آموزش تابآوری از کودکی آغاز میشود
از آموزش غیرمستقیم و هدفمند تا نهادینهسازی تابآوری در نسل آینده
به نقل از دکتر جواد طلسچی یکتا، بنیانگذار رسانه تابآوری ایران
«آموزش تابآوری از کودکی آغاز میشود.»
این جمله را دکتر جواد طلسچی یکتا، بنیانگذار رسانه تابآوری ایران، در گفتوگو با خبرنگار مددکار نیوز مطرح کرده و در ادامه تأکید کرده است: «آموزشهای تابآوری امروز به شکل غیرمستقیم و کاملاً هدفمند، برنامهمند و پایشمحور صورت میپذیرند؛ کشورهای مختلف این تجربه را داشتهاند و نظام آموزشی ما هم لازم است به این نتیجه مهم با کارکرد و نتایج ارزشمند درازمدت اما ماندگار برسد.»
اهمیت این دیدگاه در آن است که تابآوری را نباید صرفاً موضوعی برای زمان بحران دانست. تابآوری اگر قرار است به یک ظرفیت پایدار فردی و اجتماعی تبدیل شود، باید پیش از آنکه کودک با بحرانهای جدی زندگی مواجه شود، در فرایند رشد، خانواده، مدرسه و محیط اجتماعی او شکل بگیرد.
تابآوری؛ مهارتی برای زمان بحران نیست
در رویکردهای جدید علمی، تابآوری بیش از آنکه یک ویژگی ثابت شخصیتی باشد، یک فرایند پویا و وابسته به تعامل فرد با محیط، روابط حمایتی و مهارتهای سازگاری است. پژوهشهای حوزه رشد کودک نیز بر نقش روابط پایدار با بزرگسالان حمایتگر و فرصتهای مستمر برای مهارتآموزی تأکید دارند.
بنابراین، اگر آموزش تابآوری را به زمانی موکول کنیم که کودک با شکست، فقدان، بحران خانوادگی، فشار تحصیلی، طرد اجتماعی یا سایر دشواریها مواجه شده است، عملاً بخش مهمی از ظرفیت پیشگیرانه این آموزش را از دست دادهایم.
از همین منظر، تأکید دکتر طلسچی یکتا بر آغاز آموزش از کودکی را میتوان در چارچوب یک نگاه پیشگیرانه، فرایندی و بلندمدت به تابآوری تحلیل کرد.
آموزش تابآوری نباید الزاماً با عنوان «تابآوری» ارائه شود
یکی از نکات مهم در دیدگاه مطرحشده، تأکید بر آموزش غیرمستقیم است.
کودک الزاماً نیاز ندارد در یک کلاس رسمی بنشیند و با تعاریف پیچیده تابآوری آشنا شود. بسیاری از مؤلفههای تابآوری میتوانند در بطن زندگی روزمره و از طریق تجربه، بازی، ارتباط، مسئولیتپذیری، حل مسئله، گفتوگو، فعالیت گروهی و مواجهه مدیریتشده با ناکامیها آموزش داده شوند.
برای مثال، وقتی والد به جای حل فوری تمام مشکلات کودک، به او فرصت میدهد راهحل خود را پیدا کند، در حال تقویت استقلال و خودکارآمدی اوست.
وقتی معلم شکست یک دانشآموز را صرفاً با نمره پایین تعریف نمیکند و به او فرصت اصلاح، تجربه مجدد و یادگیری از خطا میدهد، در حال آموزش یکی از مؤلفههای مهم تابآوری است.
و هنگامی که مدرسه فضایی ایجاد میکند که در آن کودک بتواند درباره هیجانهای خود صحبت کند، کمک بخواهد، با دیگران همکاری کند و مسئولیت متناسب با سن خود بپذیرد، آموزش تابآوری در حال وقوع است؛ حتی اگر واژه «تابآوری» در کلاس به زبان نیامده باشد.
خانواده؛ نخستین مدرسه تابآوری
هیچ برنامه ملی آموزش تابآوری بدون توجه به خانواده نمیتواند به نتیجه مطلوب برسد.
تحقیقات مرکز رشد کودک دانشگاه هاروارد نشان میدهد که داشتن دستکم یک رابطه پایدار و حمایتگر با یک بزرگسال، از مهمترین عوامل محافظتی برای کودکانی است که با دشواریهای جدی مواجه میشوند. چنین روابطی علاوه بر ایجاد احساس امنیت، به رشد مهارتهای تنظیم هیجان، برنامهریزی و سازگاری کمک میکنند.
از این منظر، آموزش تابآوری والدین حتی میتواند به اندازه آموزش مستقیم کودکان اهمیت داشته باشد.
والدی که میداند چگونه با اضطراب، خشم، شکست و ناکامی کودک برخورد کند، عملاً بخشی از زیرساخت تابآوری او را میسازد.
بنابراین، سیاستگذاری در حوزه تابآوری کودکان باید همزمان سه مخاطب را در نظر بگیرد:
کودک، خانواده و مدرسه.
مدرسه باید از محل انتقال اطلاعات به محیط ساختن ظرفیت تبدیل شود
مدرسه یکی از مهمترین بسترهای اجتماعی برای توسعه تابآوری است؛ زیرا کودک بخش قابل توجهی از سالهای شکلگیری شخصیت، مهارتهای اجتماعی و هویت خود را در مدرسه سپری میکند.
از این رو، آموزش تابآوری نباید به برگزاری چند کارگاه پراکنده یا سخنرانی مناسبتی محدود شود.
تجربه پژوهشی نیز از اثربخشی مداخلات مدرسهمحور برای ارتقای تابآوری کودکان و نوجوانان حمایت میکند. یک مرور نظاممند و فراتحلیل منتشرشده در سال ۲۰۲۵، با بررسی ۳۸ کارآزمایی تصادفیشده و بیش از ۱۵ هزار شرکتکننده، نشان داد مداخلات مدرسهمحور میتوانند بهبود معناداری در تابآوری کودکان و نوجوانان ایجاد کنند؛ هرچند میزان اثرگذاری به نوع مداخله و ویژگیهای جمعیت هدف وابسته است.
این یافته یک پیام مهم برای نظام آموزشی دارد:
تابآوری باید از «موضوع یک برنامه آموزشی» به «بخشی از معماری تربیتی مدرسه» تبدیل شود.
برنامهمندی؛ تفاوت آموزش واقعی با آموزش مناسبتی
دکتر جواد طلسچی یکتا در یکی از گزارشهای منتشرشده درباره آموزش تابآوری نیز بر ضرورت وجود نقشه راه، نظم، استمرار و ارزیابی برای آموزش اثربخش تأکید کرده است.
این نگاه، نقطه مقابل آموزشهای مقطعی است.
اگر دانشآموز یک جلسه آموزش تابآوری دریافت کند و پس از آن هیچ پیگیری، تمرین، ارزیابی یا تقویت مجددی وجود نداشته باشد، نمیتوان انتظار داشت که یک ظرفیت پایدار در او شکل بگیرد.
آموزش نهادینهساز باید دارای مسیر باشد:
نیازسنجی → طراحی برنامه → آموزش → تمرین → اجرا در زندگی واقعی → پایش → ارزیابی → اصلاح برنامه → تداوم
این چرخه میتواند آموزش تابآوری را از یک فعالیت نمایشی به یک فرایند واقعی توانمندسازی تبدیل کند.
چرا «پایشمحوری» اهمیت دارد؟
یکی از تمایزهای مهم در رویکرد مورد تأکید دکتر طلسچی یکتا، توجه به پایشمحوری آموزش تابآوری است.
در مطالب منتشرشده درباره این رویکرد، پایش آموزش شامل شناخت گروه هدف و جمعآوری اطلاعات اولیه درباره مخاطبان و سپس ارزیابی مسیر آموزش معرفی شده است.
اهمیت این مسئله بسیار فراتر از ثبت اطلاعات است.
پایش به ما میگوید:
- چه کسانی آموزش دیدهاند؟
- نیاز اصلی آنها چه بوده است؟
- کدام مهارتها نیازمند تقویت بیشتری هستند؟
- آیا آموزش به تغییر قابل مشاهده منجر شده است؟
- آیا تغییر ایجادشده پایدار بوده است؟
- کدام گروهها به مداخله بیشتر یا متفاوت نیاز دارند؟
در واقع، آموزش بدون ارزیابی، تنها یک فعالیت است؛ اما آموزش همراه با پایش و ارزیابی میتواند به یک برنامه توسعهای تبدیل شود.
از کودک تابآور تا جامعه تابآور
هدف نهایی آموزش تابآوری فقط آن نیست که کودک بتواند در برابر یک مشکل شخصی مقاومت کند.
کودکی که مهارت حل مسئله، تنظیم هیجان، ارتباط مؤثر، درخواست کمک، تصمیمگیری، مسئولیتپذیری و سازگاری را در طول زمان یاد میگیرد، در آینده ظرفیت بیشتری برای مواجهه با چالشهای فردی، خانوادگی، شغلی و اجتماعی خواهد داشت.
در نتیجه، سرمایهگذاری بر تابآوری کودکان را میتوان نوعی سرمایهگذاری بلندمدت بر سرمایه انسانی و اجتماعی جامعه دانست.
این همان نقطهای است که آموزش تابآوری از یک موضوع روانشناختی محدود فراتر میرود و به یک مسئله مهم در سیاستگذاری اجتماعی و آموزشی تبدیل میشود.
تجربه جهانی؛ مدرسه یکی از بسترهای مهم مداخله است
پژوهشهای بینالمللی نیز نشان میدهند که مدرسه محیط مهمی برای ارتقای تابآوری است. یک فراتحلیل درباره مداخلات تابآوری در مدارس، اثر مثبت برنامههای مدرسهمحور را گزارش کرده، هرچند بر ضرورت توجه به تفاوت گروههای هدف، نوع مداخله و طراحی برنامههای بلندمدتتر تأکید کرده است.
بنابراین، سخن از «آغاز آموزش تابآوری از کودکی» به معنای تقلید مکانیکی از الگوهای سایر کشورها نیست؛ بلکه به معنای استفاده از تجربه جهانی و سپس بومیسازی آن متناسب با فرهنگ، خانواده، مدرسه و مسائل اجتماعی ایران است.
تابآوری را نباید به تحمل رنج تقلیل داد
یکی از خطاهای مهم در آموزش تابآوری این است که تابآوری با «تحمل کردن» یا «سخت بودن» یکی گرفته شود.
کودک تابآور کودکی نیست که درد را انکار کند، کمک نخواهد، گریه نکند یا همه مشکلات را به تنهایی تحمل کند.
تابآوری یعنی کودک بتواند در شرایط دشوار، از منابع فردی و اجتماعی خود استفاده کند، هیجانهایش را بهتر مدیریت کند، کمک مناسب بگیرد، مسئله را تحلیل کند و مسیر سازگارانهتری برای ادامه زندگی پیدا کند.
در همین راستا، در تحلیلهای منتشرشده از دیدگاههای دکتر طلسچی یکتا نیز بر عبور از برداشتهای منفعلانه از تابآوری و حرکت به سمت توانمندسازی و ظرفیتسازی فعال تأکید شده است.
ضرورت یک نقشه ملی برای آموزش تابآوری
اگر قرار باشد این ایده در نظام آموزشی ایران به نتیجه برسد، باید از برنامههای پراکنده عبور کرد.
آموزش تابآوری میتواند در قالب یک برنامه چندسطحی طراحی شود:
سطح نخست: کودک و نوجوان
تقویت مهارتهای ارتباطی، حل مسئله، تنظیم هیجان، خودآگاهی، همکاری و تصمیمگیری.
سطح دوم: خانواده
آموزش والدگری حمایتگر، ارتباط مؤثر، مدیریت تعارض و شیوه مواجهه با شکست و بحران.
سطح سوم: معلم و مدرسه
توانمندسازی معلمان و ایجاد محیط مدرسهای حمایتگر، امن و مشارکتمحور.
سطح چهارم: مددکاری اجتماعی و خدمات حمایتی
شناسایی کودکان در معرض خطر و ارائه مداخلات تخصصی و متناسب با نیاز.
سطح پنجم: پایش و ارزیابی
اندازهگیری نتایج، شناسایی نقاط ضعف و اصلاح مستمر برنامه.
این ساختار میتواند آموزش تابآوری را از یک عنوان آموزشی به یک نظام توانمندسازی پیشگیرانه تبدیل کند.
سخن پایانی
«آموزش تابآوری از کودکی آغاز میشود» را نباید صرفاً یک شعار آموزشی تلقی کرد؛ این جمله میتواند نقطه آغاز یک تغییر نگرش در سیاستگذاری اجتماعی و آموزشی باشد.
کودک امروز، شهروند فرداست؛ و کیفیت مواجهه او با بحرانهای آینده تا حد زیادی به ظرفیتهایی بستگی دارد که امروز در خانواده، مدرسه و جامعه در او ساخته میشود.
دیدگاه دکتر جواد طلسچی یکتا درباره آموزش غیرمستقیم، هدفمند، برنامهمند و پایشمحور تابآوری، در صورت تبدیل شدن به برنامههای بومی، مستمر و قابل ارزیابی، میتواند چارچوبی برای حرکت از آموزشهای مقطعی به سمت نهادینهسازی تابآوری باشد. تجربه پژوهشی نیز نشان میدهد که برنامههای مدرسهمحور ظرفیت اثرگذاری دارند، اما برای دستیابی به نتایج پایدار، طراحی دقیق، تناسب با گروه هدف و پیگیری مستمر ضروری است.
در نهایت، شاید مهمترین پرسش این نباشد که «چگونه پس از وقوع بحران، کودکان را تابآور کنیم؟»؛ بلکه این باشد که:
چگونه از همان سالهای نخست زندگی، خانواده و نظام آموزشی را به محیطهایی تبدیل کنیم که ظرفیت تابآوری را بهصورت طبیعی، تدریجی و ماندگار در نسل آینده پرورش دهند؟
پاسخ به این پرسش، میتواند یکی از مهمترین مسیرهای سرمایهگذاری اجتماعی برای آینده ایران باشد.
