438,850 خواندن این مطلب 2 دقیقه زمان میبرد
از حساسسازی سطحی تا نهادینهسازی استراتژیک در توسعه منابع انسانی
تابآوری (Resilience)، به عنوان توانایی حیاتی برای بازگشت قویتر پس از تحمل بحرانها، استرسها یا آسیبهای جدی، بیش از آنکه یک ویژگی ذاتی باشد، یک مجموعه مهارتهای قابل آموزش، تقویت و نهادینهسازی است.
با این حال، همانطور که دکتر جواد طلسچی یکتا، بنیانگذار رسانه تابآوری ایران، به درستی تأکید داشتهاند، شرط تحقق این آموزش، «اثربخشی و کارآمدی» آن است.
این تأکیدات، در واقع زنگ خطری است برای سازمانها و نهادهایی که آموزش تابآوری را به سادگی و در قالب رویدادهای کوتاهمدت تعریف میکنند؛ غافل از آنکه عمق این مفهوم، نیازمند طراحی برنامهای مدون، هدفمند و بومیسازی شده است.
هدف یک آموزش مؤثر تابآوری، صرفاً انتقال مفاهیم نظری نیست؛ بلکه ایجاد یک طرحوارهی تابآور در ذهن و رفتار فرد است که به صورت ناخودآگاه در مواقع بحرانی فعال شود.
بنیانگذار رسانه تابآوری ایران همواره بر یک تفاوت کلیدی تأکید دارند: کارگاهها و دورهمیهای آموزشی کوتاهمدت (نیمروزه یا نهایتاً یکروزه) در بهترین حالت ممکن، تنها میتوانند نقش حساسسازی را ایفا کنند.
کارگاههای فشرده، اگرچه از نظر سازمانی یک رخداد محسوب میشوند، اما در بهترین حالت میتوانند دو نتیجه زیر را به دست آورند:
چرا این مدل برای توسعه مهارتها ناکافی است؟
انتقال از دانستن (Knowledge) به توانستن (Skill) و سپس بودن (Schema)، نیازمند زمان، تمرین، بازخورد و تکرار است. تابآوری مجموعهای از مهارتهای شناختی، هیجانی و رفتاری است.
همانطور که نمیتوان تنها با تماشای یک ویدئو یکساعته، نواختن پیانو را آموخت، مولفههای اساسی تابآوری نیز بدون فرآیند منظم، درونی نمیشوند.
به گفته دکتر طلسچی یکتا، در این کارگاهها «صرفاً با الفاظ و لغات تخصصی و کلیدی بازی خواهد شد و به مرور مهارتهای اساسی زندگی و در بهترین حالت ممکن به این که تابآوری چه چیزهایی هست و چه چیزهایی نیست ختم خواهد شد.»
این خروجی، نه تنها هدف یک آموزش استراتژیک نیست، بلکه میتواند با ایجاد حس «دانستنِ کافی»، مانع از پیگیری آموزشهای عمیقتر در آینده شود.
این سؤال حیاتی مطرح میشود که آیا نیاز آموزشی یک سازمان دولتی یا بخش خصوصی برای کارکنان یا جامعه هدفش از آموزش تابآوری، تنها «انتقال مفاهیم کلی» نظیر «تابآوری چیست؟» است؟
چرا تابآوری پدرخوانده نمیخواهد؟
مفهوم تابآوری به عنوان توانایی یک فرد، خانواده، جامعه یا سیستم برای سازگاری مثبت در مواجهه با مشکلات، استرسها و آسیبها، یکی از محوریترین موضوعات پژوهشی و عملی در قرن اخیر است. با این حال، همانطور که در مطالب قبلی تأکید شد، تابآوری یک “علم مستقل” یا یک “نظریه جامع” نیست که بتوان برای آن فرد خاصی را به عنوان “پدر علم” معرفی کرد.
تابآوری همچون یک پل حیاتی عمل میکند که مرزهای علوم مختلف را به یکدیگر متصل میسازد.
ریشه این سازه نه در یک آزمایشگاه یا دانشگاه، بلکه در مشاهدات متعدد از واکنش موفقیتآمیز افراد و سیستمها به شرایط دشوار نهفته است.
تابآوری به عنوان یک شاخه قابل اعتنا و بسیار مهم، در عمق چندین علم کلیدی جای دارد.
شناخت این علوم، درک جامعتری از کاربردهای متنوع تابآوری به دست میدهد:
تابآوری احتمالاً بیشترین حضور پررنگ خود را در این حوزه دارد. در روانشناسی، تابآوری اغلب در سطح فردی بررسی میشود.