رسانه تاب‌آوری ایران (resiliencemedia.ir)

رسانه تاب‌آوری ایران (resiliencemedia.ir)

رسانه تاب آوری ایران | نخستین مرجع و پرتال تخصصی تاب‌آوری اجتماعی کشور: رسانه تاب آوری ایران (ResilienceMedia.ir) نخستین مرجع تخصصی و پرتال جامع تاب‌آوری اجتماعی در ایران است که با هدف تولید، توسعه و انتشار دانش تخصصی تاب‌آوری در سال ۱۴۰۲ راه‌اندازی شد.
رسانه تاب‌آوری ایران (resiliencemedia.ir)

رسانه تاب‌آوری ایران (resiliencemedia.ir)

رسانه تاب آوری ایران | نخستین مرجع و پرتال تخصصی تاب‌آوری اجتماعی کشور: رسانه تاب آوری ایران (ResilienceMedia.ir) نخستین مرجع تخصصی و پرتال جامع تاب‌آوری اجتماعی در ایران است که با هدف تولید، توسعه و انتشار دانش تخصصی تاب‌آوری در سال ۱۴۰۲ راه‌اندازی شد.

نوآوری محله‌ محور؛ راهبرد بنیادین در تحقق تاب‌ آوری و اقتدار ملی

نوآوری محله‌ محور؛ راهبرد بنیادین در تحقق تاب‌ آوری و اقتدار ملی

نوآوری محله‌ محور از منظر بنیانگذار رسانه تاب آوری ایران «دکتر جواد طلسچی یکتا»

نوآوری محله‌ محور؛ راهبرد بنیادین در تحقق تاب‌ آوری و اقتدار ملی

بررسی و بسط دیدگاه‌های دکتر جواد طلسچی یکتا، بنیان‌گذار رسانه تاب‌آوری ایران

در دنیای پرشتاب و پیچیده امروز که جوامع با چالش‌ها و بحران‌های گوناگونی روبه‌رو هستند، مفهوم «تاب‌آوری» از یک اصطلاح صرفاً روان‌شناختی یا دانشگاهی فراتر رفته و به ضرورتی انکارناپذیر برای بقا، ثبات و توسعه جوامع تبدیل شده است. در این میان، دیدگاه‌های صاحب‌نظران میدانی و متخصصانی که تجربه زیسته را با دانش آکادمیک درآمیخته‌اند، نقشه راهی ارزشمند برای سیاست‌گذاری‌های کلان و خرد ارائه می‌دهد.

دکتر جواد طلسچی یکتا، مددکار اجتماعی باسابقه و بنیان‌گذار «رسانه تاب‌آوری ایران» (نخستین مرجع رسمی تاب‌آوری اجتماعی در کشور)، با تأکید بر مفاهیمی کلیدی همچون «نوآوری محله‌محور»، «توانمندسازی چندوجهی» و «پایش‌محوری»، الگویی عملیاتی برای رسیدن به تاب‌آوری ملی ارائه کرده است. در این مقاله جامع، به بسط و گسترش مؤلفه‌ها و کلیدواژه‌های مطرح شده در اظهارات ایشان می‌پردازیم.

نوآوری محله‌محور؛ نقطه عزیمت تحول اجتماعی

دکتر طلسچی یکتا با بیان اینکه “نیاز مبرم به نوآوری محله‌محور است”، انگشت بر یکی از حیاتی‌ترین سطوح مداخله اجتماعی گذاشته است: «محله». محله، کوچک‌ترین و در عین حال زنده‌ترین سلول بافت شهری و اجتماعی است. برنامه‌های کلان و از بالا به پایین، اغلب به دلیل نادیده گرفتن زیست‌بوم و ویژگی‌های منحصربه‌فرد هر محله، در مرحله اجرا با شکست یا کندی مواجه می‌شوند. نوآوری محله‌محور به معنای خلق راهکارهای بدیع، متناسب با نیازها، ظرفیت‌ها و خرده‌فرهنگ‌های هر منطقه است.

این رویکرد مستلزم تمرکززدایی از برنامه‌های یکپارچه و سپردن عاملیت به خودِ جوامع محلی است. نوآوری در این سطح می‌تواند شامل ایجاد شبکه‌های همیاری محلی، توسعه کسب‌وکارهای خرد مبتنی بر ظرفیت‌های بومی، یا طراحی فضاهای امن برای گفت‌وگو و مشارکت شهروندان باشد. بدون پویایی در سطح محلات، امید به ایجاد تاب‌آوری در سطوح بالاتر، خیالی باطل است.

مستندسازی تجارب؛ گنجینه پنهان مددکاران میدانی

دکتر طلسچی بر این نکته تأکید دارند که: “لازم است مددکاران اجتماعی میدانی همه تجارب مهم خود را ثبت کنند تا در موقع لازم از آنها استفاده نمایند.” مددکاران اجتماعی، خط مقدم مواجهه با آسیب‌ها، بحران‌ها و البته ظرفیت‌های اجتماعی هستند. دانش ضمنی و تجربه‌های زیسته این افراد در میدان عمل، گنجینه‌ای ارزشمند است که اغلب به دلیل فقدان سازوکارهای مناسبِ مستندسازی، به هدر می‌رود. ثبت دقیق، علمی و نظام‌مند این تجارب (Case Studies)، پایگاه داده‌ای غنی برای پژوهشگران، سیاست‌گذاران و نسل‌های بعدی مددکاران فراهم می‌کند.

این دانش بومی و عملیاتی، برخلاف تئوری‌های وارداتی، کاملاً با واقعیت‌های جامعه ایرانی منطبق است و می‌تواند در طراحی مدل‌های مداخله در بحران، تدوین پروتکل‌های تاب‌آوری و سیاست‌گذاری‌های پیشگیرانه، نقش حیاتی ایفا کند. “رسانه تاب‌آوری ایران” خود گامی در جهت ایجاد بستری برای همین اشتراک‌گذاری و مستندسازی علمی است.

توانمندسازی چندوجهی؛ خروجی الزام‌آور آموزش‌های تاب‌آوری

در دیدگاه بنیان‌گذار رسانه تاب‌آوری ایران، آموزش نباید در سطح شعار یا انتقال مفاهیم انتزاعی متوقف شود: “آموزش‌های تاب‌آوری باید خروجی‌شان توانمندسازی چندوجهی اجتماعی، فرهنگی، تحصیلی، اقتصادی باشد.” تاب‌آوری یک مفهوم تک‌بعدی نیست که تنها با تقویت قوای روانی فرد حاصل شود. اگر فردی در برابر فشارهای روانی مقاوم باشد اما فاقد مهارت‌های شغلی (اقتصادی)، درک متقابل (فرهنگی) و سواد ارتباطی (اجتماعی) باشد، در نهایت در برابر طوفان حوادث آسیب‌پذیر خواهد بود.

  • توانمندسازی اجتماعی: ایجاد شبکه‌های حمایتی، ارتقای مشارکت مدنی و تقویت حس تعلق به جامعه.
  • توانمندسازی فرهنگی: درونی‌سازی ارزش‌هایی چون رواداری، احترام به تنوع و حفظ هویت.
  • توانمندسازی تحصیلی/آموزشی: ارتقای مهارت‌های حل مسئله، تفکر انتقادی و یادگیری مادام‌العمر.
  • توانمندسازی اقتصادی: مهارت‌آموزی حرفه‌ای، کارآفرینی و ایجاد استقلال مالی، به‌ویژه برای اقشار آسیب‌پذیر. خروجی هر برنامه آموزش تاب‌آوری باید با شاخص‌های ملموس در این چهار حوزه قابل سنجش باشد.

سیر تکاملی تاب‌آوری: از خانه تا جامعه

تاب‌آوری از خانه آغاز می‌شود و با فرد و جامعه تکمیل می‌شود.” این جمله کوتاه، معماری شکل‌گیری تاب‌آوری را به دقت ترسیم می‌کند. خانواده، نخستین نهاد جامعه‌پذیری و امن‌ترین پناهگاه فرد است. پایه‌های اولیه تاب‌آوری—همچون دلبستگی ایمن، اعتمادبه‌نفس، و تنظیم هیجانی—در کانون خانواده شکل می‌گیرد. اگر خانه فاقد تاب‌آوری باشد، تربیت فردِ تاب‌آور بسیار دشوار خواهد بود. در مرحله بعد، این فرد با تکیه بر آموزش‌ها و تجربیات خود، تاب‌آوری فردی‌اش را در مواجهه با چالش‌های زندگی توسعه می‌دهد. در نهایت، پیوند این افرادِ توانمند در بستر نهادهای اجتماعی (محله، مدرسه، محیط کار)، منجر به شکل‌گیری “تاب‌آوری اجتماعی” می‌شود؛ جامعه‌ای که نه تنها در برابر شوک‌ها فرو نمی‌ریزد، بلکه از آن‌ها برای رشد و سازگاری بهتر بهره می‌برد.

تاب‌آوری ملی؛ محصول پایش‌محوری و توجه به تفاوت‌ها

رسیدن به سطح کلان تاب‌آوری، نیازمند ظرافت‌های خاصی در سیاست‌گذاری است: “تاب‌آوری ملی در سایه توجه به تفاوت‌های فردی و توجه به پایش محوری در آموزش‌های فراگیر سرتاسری ملی محقق می‌شود.”

  • توجه به تفاوت‌های فردی (و منطقه‌ای): هیچ نسخه واحدی برای تمام افراد و تمام مناطق کشور پاسخگو نیست. یک برنامه ملی موفق، برنامه‌ای است که انعطاف‌پذیر بوده و تفاوت‌های فرهنگی، اقلیمی، اقتصادی و روان‌شناختی مخاطبان خود را در سراسر پهنه جغرافیایی ایران به رسمیت بشناسد.
  • پایش‌محوری (Monitoring-based): اجرای آموزش‌های فراگیر کافی نیست؛ اثربخشی این آموزش‌ها باید مستمراً پایش، ارزیابی و اصلاح شود. فقدان سیستم‌های ارزیابی دقیق، باعث هدررفت منابع و انحراف از اهداف می‌شود. پایش‌محوری تضمین می‌کند که آموزش‌ها به‌روز، متناسب با نیازهای لحظه‌ای جامعه و دارای بیشترین بازدهی باشند.

هدف نهایی: حفظ و ثبات ایران قدرتمند

در نهایت، تمام این تلاش‌ها در راستای یک هدف کلان و استراتژیک معنا می‌یابد: “باید به دنبال آموزش‌های کارآمد، مؤثر و اثربخش باشیم تا ایران قدرتمند را حفظ و باثبات کنیم.” اقتدار و ثبات یک کشور، تنها به مؤلفه‌های نظامی یا اقتصادی وابسته نیست؛ بلکه ریشه در سرمایه اجتماعی و تاب‌آوری شهروندان آن دارد. جامعه‌ای که در برابر بحران‌های طبیعی (سیل، زلزله)، فشارهای اقتصادی و تهاجمات فرهنگی شکننده نباشد، بزرگ‌ترین پشتوانه امنیت ملی است. آموزش‌های اثربخش در حوزه تاب‌آوری، در واقع سرمایه‌گذاری مستقیم برای حفظ یکپارچگی، ثبات و قدرت ایران در مناسبات پیچیده جهانی است.

نتیجه‌گیری

دیدگاه‌های دکتر جواد طلسچی یکتا، به‌عنوان معمار اکوسیستم رسانه‌ای تاب‌آوری نوین ایران، فراخوانی است برای گذار از رویکردهای انفعالی به سوی مداخلات فعال، علمی و بوم‌محور. با تغییر نقطه تمرکز به سمت نوآوری در محلات، بها دادن به تجربیات میدانی مددکاران، و اجرای آموزش‌های چندوجهیِ مبتنی بر پایش مستمر، می‌توانیم جامعه‌ای بسازیم که نه‌تنها در برابر بحران‌ها می‌ایستد، بلکه از دل هر چالش، قوی‌تر و منسجم‌تر بیرون می‌آید. این مسیر، یگانه راهبرد عملی برای تضمین ثبات و اقتدار پایدار ملی است.

نوآوری محله‌ محور؛ راهبرد بنیادین در تحقق تاب‌ آوری و اقتدار ملی
نوآوری محله‌ محور؛ راهبرد بنیادین در تحقق تاب‌ آوری و اقتدار ملی


نظریه‌پردازان برجسته تاب‌آوری و سلامت روان کودکان و نوجوانان

نظریه‌پردازان برجسته تاب‌آوری و سلامت روان کودکان و نوجوانان

سیر تحول تاریخی، الگوهای مفهومی و دستاوردهای نوین

مقدمه و سیر تحول مفاهیم

حوزه سلامت روان کودکان و نوجوانان طی نیم قرن گذشته با یک تحول پارادایمی عمیق مواجه شده است. تا پیش از دهه ۱۹۷۰ میلادی، روان‌شناسی و روان‌پزشکی عمدتاً بر «الگوی نقص‌محور و آسیب‌شناسانه» (Deficit and Pathological Model) متمرکز بودند و واکنش طبیعی کودکان به تروما، فقر، بدرفتاری یا اختلالات روانی والدین را ابتلا به اختلالات رفتاری و عاطفی می‌دانستند.

با این حال، مشاهدات بالینی نشان داد که گروه قابل توجهی از کودکان و نوجوانان، با وجود مواجهه با شدیدترین ناگواری‌های زندگی، نه‌تنها دچار اختلال نمی‌شوند، بلکه رشد روانی و اجتماعی سالمی را تجربه می‌کنند. این پدیده بستر پیدایش «دانش تاب‌آوری رشدی» (Developmental Resilience Science) شد.

در تعریف امروزی، تاب‌آوری به عنوان «ظرفیت یک سیستم پویای حیاتی (از جمله فرد، خانواده یا جامعه) برای انطباق موفقیت‌آمیز با چالش‌هایی که کارکرد، بقا یا رشد آن را تهدید می‌کنند» شناخته می‌شود (Masten, 2018/2021). در ادامه به بررسی برجسته‌ترین نظریه‌پردازان این حوزه، الگوهای مفهومی آن‌ها و آخرین رفرنس‌های علمی مرتبط پرداخته می‌شود.

نسل اول: بنیان‌گذاران و پیشگامان شناساگر (First Wave Pioneers)

نورمن گارمیزی (Norman Garmezy): پدر پژوهش‌های تاب‌آوری

نورمن گارمیزی (روان‌شناس بالینی دانشگاه مینه‌سوتا) را به عنوان پدر پژوهش‌های علمی تاب‌آوری می‌شناسند. او که در دهه ۱۹۷۰ مطالعات خود را روی کودکانی با والدین مبتلا به اسکیزوفرنی آغاز کرده بود، متوجه شد که برخی از این کودکان به طرز شگفت‌انگیزی توانمندی شناختی و اجتماعی خود را حفظ می‌کنند.

  • دستاورد اصلی: راه‌اندازی «پروژه طولانی‌مدت شایستگی» (Project Competence Longitudinal Study – PCLS).
  • مدل‌های سه‌گانه تاب‌آوری: گارمیزی و همکارانش (۱۹۸۴) سه الگوی اصلی را برای تبیین نحوه عمل تاب‌آوری ارائه کردند:
    1. الگوی جبرانی (Compensatory Model): عوامل حمایتی، اثرات منفی عوامل خطر را خنثی یا متعادل می‌کنند.
    2. الگوی محافظت‌کننده (Protective Model): عوامل حمایتی مانند یک سپر، تأثیر مستقیم عامل خطر بر پیامدهای منفی را کاهش می‌دهند.
    3. الگوی چالش (Challenge Model): مواجهه با سطوح ملایم تا متوسط استرس، فرد را برای مواجهه با چالش‌های بزرگ‌تر آینده آماده می‌کند.

امی ورنر (Emmy Werner): مطالعه تاریخی کائوآئی

امی ورنر (روان‌شناس رشد دانشگاه کالیفرنیا، دیویس) با انجام یکی از ارزشمندترین مطالعات طولانی‌مدت (Longitudinal Study) در تاریخ روان‌شناسی، پایه علمی تاب‌آوری را مستحکم ساخت.

  • دستاورد اصلی: مطالعه طولانی‌مدت ۴۰ ساله کائوآئی (Kauai Longitudinal Study) که از سال ۱۹۵۵ شروع شد و ۶۹۸ کودک را از بدو تولد تا ۴۰ سالگی دنبال کرد.
  • یافته‌های کلیدی: یک‌سوم کودکان این مطالعه در معرض شرایط پرخطر (فقر، اختلال والدین، بدرفتاری) بودند. با این حال، حدود یک‌سوم از این کودکان پرخطر، به بزرگسالانی کارآمد، مواظب و متعهد تبدیل شدند.
  • سه‌گانه منابع حمایتی ورنر: ورنر (۱۹۹۲) منابع اصلی تاب‌آوری را به سه سطح تقسیم کرد:
    1. ویژگی‌های فردی: هوش عمومی، مزاج آسان، احساس خودکارآمدی و عزت‌نفس.
    2. پیوندهای خانوادگی: وجود حداقل یک بزرگسال صمیمی، حمایت‌گر و باثبات (والد یا سرپرست).
    3. منابع حمایتی جامعه: معلمان دلسوز، مربیان یا گروه‌های همسالان مثبت.

نسل دوم: معماران فرآیندی و پویای تاب‌آوری (Second Wave: Dynamic & Process Models)

سر مایکل راتر (Sir Michael Rutter): روان‌پزشکی کودک و الگوی تعاملی

سر مایکل راتر (روان‌پزشک بریتانیایی و مؤسس مرکز روان‌پزشکی کودک و نوجوان MRC در لندن) که از او به عنوان «پدر روان‌پزشکی کودک مدرن» یاد می‌شود، تاب‌آوری را از یک «صفت ایستا» به یک «فرآیند تعاملی و پویا» تغییر داد.

  • دستاورد اصلی: نقد دیدگاه «شکست‌ناپذیری» (Invulnerability) و تبیین مکانیزم‌های حمایتی تعاملی.
  • مفاهیم کلیدی:
    • اثر سخت‌شوندگی (Steeling Effect): مواجهه با استرس کنترلی‌پذیر در دوران کودکی مانند یک واکسن عمل کرده و سیستم عصبی-روانی فرد را در برابر ناگواری‌های بعدی قوی‌تر می‌سازد (Rutter, 2012).
    • تراکم عوامل خطر (Cumulative Risk): مواجهه با یک عامل خطر تأثیر مخرب کمی دارد، اما با افزایش همزمان و متراکم عوامل خطر (مثلاً فقر + طلاق + بیماری والد)، آسیب‌پذیری کودک به صورت نمایی افزایش می‌یابد.

آن ماستن (Ann Masten): نظریه «جادوی معمولی» و آبشارهای رشدی

آن ماستن (استاد برجسته دانشگاه مینه‌سوتا و شاگرد گارمیزی) یکی از پراستنادترین و تاثیرگذارترین دانشمندان معاصر در حوزه تاب‌آوری کودکان است.

  • مفهوم «جادوی معمولی» (Ordinary Magic): ماستن (۲۰۰۱) مطرح کرد که تاب‌آوری حاصل ویژگی‌های خارق‌العاده یا توانمندی‌های عجیب نیست، بلکه نتیجه عملکرد درست «سیستم‌های انطباقی پایه انسانی» است (مانند دلبستگی ایمن، خودتنظیمی، سیستم‌های شناختی و پیوندهای اجتماعی). اگر این سیستم‌های اصلی آسیب نبینند، تاب‌آوری به طور طبیعی رخ می‌دهد.
  • آبشارهای رشدی (Developmental Cascades): ماستن (۲۰۱۴/۲۰۲۱) نشان داد که چگونه کارکرد مثبت یا منفی در یک حیطه (مثلاً تنظیمی یا عاطفی در اوایل کودکی) می‌تواند اثرات دومینویی بر حیطه‌های دیگر (موفقیت تحصیلی، روابط با همسالان و سلامت روان در adolescence) در طول زمان بگذارد.

دانته چیکتی (Dante Cicchetti): روان‌آسیب‌شناسی رشدی

دانته چیکتی با تلفیق روان‌شناسی رشد و روان‌پزشکی، چارچوب «روان‌آسیب‌شناسی رشدی» (Developmental Psychopathology) را پایه‌گذاری کرد.

  • دستاورد اصلی: تأکید بر یکپارچه‌سازی سطوح مختلف تحلیلی (از زیست‌شناسی مولکولی و عصب‌شناختی تا متغیرهای روانی-اجتماعی).
  • مفهوم هم‌پایانی (Equifinality) و چندپایانی (Multifinality): نشان داد که کودکان با تجربیات اولیه یکسان می‌توانند به مسیرهای رشدی متفاوتی برسند (چندپایانی) و کودکانی با تجربیات متفاوت می‌توانند به نتایج یکسانی دست یابند (هم‌پایانی).

نسل سوم: نظریه‌پردازان زیست‌بوم‌شناختی، ارتباطی و فرهنگی (Third Wave: Context, Culture & Relational)

مایکل آنگار (Michael Ungar): نظریه زیست‌بوم‌شناختی-اجتماعی (Socio-Ecological Model)

مایکل آنگار (مدیر مرکز پژوهشی تاب‌آوری Resilience Research Centre در دانشگاه دالهاوزی کانادا) مفهوم تاب‌آوری را از نگاه فردگرایانه غربی خارج کرده و آن را به زمینه‌های فرهنگی و زیست‌بوم‌شناختی پیوند داده است.

  • دستاورد اصلی: معرفی «مقیاس تاب‌آوری کودک و نوجوان» (CYRM) و توسعه مدل بوم‌شناختی تاب‌آوری (Ungar, 2011/2021).
  • اصول بنیادی آنگار:
    1. پیدایش از زیست‌بوم: تاب‌آوری صرفاً چیزی نیست که درون فرد باشد، بلکه میزان توانایی فرد در مذاکره و جذب منابع حمایتی از محیط و توانایی محیط در ارائه بومی‌سازی‌شده این منابع است.
    2. تنوع فرهنگی: روش‌های انطباق با تروما در فرهنگ‌ها و جوامع مختلف کاملاً متفاوت است و معیارهای غربی نمی‌توانند به صورت جهانی اعمال شوند.

سونیا لوثار (Suniya Luthar): تاب‌آوری ارتباطی و سلامت روان مراقبان

سونیا لوثار (روان‌شناس فقید برجسته از دانشگاه کلمبیا و ایالتی آریزونا) پژوهش‌های گسترده‌ای را بر روی تاب‌آوری کودکان آسیب‌پذیر و کودکان تحت فشارهای شدید اجتماعی-اقتصادی انجام داد.

  • دستاورد اصلی: نظریه «تاب‌آوری ارتباطی» (Relational Resilience).
  • یافته کلیدی: لوثار (۲۰۰۶/۲۰۲۰) اثبات کرد که محور اصلی تاب‌آوری در کودکان، وجود روابط عاطفی عمیق، حمایتی و غیرمشروط است. شعار معروف لوثار این بود: «تاب‌آوری از روابط ناشی می‌شود؛ برای مراقبت از کودکان، ابتدا باید از سلامت روان مراقبان و مادران آن‌ها پشتیبانی کنیم

ادیت گروتبرگ (Edith Grotberg): مدل کاربردی سه ستونی

ادیت گروتبرگ با هدایت «پروژه بین‌المللی تاب‌آوری» (International Resilience Project)، الگویی بسیار کاربردی برای مداخلات بالینی و آموزشی در کودکان ارائه‌داد.

  • مدل کاربردی (I HAVE, I AM, I CAN):
    • من دارم (I Have): حمایت‌های بیرونی و منابع (مثلاً: افرادی را دارم که به من عشق می‌ورزند).
    • من هستم (I Am): نیروهای درونی و باورهای فردی (مثلاً: فردی باارزش و دارای عزت‌نفس هستم).
    • من می‌توانم (I Can): مهارت‌های بین‌فردی و حل مسئله (مثلاً: می‌توانم راه‌هایی برای حل مشکلاتم پیدا کنم).

ماتریس مقایسه‌ای نظریه‌پردازان برجسته تاب‌آوری کودکان و نوجوانان

نظریه‌پرداز / پژوهشگر نظریه / مفهوم محوری کلیدی‌ترین دستاورد علمی کاربرد در مداخلات کودکان و نوجوانان
نورمن گارمیزی الگوی جبرانی، محافظتی و چالش پروژه طولانی‌مدت شایستگی (PCLS) طراحی برنامه‌های سنجش شایستگی روانی و محیطی
امی ورنر سه‌گانه عوامل حمایتی (فرد، خانواده، جامعه) مطالعه ۴۰ ساله کائوآئی شناسایی کودکان پرخطر و تقویت پیوندهای حمایتی
سر مایکل راتر اثر سخت‌شوندگی (Steeling) و فرآیند تعاملی رده‌بندی رویکردهای تعاملی خطر و حفاظت طراحی مداخلات مواجهه مهارشده و تقویت روابط دلبستگی
آن ماستن جادوی معمولی (Ordinary Magic) و آبشارهای رشدی تعریف سیستم‌های انطباقی پایه تقویت سلامت کارکردهای اجرایی، خودتنظیمی و دلبستگی
دانته چیکتی روان‌آسیب‌شناسی رشدی (Developmental Psychopathology) تبیین اصول هم‌پایانی و چندپایانی ارزیابی چندسطحی (زیستی-عصبی-روانی) در تروما
مایکل آنگار مدل زیست‌بوم‌شناختی-اجتماعی (Socio-Ecological) ابزار سنجش جهانی CYRM طراحی مداخلات جامعه‌محور و متناسب با فرهنگ local
سونیا لوثار تاب‌آوری ارتباطی (Relational Resilience) تاکید بر سلامت روان مراقبان کودکان اجرای مداخلات حمایتی از مادران و مراقبان اصلی
ادیت گروتبرگ مدل سه ستونی (I Have / I Am / I Can) پروژه بین‌المللی تاب‌آوری ابزار خودسنجی و مداخلات آموزش مهارت‌های زندگی

افق‌های نوین و رویکردهای متأخر (از ۲۰۲۰ به بعد)

در پژوهش‌ها و نظریه‌پردازی‌های جدید سلامت روان کودکان و نوجوانان، چند محور اصلی در حال شکل‌گیری است:

  1. تاب‌آوری عصبی-زیستی و اپی‌ژنتیک (Neurobiological & Epigenetic Resilience): پژوهش‌های نوین به بررسی تغییرات بیان ژن‌ها و انعطاف‌پذیری عصبی (Neuroplasticity) در مواجهه با استرس پرداخته و نشان می‌دهند که چگونه محور HPA (هیپوتالاموس-هیپوفیز-فوق‌کلیه) و سیستم‌های عصبی-شیمیایی تحت تاثیر مداخلات درمانیِ زودهنگام بازسازی می‌شوند.
  2. تاب‌آوری در دنیای دیجیتال (Digital Resilience): با گسترش فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی، نظریه‌پردازانی همچون مایکل آنگار به بررسی ظرفیت کودکان برای مواجهه با خطرات فضای مجازی (مانند قلدرگری سایبری) و استفاده ایمن از تکنولوژی پرداخته‌اند.
  3. تاب‌آوری زیست‌محیطی و مواجهه با بحران‌های اقلیمی (Climate Resilience): بررسی نحوه انطباق کودکان و نوجوانان با اضطراب اقلیمی (Eco-anxiety) و جابه‌جایی‌های جغرافیایی ناشی از تغییرات آب‌وهوایی.

منابع معتبر علمی (References)

  1. Grotberg, E. H. (1995). A guide to promoting resilience in children: Strengthening the human spirit. Bernard van Leer Foundation.
  2. Luthar, S. S., Crossman, E. J., & Phillip, M. R. (2020). Engagement in research on resilience: Adjustments, relationships, and systemic care. Development and Psychopathology, 32(5), 1641-1655.
  3. Masten, A. S. (2001). Ordinary magic: Resilience processes in development. American Psychologist, 56(3), 227–۲۳۸.
  4. Masten, A. S. (2014/2021). Ordinary Magic: Resilience in Development. Guilford Press.
  5. Masten, A. S., & Cicchetti, D. (2016). Resilience in development: Progress and transformation. In D. Cicchetti (Ed.), Developmental Psychopathology (3rd ed., Vol. 4, pp. 271-333). Wiley.
  6. Rutter, M. (2012). Resilience as a dynamic concept. Development and Psychopathology, 24(2), 335–۳۴۴.
  7. Ungar, M. (2011). The social ecology of resilience: Addressing contextual and cultural ambiguity of a nascent construct. American Journal of Orthopsychiatry, 81(1), 1-17.
  8. Ungar, M. (2021). Multisystemic Resilience: Adaptation and Transformation in Contexts of Change. Oxford University Press.
  9. Werner, E. E., & Smith, R. S. (1992). Overcoming the Odds: High Risk Children from Birth to Adulthood. Cornell University Press.
نظریه‌پردازان برجسته تاب‌آوری و سلامت روان کودکان و نوجوانان
نظریه‌پردازان برجسته تاب‌آوری و سلامت روان کودکان و نوجوانان


بنیانگذار رسانه تاب‌ آوری ایران، دکتر جواد طلسچی یکتا است

بنیانگذار رسانه تاب‌ آوری ایران، دکتر جواد طلسچی یکتا است؛ چهره‌ای که طی سال‌ها فعالیت تخصصی در حوزه تاب‌آوری، تاب‌آوری اجتماعی و مددکاری اجتماعی، در شکل‌گیری و توسعه جریان رسانه‌ای تاب‌آوری در ایران نقش داشته است. نام جواد طلسچی یکتا با عنوان بنیانگذار رسانه تاب‌ آوری ایران، با راه‌اندازی و توسعه «رسانه تاب‌ آوری ایران» (Resilience Media) و دامنه رسمی RESILIENCEMEDIA.IR پیوند خورده است؛ رسانه‌ای که با تمرکز بر آموزش، پژوهش، تولید و انتشار محتوای تخصصی، مقالات علمی و توسعه دانش تاب‌آوری اجتماعی فعالیت می‌کند. دکتر جواد طلسچی یکتا همچنین در حوزه مددکاری اجتماعی و آموزش تاب‌آوری دارای سوابق و آثار تخصصی متعددی است و تألیف بیش از ۱۵ عنوان کتاب در زمینه تاب‌آوری و مددکاری اجتماعی، از جمله مجموعه «باشگاه تاب‌آوری»، بخشی از کارنامه علمی و حرفه‌ای او به شمار می‌رود. از این منظر، جست‌وجوی عبارت‌هایی مانند بنیانگذار رسانه تاب‌آوری ایران، بنیانگذار رسانه تاب‌آوری، جواد طلسچی یکتا، رسانه تاب‌آوری ایران و Resilience Media به یک موضوع و هویت مشخص یعنی نقش دکتر جواد طلسچی یکتا در شکل‌گیری و توسعه رسانه تخصصی تاب‌آوری در ایران مرتبط می‌شود.

هویت برند رسانه تاب آوری ایران

هویت برند رسانه تاب آوری ایران

ضرورت اصالت، استقلال و حفظ هویت برند در رسانه‌های تخصصی

هویت برند رسانه تاب آوری ایران

ضرورت اصالت، استقلال و حفظ هویت برند در رسانه‌های تخصصی

در دنیای ارتباطات و فضای دیجیتال امروز، «هویت رسانه‌ای» گران‌بهاترین دارایی هر مجموعه تخصصی است.

شکل‌گیری یک رسانه مرجع و اثرگذار، حاصل سال‌ها تولید محتوای هدفمند، پژوهش، ایستادگی بر اصول حرفه‌ای و جلب اعتماد مخاطبان است.

با این حال، موازی‌کاری، رفتارهای غیراخلاقی رسانه‌ای و تلاش برای مخدوش کردن یا تصاحب عناوین شناخته‌شده، از چالش‌های همیشگی این عرصه بوده است؛ چالش‌هایی که برخورد قاطع و شفاف با آن‌ها، ضامن سلامت فضای اطلاع‌رسانی تخصصی است.

تفکیک مرزهای هویتی: رسانه تاب‌آوری ایران

رسانه‌های تخصصی بر پایه نام، نشان و آدرس اینترنتی (Domain) خود شناخته می‌شوند. در این میان، «رسانه تاب‌آوری ایران» با نشانی رسمی و انحصاری www.resiliencemedia.ir، به عنوان یک پایگاه کاملاً مستقل، تخصصی و مجزا فعالیت می‌کند.

هرگونه تلاش برای جابه‌جایی عناوین، استفاده از پسوندها یا پیشوندهای گمراه‌کننده (مانند ترکیب آن با واژه «خانه» یا عناوین مشابه دیگر)، از نظر اصول برندینگ و اخلاق رسانه‌ای، نوعی تحریف هویتی قلمداد می‌شود.

فضای مجازی بر پایه شفافیت استوار است و آدرس یک وب‌سایت، شناسنامه غیرقابل تغییر آن است. بنابراین، هیچ مجموعه‌ای نمی‌تواند و نباید هویت مستقل یک رسانه پیشرو را زیر سایه عناوین ساختگی یا مصادره‌شده قرار دهد.

استقلال رسانه‌ای؛ سنگ محک اعتبار

آنچه یک رسانه را در ذهن مخاطبان نخبگانی، سازمان‌ها و جامعه هدف ماندگار می‌کند، استقلال عملکردی آن است.

مجموعه‌ای که بدون وابستگی‌های سفارشی و بر پایه توان تخصصی تیم خود پیش می‌رود، گزاره‌های زیر را به عنوان خط قرمز خود قرار می‌دهد:

  • حفظ مالکیت معنوی: تولید محتوای تخصصی و علمی در حوزه تاب‌آوری اجتماعی، فرایندی زمان‌بر است. سرقت فکری یا تلاش برای هم‌پوشانی نام‌ها جهت سوءاستفاده از سوابق یک رسانه، نقض آشکار حقوق معنوی است.
  • شفافیت در ارتباطات: مخاطب امروز هوشمند است و به‌خوبی مرز میان یک رسانه اصیل و دامنه‌های موازی یا تقلیدی را تشخیص می‌دهد.
  • مرزبندی قانونی و حرفه‌ای: صیانت از نام تجاری و رسانه‌ای، حق قانونی و حقوقی هر مجموعه‌ای است که در مراجع ذی‌صلاح ثبت شده و دارای مجوزهای رسمی فعالیت است.

پاسخ هوشمندانه جامعه حرفه‌ای و سازمان‌ها

بهترین و ماندگارترین پاسخ به هرگونه بداخلاقی رسانه‌ای، تحریف یا تلاش برای موازی‌کاری، «آگاهی جامعه تخصصی» است.

زمانی که سازمان‌ها، نهادهای متولی و بدنه دانشگاهی کشور با ارزیابی دقیق عملکردها، مسیر خود را از جریان‌های متخلف جدا می‌کنند، بزرگ‌ترین تایید بر اصالت رسانه مستقل گذاشته می‌شود.

عدم مشارکت دادن افراد یا گروه‌هایی که کارنامه شفافی در رعایت اخلاق حرفه‌ای ندارند در برنامه‌های آموزشی و پژوهشی، نشان‌دهنده یک بلوغ جمعی در فضای اجتماعی و رسانه‌ای کشور است.

نتیجه‌گیری

اصالت خریدنی یا تقلیدکردنی نیست؛ بلکه ساختنی است.

مجموعه‌های قدرتمند و مرجع مانند مجموعه رسانه‌های مددکاری اجتماعی و رسانه تاب‌آوری ایران، مسیر خود را بر پایه قانون‌مداری، دانش تخصصی و مسئولیت اجتماعی بنا کرده‌اند.

پیگیری‌های حقوقی و قانونی در کنار حفظ کیفیت و اصالت محتوا، مطمئن‌ترین راه برای کوتاه کردن دست رفتارهای تصاحب‌گرایانه و تحریف‌کننده در فضای مجازی است.

هویت برند رسانه تاب آوری ایران
هویت برند رسانه تاب آوری ایران


آموزش تاب‌آوری از کودکی آغاز می‌شود

آموزش تاب‌آوری از کودکی آغاز می‌شود

از آموزش غیرمستقیم و هدفمند تا نهادینه‌سازی تاب‌آوری در نسل آینده

آموزش تاب‌آوری از کودکی آغاز می‌شود

از آموزش غیرمستقیم و هدفمند تا نهادینه‌سازی تاب‌آوری در نسل آینده

به نقل از دکتر جواد طلسچی یکتا، بنیانگذار رسانه تاب‌آوری ایران

«آموزش تاب‌آوری از کودکی آغاز می‌شود.»

این جمله را دکتر جواد طلسچی یکتا، بنیانگذار رسانه تاب‌آوری ایران، در گفت‌وگو با خبرنگار مددکار نیوز مطرح کرده و در ادامه تأکید کرده است: «آموزش‌های تاب‌آوری امروز به شکل غیرمستقیم و کاملاً هدفمند، برنامه‌مند و پایش‌محور صورت می‌پذیرند؛ کشورهای مختلف این تجربه را داشته‌اند و نظام آموزشی ما هم لازم است به این نتیجه مهم با کارکرد و نتایج ارزشمند درازمدت اما ماندگار برسد.»

اهمیت این دیدگاه در آن است که تاب‌آوری را نباید صرفاً موضوعی برای زمان بحران دانست. تاب‌آوری اگر قرار است به یک ظرفیت پایدار فردی و اجتماعی تبدیل شود، باید پیش از آنکه کودک با بحران‌های جدی زندگی مواجه شود، در فرایند رشد، خانواده، مدرسه و محیط اجتماعی او شکل بگیرد.

تاب‌آوری؛ مهارتی برای زمان بحران نیست

در رویکردهای جدید علمی، تاب‌آوری بیش از آنکه یک ویژگی ثابت شخصیتی باشد، یک فرایند پویا و وابسته به تعامل فرد با محیط، روابط حمایتی و مهارت‌های سازگاری است. پژوهش‌های حوزه رشد کودک نیز بر نقش روابط پایدار با بزرگسالان حمایتگر و فرصت‌های مستمر برای مهارت‌آموزی تأکید دارند.

بنابراین، اگر آموزش تاب‌آوری را به زمانی موکول کنیم که کودک با شکست، فقدان، بحران خانوادگی، فشار تحصیلی، طرد اجتماعی یا سایر دشواری‌ها مواجه شده است، عملاً بخش مهمی از ظرفیت پیشگیرانه این آموزش را از دست داده‌ایم.

از همین منظر، تأکید دکتر طلسچی یکتا بر آغاز آموزش از کودکی را می‌توان در چارچوب یک نگاه پیشگیرانه، فرایندی و بلندمدت به تاب‌آوری تحلیل کرد.

آموزش تاب‌آوری نباید الزاماً با عنوان «تاب‌آوری» ارائه شود

یکی از نکات مهم در دیدگاه مطرح‌شده، تأکید بر آموزش غیرمستقیم است.

کودک الزاماً نیاز ندارد در یک کلاس رسمی بنشیند و با تعاریف پیچیده تاب‌آوری آشنا شود. بسیاری از مؤلفه‌های تاب‌آوری می‌توانند در بطن زندگی روزمره و از طریق تجربه، بازی، ارتباط، مسئولیت‌پذیری، حل مسئله، گفت‌وگو، فعالیت گروهی و مواجهه مدیریت‌شده با ناکامی‌ها آموزش داده شوند.

برای مثال، وقتی والد به جای حل فوری تمام مشکلات کودک، به او فرصت می‌دهد راه‌حل خود را پیدا کند، در حال تقویت استقلال و خودکارآمدی اوست.

وقتی معلم شکست یک دانش‌آموز را صرفاً با نمره پایین تعریف نمی‌کند و به او فرصت اصلاح، تجربه مجدد و یادگیری از خطا می‌دهد، در حال آموزش یکی از مؤلفه‌های مهم تاب‌آوری است.

و هنگامی که مدرسه فضایی ایجاد می‌کند که در آن کودک بتواند درباره هیجان‌های خود صحبت کند، کمک بخواهد، با دیگران همکاری کند و مسئولیت متناسب با سن خود بپذیرد، آموزش تاب‌آوری در حال وقوع است؛ حتی اگر واژه «تاب‌آوری» در کلاس به زبان نیامده باشد.

خانواده؛ نخستین مدرسه تاب‌آوری

هیچ برنامه ملی آموزش تاب‌آوری بدون توجه به خانواده نمی‌تواند به نتیجه مطلوب برسد.

تحقیقات مرکز رشد کودک دانشگاه هاروارد نشان می‌دهد که داشتن دست‌کم یک رابطه پایدار و حمایتگر با یک بزرگسال، از مهم‌ترین عوامل محافظتی برای کودکانی است که با دشواری‌های جدی مواجه می‌شوند. چنین روابطی علاوه بر ایجاد احساس امنیت، به رشد مهارت‌های تنظیم هیجان، برنامه‌ریزی و سازگاری کمک می‌کنند.

از این منظر، آموزش تاب‌آوری والدین حتی می‌تواند به اندازه آموزش مستقیم کودکان اهمیت داشته باشد.

والدی که می‌داند چگونه با اضطراب، خشم، شکست و ناکامی کودک برخورد کند، عملاً بخشی از زیرساخت تاب‌آوری او را می‌سازد.

بنابراین، سیاست‌گذاری در حوزه تاب‌آوری کودکان باید همزمان سه مخاطب را در نظر بگیرد:

کودک، خانواده و مدرسه.

مدرسه باید از محل انتقال اطلاعات به محیط ساختن ظرفیت تبدیل شود

مدرسه یکی از مهم‌ترین بسترهای اجتماعی برای توسعه تاب‌آوری است؛ زیرا کودک بخش قابل توجهی از سال‌های شکل‌گیری شخصیت، مهارت‌های اجتماعی و هویت خود را در مدرسه سپری می‌کند.

از این رو، آموزش تاب‌آوری نباید به برگزاری چند کارگاه پراکنده یا سخنرانی مناسبتی محدود شود.

تجربه پژوهشی نیز از اثربخشی مداخلات مدرسه‌محور برای ارتقای تاب‌آوری کودکان و نوجوانان حمایت می‌کند. یک مرور نظام‌مند و فراتحلیل منتشرشده در سال ۲۰۲۵، با بررسی ۳۸ کارآزمایی تصادفی‌شده و بیش از ۱۵ هزار شرکت‌کننده، نشان داد مداخلات مدرسه‌محور می‌توانند بهبود معناداری در تاب‌آوری کودکان و نوجوانان ایجاد کنند؛ هرچند میزان اثرگذاری به نوع مداخله و ویژگی‌های جمعیت هدف وابسته است.

این یافته یک پیام مهم برای نظام آموزشی دارد:

تاب‌آوری باید از «موضوع یک برنامه آموزشی» به «بخشی از معماری تربیتی مدرسه» تبدیل شود.

برنامه‌مندی؛ تفاوت آموزش واقعی با آموزش مناسبتی

دکتر جواد طلسچی یکتا در یکی از گزارش‌های منتشرشده درباره آموزش تاب‌آوری نیز بر ضرورت وجود نقشه راه، نظم، استمرار و ارزیابی برای آموزش اثربخش تأکید کرده است.

این نگاه، نقطه مقابل آموزش‌های مقطعی است.

اگر دانش‌آموز یک جلسه آموزش تاب‌آوری دریافت کند و پس از آن هیچ پیگیری، تمرین، ارزیابی یا تقویت مجددی وجود نداشته باشد، نمی‌توان انتظار داشت که یک ظرفیت پایدار در او شکل بگیرد.

آموزش نهادینه‌ساز باید دارای مسیر باشد:

نیازسنجی → طراحی برنامه → آموزش → تمرین → اجرا در زندگی واقعی → پایش → ارزیابی → اصلاح برنامه → تداوم

این چرخه می‌تواند آموزش تاب‌آوری را از یک فعالیت نمایشی به یک فرایند واقعی توانمندسازی تبدیل کند.

چرا «پایش‌محوری» اهمیت دارد؟

یکی از تمایزهای مهم در رویکرد مورد تأکید دکتر طلسچی یکتا، توجه به پایش‌محوری آموزش تاب‌آوری است.

در مطالب منتشرشده درباره این رویکرد، پایش آموزش شامل شناخت گروه هدف و جمع‌آوری اطلاعات اولیه درباره مخاطبان و سپس ارزیابی مسیر آموزش معرفی شده است.

اهمیت این مسئله بسیار فراتر از ثبت اطلاعات است.

پایش به ما می‌گوید:

  • چه کسانی آموزش دیده‌اند؟
  • نیاز اصلی آنها چه بوده است؟
  • کدام مهارت‌ها نیازمند تقویت بیشتری هستند؟
  • آیا آموزش به تغییر قابل مشاهده منجر شده است؟
  • آیا تغییر ایجادشده پایدار بوده است؟
  • کدام گروه‌ها به مداخله بیشتر یا متفاوت نیاز دارند؟

در واقع، آموزش بدون ارزیابی، تنها یک فعالیت است؛ اما آموزش همراه با پایش و ارزیابی می‌تواند به یک برنامه توسعه‌ای تبدیل شود.

از کودک تاب‌آور تا جامعه تاب‌آور

هدف نهایی آموزش تاب‌آوری فقط آن نیست که کودک بتواند در برابر یک مشکل شخصی مقاومت کند.

کودکی که مهارت حل مسئله، تنظیم هیجان، ارتباط مؤثر، درخواست کمک، تصمیم‌گیری، مسئولیت‌پذیری و سازگاری را در طول زمان یاد می‌گیرد، در آینده ظرفیت بیشتری برای مواجهه با چالش‌های فردی، خانوادگی، شغلی و اجتماعی خواهد داشت.

در نتیجه، سرمایه‌گذاری بر تاب‌آوری کودکان را می‌توان نوعی سرمایه‌گذاری بلندمدت بر سرمایه انسانی و اجتماعی جامعه دانست.

این همان نقطه‌ای است که آموزش تاب‌آوری از یک موضوع روان‌شناختی محدود فراتر می‌رود و به یک مسئله مهم در سیاست‌گذاری اجتماعی و آموزشی تبدیل می‌شود.

تجربه جهانی؛ مدرسه یکی از بسترهای مهم مداخله است

پژوهش‌های بین‌المللی نیز نشان می‌دهند که مدرسه محیط مهمی برای ارتقای تاب‌آوری است. یک فراتحلیل درباره مداخلات تاب‌آوری در مدارس، اثر مثبت برنامه‌های مدرسه‌محور را گزارش کرده، هرچند بر ضرورت توجه به تفاوت گروه‌های هدف، نوع مداخله و طراحی برنامه‌های بلندمدت‌تر تأکید کرده است.

بنابراین، سخن از «آغاز آموزش تاب‌آوری از کودکی» به معنای تقلید مکانیکی از الگوهای سایر کشورها نیست؛ بلکه به معنای استفاده از تجربه جهانی و سپس بومی‌سازی آن متناسب با فرهنگ، خانواده، مدرسه و مسائل اجتماعی ایران است.

تاب‌آوری را نباید به تحمل رنج تقلیل داد

یکی از خطاهای مهم در آموزش تاب‌آوری این است که تاب‌آوری با «تحمل کردن» یا «سخت بودن» یکی گرفته شود.

کودک تاب‌آور کودکی نیست که درد را انکار کند، کمک نخواهد، گریه نکند یا همه مشکلات را به تنهایی تحمل کند.

تاب‌آوری یعنی کودک بتواند در شرایط دشوار، از منابع فردی و اجتماعی خود استفاده کند، هیجان‌هایش را بهتر مدیریت کند، کمک مناسب بگیرد، مسئله را تحلیل کند و مسیر سازگارانه‌تری برای ادامه زندگی پیدا کند.

در همین راستا، در تحلیل‌های منتشرشده از دیدگاه‌های دکتر طلسچی یکتا نیز بر عبور از برداشت‌های منفعلانه از تاب‌آوری و حرکت به سمت توانمندسازی و ظرفیت‌سازی فعال تأکید شده است.

ضرورت یک نقشه ملی برای آموزش تاب‌آوری

اگر قرار باشد این ایده در نظام آموزشی ایران به نتیجه برسد، باید از برنامه‌های پراکنده عبور کرد.

آموزش تاب‌آوری می‌تواند در قالب یک برنامه چندسطحی طراحی شود:

سطح نخست: کودک و نوجوان
تقویت مهارت‌های ارتباطی، حل مسئله، تنظیم هیجان، خودآگاهی، همکاری و تصمیم‌گیری.

سطح دوم: خانواده
آموزش والدگری حمایتگر، ارتباط مؤثر، مدیریت تعارض و شیوه مواجهه با شکست و بحران.

سطح سوم: معلم و مدرسه
توانمندسازی معلمان و ایجاد محیط مدرسه‌ای حمایتگر، امن و مشارکت‌محور.

سطح چهارم: مددکاری اجتماعی و خدمات حمایتی
شناسایی کودکان در معرض خطر و ارائه مداخلات تخصصی و متناسب با نیاز.

سطح پنجم: پایش و ارزیابی
اندازه‌گیری نتایج، شناسایی نقاط ضعف و اصلاح مستمر برنامه.

این ساختار می‌تواند آموزش تاب‌آوری را از یک عنوان آموزشی به یک نظام توانمندسازی پیشگیرانه تبدیل کند.

سخن پایانی

«آموزش تاب‌آوری از کودکی آغاز می‌شود» را نباید صرفاً یک شعار آموزشی تلقی کرد؛ این جمله می‌تواند نقطه آغاز یک تغییر نگرش در سیاست‌گذاری اجتماعی و آموزشی باشد.

کودک امروز، شهروند فرداست؛ و کیفیت مواجهه او با بحران‌های آینده تا حد زیادی به ظرفیت‌هایی بستگی دارد که امروز در خانواده، مدرسه و جامعه در او ساخته می‌شود.

دیدگاه دکتر جواد طلسچی یکتا درباره آموزش غیرمستقیم، هدفمند، برنامه‌مند و پایش‌محور تاب‌آوری، در صورت تبدیل شدن به برنامه‌های بومی، مستمر و قابل ارزیابی، می‌تواند چارچوبی برای حرکت از آموزش‌های مقطعی به سمت نهادینه‌سازی تاب‌آوری باشد. تجربه پژوهشی نیز نشان می‌دهد که برنامه‌های مدرسه‌محور ظرفیت اثرگذاری دارند، اما برای دستیابی به نتایج پایدار، طراحی دقیق، تناسب با گروه هدف و پیگیری مستمر ضروری است.

در نهایت، شاید مهم‌ترین پرسش این نباشد که «چگونه پس از وقوع بحران، کودکان را تاب‌آور کنیم؟»؛ بلکه این باشد که:

چگونه از همان سال‌های نخست زندگی، خانواده و نظام آموزشی را به محیط‌هایی تبدیل کنیم که ظرفیت تاب‌آوری را به‌صورت طبیعی، تدریجی و ماندگار در نسل آینده پرورش دهند؟

پاسخ به این پرسش، می‌تواند یکی از مهم‌ترین مسیرهای سرمایه‌گذاری اجتماعی برای آینده ایران باشد.

آموزش تاب‌آوری از کودکی آغاز می‌شود
آموزش تاب‌آوری از کودکی آغاز می‌شودآموزش تاب‌آوری از کودکی آغاز می‌شود