جدیدترین یافتههای آموزش محله محور تاب آوری
یک تغییر اساسی در نگاه علمی
مهمترین تحول این است که آموزش تابآوری دیگر صرفاً به معنای آموزش مهارتهای مقابلهای به افراد نیست؛ بلکه به سمت ساختن ظرفیت جمعی محله برای شناخت خطر، تصمیمگیری، همکاری، اقدام و بازسازی حرکت کرده است.
راهنمای جدید یونسکو درباره «جوامع سبز» نیز دقیقاً بر همین تغییر تأکید دارد: یادگیری باید از مدرسه خارج شود و در فضاهای رسمی، غیررسمی و غیررسمیِ یادگیری در جامعه جریان پیدا کند و افراد در تمام سنین را درگیر کند.
بنابراین میتوان گفت:
محله تابآور، محلهای نیست که فقط افراد تابآور داشته باشد؛ محلهای است که بتواند با تکیه بر دانش، شبکههای اجتماعی، اعتماد، مشارکت و منابع محلی، در برابر بحران آماده شود، واکنش نشان دهد و خود را با شرایط جدید تطبیق دهد.
آموزش باید از «کلاس» به «محله» منتقل شود
یکی از جدیدترین جهتگیریها، مفهوم یادگیری مادامالعمر محلهای است.
یعنی آموزش تابآوری فقط در مدرسه، دانشگاه یا کارگاه تخصصی اتفاق نمیافتد؛ بلکه میتواند در:
- فرهنگسراها
- مساجد و مراکز اجتماعی
- خانههای محله
- کتابخانهها
- مدارس
- سراهای محله
- سازمانهای مردمنهاد
- مراکز بهداشت
- باشگاههای ورزشی
- فضاهای عمومی
- رسانههای محلی
- شبکههای اجتماعی محله
اتفاق بیفتد.
یونسکو در راهنمای ۲۰۲۵ خود، یادگیری مادامالعمر و مشارکت همه نسلها را یکی از ابزارهای اصلی تقویت تابآوری اقلیمی در سطح محلی معرفی کرده است.
نتیجه مهم برای ایران:
آموزش تابآوری محلهای نباید پروژهای محدود به چند جلسه سخنرانی باشد؛ باید به یک اکوسیستم یادگیری محلهای تبدیل شود.
«دانش محلی» اکنون یک سرمایه آموزشی محسوب میشود
یافته بسیار مهم دیگر این است که مردم محله فقط «گیرنده آموزش» نیستند.
آنها خودشان دارای دانش و تجربه محلی هستند.
مثلاً ساکنان یک محله بهتر از بسیاری از افراد خارج از آن میدانند:
- کدام کوچه هنگام بارندگی دچار آبگرفتگی میشود؛
- سالمندان آسیبپذیر کجا زندگی میکنند؛
- کدام خانوادهها نیازمند حمایت بیشتری هستند؛
- کدام مسیرها در زمان بحران قابل عبور نیستند؛
- چه کسانی مهارت پزشکی، فنی یا امدادی دارند؛
- کدام افراد مورد اعتماد محله هستند؛
- در بحرانهای قبلی چه اتفاقاتی افتاده است.
پژوهشهای آموزش تابآوری مشارکتی نشان دادهاند که روشهایی مانند نقشهبرداری مشارکتی، جمعآوری داده توسط ساکنان و ارزیابی مسائل محله میتوانند هم دانش تابآوری را افزایش دهند و هم به تولید برنامههای واقعی محله کمک کنند.
پس مدل جدید:
کارشناس → آموزش → مردم
نیست.
بلکه بیشتر:
کارشناس + مردم → یادگیری مشترک → شناخت مسئله → طراحی راهحل → اقدام
است.
آموزش تابآوری باید «مشارکتی» باشد، نه سخنرانیمحور
یکی از قویترین یافتههای سالهای اخیر، اهمیت Participatory Learning یا یادگیری مشارکتی است.
در مطالعه جدید ۲۰۲۶ درباره تابآوری اقلیمی محلهای، مشارکت مستقیم ساکنان در فرآیند برنامهریزی باعث افزایش:
- آگاهی،
- احساس عاملیت جمعی،
- شبکههای اجتماعی،
- مشارکت مدنی،
- همکاری بینبخشی
شد.
این یافته اهمیت زیادی دارد.
یعنی در آموزش محلهمحور تابآوری بهتر است به جای اینکه استاد ۹۰ دقیقه درباره تابآوری صحبت کند، از مردم بخواهیم:
«بیایید محله خودمان را از نظر تابآوری ارزیابی کنیم.»
مثلاً یک کارگاه میتواند با این سؤال شروع شود:
اگر فردا یک بحران جدی در این محله اتفاق بیفتد، اولین پنج مسئلهای که با آن مواجه خواهیم شد چیست؟
همین سؤال میتواند پایه یک برنامه آموزشی بسیار قدرتمند باشد.
«نقشه تابآوری محله» یکی از ابزارهای مهم آینده است
بر اساس روند پژوهشهای جدید، آموزش تابآوری باید به شناخت جغرافیایی و اجتماعی محله متصل شود.
یعنی هر محله بتواند یک نوع:
Neighborhood Resilience Map
نقشه تابآوری محله
داشته باشد.
این نقشه میتواند شامل موارد زیر باشد:
| حوزه | اطلاعات |
| خطرها | سیل، زلزله، آتشسوزی، گرما، آلودگی و… |
| جمعیت | کودکان، سالمندان، افراد دارای معلولیت و… |
| منابع | مدارس، مراکز درمانی، مساجد، مراکز اجتماعی |
| سرمایه انسانی | پزشکان، پرستاران، مددکاران، روانشناسان، نیروهای داوطلب |
| ارتباطات | کانالهای اطلاعرسانی معتبر |
| فضاهای امن | نقاط تجمع و پناه |
| آسیبپذیری | خانوارها و گروههای در معرض خطر |
| ظرفیت اجتماعی | گروههای داوطلب و شبکههای محلی |
این یعنی آموزش از حالت نظری خارج و به شناخت واقعی محله تبدیل میشود.
تابآوری کودکان باید از مدرسه وارد محله شود
یافتههای جدید نشان میدهند که مدرسه میتواند یکی از مهمترین «هابهای تابآوری محله» باشد.
مطالعه ۲۰۲۶ درباره آموزش آمادگی در برابر بلایا در مناطق شهری پرخطر ترکیه نشان داده است که آموزش مدرسهمحور میتواند برای دانشآموزان، معلمان و مدیران مدرسه به تقویت تابآوری روانشناختی کمک کند.
از سوی دیگر، یک مرور نظاممند ۲۰۲۶ درباره حمایت روانی ـ اجتماعی پس از بلایا نشان داد که مداخلات اجراشده توسط معلمان میتوانند به بهبود پایدار عملکرد سازگارانه کودکان کمک کنند؛ اما آموزش ساختاریافته ۱۲ تا ۲۰ ساعت، نظارت حرفهای مستمر و انطباق فرهنگی از الزامات مهم اجرای موفق بودهاند.
این یک نکته بسیار مهم است:
معلم نباید جایگزین متخصص سلامت روان شود.
بلکه باید بتواند:
- علائم هشدار را بشناسد؛
- حمایت اولیه ارائه کند؛
- کودکان را به خدمات تخصصی ارجاع دهد؛
- مهارتهای سازگاری را آموزش دهد؛
- ارتباط مدرسه، خانواده و جامعه را تقویت کند.
تابآوری معلم بخشی از تابآوری محله است
این یافته بسیار ارزشمند است و شاید برای ایران اهمیت ویژهای داشته باشد.
یک مرور نظاممند شامل ۴۷ مطالعه نشان داده که میان تابآوری و بهزیستی معلمان و اثربخشی آموزش تابآوری جامعه ارتباط وجود دارد. نویسندگان تأکید میکنند که رفاه و تابآوری معلمان یکی از پایههای مداخلات مؤثر تابآوری جامعه است.
بنابراین برنامه آموزش محلهمحور نباید فقط بگوید:
«کودکان را آماده کنیم.»
بلکه باید همزمان:
کودک + والدین + معلم + داوطلب + متخصص + مدیر محله
را در نظر بگیرد.
آموزش تابآوری باید چندنسلی باشد
یک تغییر مهم دیگر، فاصله گرفتن از آموزشهای صرفاً کودکمحور یا بزرگسالمحور است.
محله یک نظام چندنسلی است:
کودک ← نوجوان ← جوان ← والد ← سالمند
هرکدام میتوانند هم یادگیرنده و هم یاددهنده باشند.
یونسکو در رویکرد یادگیری مادامالعمر محلی دقیقاً بر مشارکت یادگیرندگان در تمام سنین تأکید کرده است.
حتی میتوان برنامههایی طراحی کرد که:
- نوجوانان فناوری و ارتباطات را آموزش دهند؛
- سالمندان تجربه بحرانهای گذشته را منتقل کنند؛
- والدین مهارتهای خانوادگی را یاد بگیرند؛
- متخصصان آموزش تخصصی ارائه کنند؛
- داوطلبان شبکه حمایت اجتماعی را سازمان دهند.
این مدل میتواند سرمایه اجتماعی محله را افزایش دهد.
آموزش تابآوری باید «عملمحور» باشد
یکی از بزرگترین ضعفهای آموزشهای سنتی تابآوری این است که فرد بعد از کلاس چیزهای زیادی میداند اما الزاماً نمیداند چه کاری باید انجام دهد.
مدل جدید باید از:
Knowledge
به:
Knowledge → Skill → Practice → Collective Action
حرکت کند.
یعنی:
دانش → مهارت → تمرین → اقدام جمعی
برای مثال، به جای اینکه فقط درباره زلزله آموزش بدهیم:
تمرین عملی:
«اگر ساعت ۸ شب زلزله اتفاق بیفتد، خانواده شما چه میکند؟»
سپس:
- نقطه امن خانه مشخص شود.
- مسیر خروج بررسی شود.
- فرد آسیبپذیر خانواده مشخص شود.
- کیف اضطراری آماده شود.
- شمارههای ضروری ثبت شود.
- ارتباط خانوادگی تعریف شود.
- یک تمرین واقعی انجام شود.
بازی، شبیهسازی و فناوری آموزشی اهمیت بیشتری پیدا کردهاند
راهنمای جدید UNDRR در سال ۲۰۲۶ برای بازی Stop Disasters نمونه جالبی از این تغییر است.
در این بازی، دانشآموز نقش برنامهریز جامعه را بر عهده میگیرد و باید میان گزینههای مختلف برای کاهش خطر تصمیم بگیرد و پیامد تصمیم خود را مشاهده کند.
این رویکرد اهمیت زیادی دارد، زیرا:
تصمیمگیری را به تجربه تبدیل میکند.
در آینده میتوان این مدل را برای محلههای ایران نیز بومی کرد:
«اگر شما مسئول تابآوری این محله بودید، با بودجه محدود کدام سه اقدام را اول انجام میدادید؟»
این نوع آموزش، تفکر سیستمی را تقویت میکند.
آموزش تابآوری باید با اقلیم و محیطزیست پیوند بخورد
تابآوری محلهای دیگر فقط درباره زلزله و سیل نیست.
اکنون موضوعاتی مانند:
- گرمای شدید،
- خشکسالی،
- آلودگی هوا،
- کمبود آب،
- آتشسوزی،
- امنیت غذایی،
- زیرساخت انرژی،
- سلامت،
- فضاهای سبز
نیز وارد آموزش تابآوری شدهاند.
مرور نظاممند ۲۰۲۵ درباره راهکارهای مبتنی بر طبیعت در سطح محله نشان داد که این راهکارها زمانی میتوانند به تابآوری اجتماعی ـ اقتصادی کمک کنند که مشارکت جامعه، برنامهریزی فراگیر و نگهداری مستمر در آنها لحاظ شود.
بنابراین آموزش تابآوری میتواند با موضوعاتی مانند:
درختکاری، مدیریت آب، فضای سبز، کاهش گرما، مدیریت پسماند و سلامت محیط
پیوند بخورد.
«عدالت تابآوری» به یک اصل کلیدی تبدیل شده است
این شاید یکی از مهمترین یافتههای جدید باشد.
همه افراد یک محله به یک اندازه در معرض خطر نیستند.
یک خانواده کمدرآمد، سالمند تنها، کودک، فرد دارای معلولیت یا فردی که دسترسی محدودی به خدمات دارد، ممکن است در برابر یک بحران بسیار آسیبپذیرتر باشد.
مطالعه ۲۰۲۶ درباره تابآوری اقلیمی محلهای نشان داده که رویکردهای عدالتمحور و مشارکتی میتوانند آگاهی مردم از نابرابریهای ساختاری و احساس عاملیت اجتماعی آنان را افزایش دهند.
بنابراین:
آموزش تابآوری بدون توجه به نابرابری اجتماعی، آموزش کامل تابآوری نیست.
تابآوری روانی باید با تابآوری اجتماعی ترکیب شود
یکی دیگر از روندهای مهم، فاصله گرفتن از نگاه صرفاً روانشناختی به تابآوری است.
تابآوری فردی لازم است؛ اما کافی نیست.
فردی ممکن است از نظر روانی بسیار توانمند باشد، اما اگر:
- شبکه اجتماعی نداشته باشد؛
- به خدمات دسترسی نداشته باشد؛
- محله فاقد اعتماد باشد؛
- اطلاعات نادرست منتشر شود؛
- زیرساختها آسیبپذیر باشند؛
تابآوری او محدود خواهد شد.
به همین دلیل مدل مناسبتر:
Individual Resilience
Family Resilience
Social Resilience
Community Resilience
Institutional Resilience
است.
سواد رسانهای باید وارد آموزش تابآوری محلهای شود
این بخش برای شرایط امروز بسیار مهم است.
در بحران، مردم فقط با خطر فیزیکی مواجه نیستند؛ با بحران اطلاعاتی نیز مواجهاند.
شایعه، اطلاعات نادرست، تصاویر قدیمی، اخبار جعلی و پیامهای هیجانی میتوانند اضطراب و رفتارهای خطرناک ایجاد کنند.
بنابراین آموزش تابآوری محلهای مدرن باید شامل:
- تشخیص منبع معتبر؛
- راستیآزمایی اولیه؛
- تشخیص شایعه؛
- مدیریت اضطراب ناشی از اخبار؛
- استفاده مسئولانه از شبکههای اجتماعی؛
- شناخت کانالهای رسمی هشدار؛
- نحوه انتشار پیام اضطراری صحیح
باشد.
این بخش میتواند یک محور بسیار مهم برای آموزش تابآوری اجتماعی در ایران باشد.
رسانه محلی میتواند «زیرساخت آموزشی تابآوری» باشد
این نکته از کنار هم گذاشتن یافتههای جدید بسیار قابل توجه است.
اگر آموزش تابآوری را یک فرآیند مستمر بدانیم، رسانه محلی میتواند:
قبل از بحران → آموزش
هنگام بحران → اطلاعرسانی
بعد از بحران → حمایت، یادگیری و بازسازی
را انجام دهد.
در نتیجه رسانه دیگر صرفاً «منتشرکننده خبر» نیست؛ میتواند تبدیل به:
Resilience Learning Platform
سکوی یادگیری تابآوری جامعه
شود.
«هاب تابآوری» یکی از مدلهای آیندهدار است
پژوهش ۲۰۲۵ درباره طراحی یک Resilience & Education Hub در اورلاندو نشان داد که ترکیب عناصر فیزیکی، اجتماعی و آموزشی و طراحی آن با مشارکت جامعه میتواند الگویی برای ایجاد مراکز تابآوری باشد. این پروژه با مشارکت اعضای جامعه و جوانان طراحی شد.
بنابراین میتوان به جای «کلاس تابآوری»، به مفهوم:
مرکز یادگیری و تابآوری محله
فکر کرد.
چنین مرکزی میتواند محل:
- آموزش،
- مشاوره،
- شبکهسازی،
- آموزش داوطلبان،
- فعالیت جوانان،
- آموزش خانواده،
- مدیریت بحران،
- فعالیتهای فرهنگی،
- دسترسی به اطلاعات معتبر
باشد.
آموزش باید مبتنی بر «ارزیابی خطر مخصوص همان محله» باشد
این موضوع در رویکردهای جدید UNDRR نیز بسیار پررنگ است.
UNDRR در چارچوبهای جدید خود بر شناخت خطر و ارزیابی آن در سطوح محلی تأکید دارد و مشارکت ذینفعان و استفاده از اطلاعات زمینهای را بخش مهمی از برنامهریزی تابآوری میداند.
بنابراین نمیتوان یک بسته آموزشی واحد را برای:
تهران + رشت + بندرعباس + تبریز + روستاهای سیستان
بدون تغییر اجرا کرد.
هر محله باید یک:
Local Resilience Profile
داشته باشد.
مدل پیشنهادی برای ایران
با جمعبندی این یافتهها، به نظرم میتوان یک مدل بسیار قابلتوسعه برای ایران طراحی کرد:
«مدل ۸ مرحلهای آموزش محلهمحور تابآوری»
مرحله ۱ ـ شناخت محله
جمعآوری اطلاعات اجتماعی، اقتصادی، جمعیتی و خطرات.
مرحله ۲ ـ شناسایی ظرفیتها
چه کسانی و چه نهادهایی میتوانند در بحران کمک کنند؟
مرحله ۳ ـ نقشهبرداری مشارکتی
ترسیم نقشه خطر، منابع، خدمات و گروههای آسیبپذیر.
مرحله ۴ ـ آموزش
آموزش مهارتهای فردی، خانوادگی، اجتماعی و بحران.
مرحله ۵ ـ تمرین
سناریو، مانور، بازی، شبیهسازی و تمرینهای خانوادگی.
مرحله ۶ ـ شبکهسازی
ایجاد شبکه میان مدرسه، خانواده، مسجد، مرکز سلامت، NGO، شهرداری، رسانه و متخصصان.
مرحله ۷ ـ اقدام محلهای
اجرای یک یا چند پروژه واقعی برای کاهش آسیبپذیری.
مرحله ۸ ـ ارزیابی و یادگیری مجدد
چه چیزی جواب داد؟ چه چیزی جواب نداد؟ چه چیزی باید اصلاح شود؟
این مرحله هشتم بسیار مهم است؛ زیرا تابآوری یک محصول نهایی نیست، بلکه ظرفیت یادگیری و سازگاری مستمر است.
یک نکته بسیار مهم برای «خانه تابآوری» و آموزش تابآوری در ایران
اگر بخواهیم این یافتهها را برای یک برنامه تخصصی در ایران بومی کنیم، پیشنهاد من این است که مفهوم «آموزش محلهمحور تابآوری» را صرفاً به آموزش روانشناختی محدود نکنیم.
یک مدل جامع میتواند چهار لایه داشته باشد:
لایه اول: تابآوری فردی
خودتنظیمی، مهارت مقابله، سلامت روان، حل مسئله.
لایه دوم: تابآوری خانواده
ارتباطات خانوادگی، حمایت متقابل، برنامه خانوادگی بحران.
لایه سوم: تابآوری اجتماعی محله
اعتماد، مشارکت، سرمایه اجتماعی، داوطلبی، شبکههای حمایت.
لایه چهارم: تابآوری نهادی و محیطی
مدرسه، سلامت، شهرداری، زیرساخت، محیطزیست، رسانه و مدیریت بحران.
و در مرکز این چهار لایه:
یادگیری مستمر
قرار گیرد.
جمعبندی یافتههای ۲۰۲۶
اگر بخواهیم تمام پژوهشها و اسناد بررسیشده را در ۱۰ گزاره کلیدی خلاصه کنیم:
- آموزش تابآوری باید محلهمحور شود، نه صرفاً فردمحور.
- مردم باید شریک تولید دانش باشند، نه فقط مخاطب آموزش.
- یادگیری مادامالعمر باید در فضای محله جریان داشته باشد.
- مدرسه میتواند یکی از مهمترین هستههای تابآوری محله باشد.
- تابآوری معلمان و مربیان بخشی از تابآوری جامعه است.
- آموزش باید از سخنرانی به تمرین، شبیهسازی و اقدام واقعی حرکت کند.
- نقشهبرداری مشارکتی و شناخت ظرفیتهای محلی اهمیت فزایندهای دارد.
- تابآوری اقلیمی، اجتماعی، روانی، اقتصادی و زیرساختی باید به یکدیگر متصل شوند.
- عدالت اجتماعی و توجه به گروههای آسیبپذیر باید در مرکز برنامه باشد.
- هدف نهایی آموزش، ایجاد «ظرفیت جمعی برای اقدام» است، نه صرفاً افزایش اطلاعات.
به زعم نگارنده این مقاله، مهمترین تحول مفهومی سالهای اخیر همین مورد می باشد:
آموزش تابآوری از «آموزش افراد برای تحمل بحران» به «توانمندسازی جامعه برای شناخت، پیشگیری، سازگاری، همکاری و اقدام جمعی» در حال حرکت است.
و این دقیقاً همان نقطهای است که مفهوم «آموزش محلهمحور تابآوری» را میتواند به یک حوزه تخصصی و بسیار مهم در توسعه تابآوری اجتماعی ایران تبدیل کند.
برای ایران حتی میتوان این ایده را به یک چارچوب اختصاصی با عنوان «مدل ملی آموزش محلهمحور تابآوری اجتماعی» تبدیل کرد؛ شامل اهداف، گروههای هدف، سرفصلهای آموزشی، نقش مددکار اجتماعی، روانشناس، معلم، شهرداری، سمنها، رسانه، شاخصهای ارزیابی و یک الگوی اجرایی ۶ یا ۱۲ ماهه.
در مقالات آینده به این موضوع خواهیم پرداخت.
- لیلا صفری زیباکناری
- کارشناس کارگروه آموزش و پژوهش در رسانه تاب آوری ایران



