به عنوان مثال، در سازمان بهزیستی، محدودیت‌های قانونی و مالی و ضعف در مهارت‌آموزی، منجر به مشکل اشتغال مددجویان پس از ترخیص می‌شود و عملاً فرآیند توانمندسازی را مختل می‌سازد.

این تناقض میان هدف نظری (توانمندسازی) و واقعیت اجرایی (محدودیت منابع و آموزش) یک چالش ساختاری عمیق در این حرفه به شمار می‌رود.

تاب‌ آوری رسالت داوطلبانه و توانمندسازی ملی در کارنامه مددکاری اجتماعی ایرانیان

تاب‌ آوری رسالت داوطلبانه و توانمندسازی ملی در کارنامه مددکاری اجتماعی ایرانیان

یک دهه «نذر آموزشی فرهنگی»

تاب‌آوری، رسالت داوطلبانه و توانمندسازی ملی در کارنامه مددکاری اجتماعی ایرانیان

یک دهه «نذر آموزشی فرهنگی»

مقدمه: فراتر از رسانه، یک نهضت اخلاقی در آموزش

در فضای پرهیاهوی فعالیت‌های رسانه‌ای و آموزشی کشور، که اغلب با هدف کسب درآمد و استفاده از بودجه‌های تخصیصی تعریف می‌شوند، رویکرد «مجموعه رسانه‌های مددکاری اجتماعی ایرانیان» به رهبری دکتر جواد طلسچی یکتا، بنیانگذار این رسانه، یک استثنای چشمگیر و الهام‌بخش است.

طی بیش از یک دهه، این مجموعه با شعار «آموزش تاب‌آوری رایگان و داوطلبانه»، نه تنها یک فعالیت رسانه‌ای، بلکه یک نهضت اخلاقی و فرهنگی را در کشور پایه‌گذاری کرده است.

خدمت افتخارآمیز یک دهه آموزش تخصصی و مستمر تاب‌آوری، بدون چشمداشت مادی، صرفاً یک آمار نیست؛ بلکه تبلور عینی «نذر آموزشی فرهنگی» است که عمیقاً در باورهای این مجموعه ریشه دوانده است. این مقاله به بررسی فلسفه، گستره و قدرت تحول‌آفرین این کارنامه پربار داوطلبانه می‌پردازد.

بخش اول: «نذر آموزشی فرهنگی»: فلسفه خدمت بدون چشمداشت

تعهد به ارائه آموزش‌های تخصصی تاب‌آوری به‌صورت کاملاً رایگان و داوطلبانه، در حالی که تقاضای مستمر از سوی نهادهای دولتی و غیردولتی وجود دارد، یک انتخاب آگاهانه و استراتژیک است. این رویکرد، در واقع بیانیه‌ا‌ی عملی علیه تجاری‌سازی مفاهیم حیاتی توسعه انسانی است.

انقطاع از بودجه‌های سازمانی

یکی از مهم‌ترین ابعاد کارنامه دکتر طلسچی یکتا و رسانه‌ تاب‌آوری، «عدم دریافت حتی یک ریال چشمداشت مادی نسبت به بودجه‌های آموزشی سازمان‌ها و نهادهای مختلف» است. این انقطاع، دو مزیت حیاتی را به همراه داشته است:

  1. حفظ استقلال محتوایی: آزادی عمل کامل در طراحی، بومی‌سازی و اجرای برنامه‌های آموزشی. زمانی که آموزش دهنده متکی به بودجه سازمان نیست، می‌تواند با صراحت و دقت کامل، کاستی‌ها و نیازهای ساختاری سازمان را هدف قرار دهد و آموزش‌هایی را ارائه دهد که صرفاً در راستای منافع کوتاه‌مدت مالی یا اداری نیستند.
  2. تضمین خلوص نیت: این مدل داوطلبانه، سطح تعهد و انگیزه درونی (Intrinsic Motivation) تیم آموزشی را بالا می‌برد و اطمینان می‌دهد که تمرکز اصلی بر کیفیت و اثربخشی آموزش است، نه پر کردن زمان یا اجرای تشریفاتی سرفصل‌ها.

این «نذر آموزشی» در حقیقت، گامی بزرگ در راستای تثبیت تاب‌آوری به عنوان یک حق اجتماعی و یک ابزار برای توانمندسازی عمومی بوده است، نه یک کالا یا سرویس لوکس.

بخش دوم: گستره نفوذ: کارنامه ملی آموزش تاب‌آوری

کارنامه این رسانه در زمینه آموزش، شاهدی بر گستره و عمق نفوذ این حرکت داوطلبانه است. تدریس مداوم، تخصصی و مستمر در قلب مراکز علمی و اجرایی کشور، بیانگر اعتماد نهادهای مرجع به کیفیت و کارآمدی این آموزش‌هاست.

سنگرهای دانش: حضور مؤثر در دانشگاه‌ها

تمرکز بر مراکز دانشگاهی، نشان‌دهنده تعهد به تقویت زیرساخت‌های نظری و پرورشی تاب‌آوری در میان نسل آینده متخصصان و سیاست‌گذاران است. نام دانشگاه‌هایی که خدمات آموزشی دریافت کرده‌اند، خود بیانگر این اهمیت است:

  • دانشگاه علامه طباطبایی: در حوزه علوم انسانی و اجتماعی.
  • دانشگاه علوم توانبخشی و سلامت اجتماعی و دانشگاه خوارزمی: در حوزه‌های سلامت، تربیت و آموزش.
  • دانشگاه‌های علوم پزشکی شهید بهشتی، علوم پزشکی تهران و گیلان: تأکید بر تاب‌آوری در محیط‌های حساس درمانی و کادر سلامت.


رویکرد سیستمی اولین رسانه تاب‌آوری ایران

رویکرد سیستمی اولین رسانه تاب‌آوری ایران

متدولوژی طراحی، بومی‌سازی و اجرای آموزش‌های تاب‌آوری (کودکی تا بزرگسالی)

فهرست عناوین [نمایش]

رویکرد سیستمی اولین رسانه تاب‌آوری ایران

متدولوژی طراحی، بومی‌سازی و اجرای آموزش‌های تاب‌آوری (کودکی تا بزرگسالی)

مقدمه: عبور از «آموزش کلی» به «مهندسی رفتار تاب‌آور»

تاب‌آوری، به عنوان یک سازه بین‌رشته‌ای در حال تحول، دیگر صرفاً یک مفهوم روانشناختی نیست؛ بلکه یک ضرورت استراتژیک در حوزه‌های توسعه منابع انسانی (HRD)، سیاست‌گذاری اجتماعی و مدیریت بحران محسوب می‌شود.

اولین رسانه تاب‌آوری ایران (resiliencemedia.ir) با درک این پیچیدگی، مدل سنتی آموزش‌های کوتاه‌مدت را که صرفاً به «حساس‌سازی» می‌انجامد، کنار گذاشته و یک متدولوژی سیستمی پنج‌مرحله‌ای را برای طراحی، بومی‌سازی و اجرای برنامه‌های آموزشی مدون به کار می‌گیرد.

این رویکرد، تاب‌آوری را نه یک مقصد، بلکه یک فرآیند توسعه‌ای پیوسته تلقی می‌کند که باید متناسب با ساختار شناختی، هیجانی و اجتماعی گروه هدف در هر مقطع سنی، مهندسی و مدیریت شود.

هدف نهایی، ایجاد یک طرح‌واره شناختی-رفتاری (Cognitive-Behavioral Schema) است که در لحظه بحران، به صورت ناخودآگاه فعال شود و عملکرد انطباقی را تضمین نماید.

بخش اول: متدولوژی پنج‌مرحله‌ای بومی‌سازی و طراحی آموزشی

طراحی آموزش تاب‌آوری در این رسانه، یک فرآیند ایزوله نیست، بلکه یک چرخه مداوم و بازخوردمحور است که تضمین می‌کند محتوای تولید شده، بالاترین سطح انطباق و کارآمدی را داشته باشد.

تشخیص نیاز تاب‌آوری خط مبدأ (Baseline Needs Assessment)

پیش از هرگونه طراحی، یک فاز تشخیصی دقیق آغاز می‌شود. این مرحله شامل ابزارهای تخصصی و چندبعدی است:

  • ارزیابی سایکومتریک (Psychometric Assessment): استفاده از مقیاس‌های معتبر بومی‌شده (مانند مقیاس‌های تاب‌آوری کانر-دیویدسون یا سازه‌های مشابه) برای تعیین نمره تاب‌آوری خط مبدأ گروه هدف و شناسایی دقیق مولفه‌های ضعیف‌تر (مانند تنظیم هیجانی، خودکارآمدی، یا امید).
  • تحلیل سازمانی/اجتماعی: بررسی ساختار سازمانی، فرهنگ حاکم، استرس‌زاهای بومی (Bespoke Stressors) و ریسک‌های محیطی که به صورت سیستماتیک بر تاب‌آوری گروه هدف (کارمندان، دانش‌آموزان یا مددجویان) اثر می‌گذارند.
  • مصاحبه‌های عمقی (In-depth Interviews): گفتگو با ذی‌نفعان کلیدی (مدیران، مربیان، والدین) برای درک زمینه‌ای و کیفی چالش‌های انطباقی.

خروجی این مرحله: یک سند “نمایه تاب‌آوری” (Resilience Profile) که تعیین‌کننده دقیق‌ترین اهداف آموزشی است.

نقشه‌کشی ماژولار و مبتنی بر هدف (Modular Curriculum Mapping)

بر اساس نمایه تاب‌آوری، برنامه آموزشی در قالب ماژول‌های مستقل و در عین حال پیوسته طراحی می‌شود. هر ماژول یک هدف رفتاری مشخص (Specific Behavioral Objective) دارد.

  • مدل CBT ترکیبی: محتوا بر اساس اصول درمان شناختی-رفتاری (CBT)، مدل دلبستگی (Attachment Theory) و نظریه یادگیری اجتماعی (Social Learning Theory) ترکیب می‌شود.
  • انتقال از دانش به عمل: برنامه‌ریزی می‌شود که حداقل ۶۰٪ زمان آموزشی به تمرین‌های شبیه‌سازی شده، نقش‌آفرینی‌ها (Role-Playing) و سناریوهای حل مسئله گروهی اختصاص یابد. این فرآیند از انتقال صرف دانش به مرحله اکتساب مهارت اطمینان می‌دهد.