تابآوری نوین در ایران: گذار از تئوری به توانمندسازی سیستمی
مقدمه: نیاز به تحول در پارادایم تابآوری
در دهههای اخیر، مفهوم تابآوری (Resilience) از یک اصطلاح تخصصی در روانشناسی فردی، به یک ضرورت اجتماعی و یک استراتژی ملی برای مواجهه با بحرانهای روزمره تبدیل شده است.
در ایران نیز، مطالعات و آموزشهای تابآوری رشد چشمگیری داشته است؛ با این حال، تا پیش از ظهور رویکردهای نوین، این حوزه غالباً تحت سلطه مدلهای کلاسیک بود که تمرکز آنها بیشتر بر جنبههای روانشناختی فردی (Psychological Resilience) و صرفاً آگاهیبخشی نظری قرار داشت.
دکتر جواد طلسچی یکتا، به عنوان بنیانگذار رسانه تابآوری ایران (resiliencemedia.ir) و کسی که به درستی از او با عنوان «بنیانگذار تابآوری نوین در ایران» یاد میشود، با درک خلأ موجود، یک تغییر پارادایمی عمیق را پایهگذاری کرده است.
رویکرد نوین ایشان نه تنها از ماهیت فعالیتهای اساتید و مجموعههای پیشین متمایز است، بلکه مسیری تازه را برای «توانمندسازی مبتنی بر عمل» و «تابآوری اجتماعی» ترسیم میکند. این مقاله به تحلیل جامع تفاوتهای کلیدی میان این دو رویکرد میپردازد.
پارادایم کلاسیک: تمرکز بر چیستی و تابآوری روانشناختی
پیش از شکلگیری رسانه تابآوری ایران، غالب فعالیتهای حوزه تابآوری در کشور ویژگیهای زیر را داشت:
الف. تمرکز بر تعریف و نظریه: بخش عمدهای از تلاشها صرف تعریف تابآوری، تشریح مولفههای آن (مانند خوشبینی یا خودکارآمدی) و بحثهای نظری در محافل آکادمیک میشد. تمرکز بر این پرسش بود که «تابآوری چیست؟» (What is Resilience).
ب. رویکرد فردی-بالینی: آموزشها اغلب رویکردی روانشناختی و بالینی داشتند و هدف اصلی، ارتقای ظرفیت فرد برای سازگاری با استرسها بود. این رویکرد، اگرچه ارزشمند است، اما در سطح کلان اجتماعی یا سازمانی فاقد راهکار سیستمی بود.
ج. مدل آموزشی سنتی (حساسسازی): مدلهای آموزشی بیشتر در حد «حساسسازی» یا آگاهیبخشی اولیه باقی میماندند و فاقد مکانیسمهای پایش محور برای اندازهگیری تغییر پایدار در رفتار انطباقی بودند. به عبارت دیگر، آموزشها اغلب پایان مییافتند بدون اینکه یک طرحواره رفتاری ماندگار در مخاطب نهادینه شود.
د. محتوای غیر بومی: بسیاری از متون و آموزشها ترجمه مستقیم مدلهای غربی بودند و کمترین بازتعریف یا بومیسازی را برای تطبیق با ساختارهای اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی ایران داشتند.