مدل‌سازی طرحواره‌های منعطف: زیربنای نوین تاب‌آوری روان‌شناختی

مدل‌سازی طرحواره‌های منعطف: زیربنای نوین تاب‌آوری روان‌شناختی

فهرست عناوین [نمایش]

مدل‌سازی طرحواره‌های منعطف: زیربنای نوین تاب‌آوری روان‌شناختی

چکیده: فراتر از طرحواره‌های ناسازگار

تاب‌آوری، صرفاً توانایی بازگشت به حالت اولیه پس از بحران نیست؛ بلکه یک فرآیند فعال برای رشد و بالندگی پس از تروما (Post-Traumatic Growth) است.

در حالی که پژوهش‌های پیشین عمدتاً بر نقش طرحواره‌های ناسازگار اولیه (Early Maladaptive Schemas – EMS) یانگ در تضعیف سلامت روان تمرکز داشتند، این مقاله یک رویکرد نوین را معرفی می‌کند:

طرحواره‌های منعطف (Flexible Schemas) به عنوان زیربنای روان‌شناختی تاب‌آوری.

این مدل فرضی بر نقش حیاتی بازسازی شناختی (Cognitive Restructuring) و ذهن‌آگاهی (Mindfulness) به عنوان متغیرهای میانجی تمرکز دارد که گذار از الگوهای فکری خشک و ناسازگار به سمت طرحواره‌های انعطاف‌پذیر و تاب‌آور را تسهیل می‌کنند.

هدف، ارائه یک مدل معتبر برای تبیین مکانیسم درونی تاب‌آوری است.

طرحواره‌های ناسازگار: ریشه‌های آسیب‌پذیری

طرحواره‌های ناسازگار، الگوهای عمیق و پایدار فکری و هیجانی هستند که در دوران کودکی شکل گرفته و در طول زندگی به صورت خودتخریب‌گر عمل می‌کنند (مانند طرحواره رهاشدگی، نقص/شرم یا خویشتن‌داری افراطی).

این طرحواره‌ها، در حکم فیلترهای ذهنی عمل کرده و فرد را مستعد ابتلا به اختلالات روانی و کاهش تاب‌آوری در مواجهه با استرس می‌کنند.

در واقع، هرگاه فرد با بحرانی روبرو می‌شود، طرحواره‌های ناسازگار فعال شده و او را به سمت یکی از سبک‌های مقابله‌ای ناسازگار (Maladaptive Coping Styles) سوق می‌دهند:

تسلیم شدن (قبول طرحواره به عنوان حقیقت)، اجتناب (فرار از موقعیت‌های فعال‌کننده) یا جبران افراطی (واکنش عکس‌العملی شدید). هیچ‌یک از این سبک‌ها، فرد را به تاب‌آوری واقعی و رشد نمی‌رساند.

طرحواره‌های منعطف: تعریف جدیدی از تاب‌آوری

طرحواره منعطف یا طرحواره تاب‌آور، سازه‌ای است که توسط محققانی نظیر الیوت و همکاران، برای رفع نقص مدل یانگ مطرح شد.

این طرحواره‌ها بر خلاف الگوهای ناسازگار، دارای سه ویژگی کلیدی هستند:

  1. یکپارچگی داده‌ها (Data Integration): طرحواره منعطف، می‌تواند اطلاعات متناقض را بپذیرد. برای مثال، فردی که طرحواره منعطف دارد، می‌تواند باور داشته باشد که «من انسان ارزشمندی هستم، هرچند گاهی مرتکب اشتباه می‌شوم و این امر طبیعی است»، در حالی که طرحواره نقص/شرم تنها بر بعد منفی متمرکز است.
  2. انعطاف‌پذیری شناختی (Cognitive Flexibility): توانایی تغییر دیدگاه، بازسازی معنای رویدادها و استفاده از توجیه‌های جایگزین در مواجهه با شکست یا تروما.
  3. پذیرش هیجانی (Emotional Acceptance): پذیرش احساسات منفی بدون قضاوت و واکنش فوری، که اجازه می‌دهد فرد به جای درگیری با هیجانات، بر حل مسئله تمرکز کند.

طرحواره‌های منعطف، در حکم زیربنای قوی و مستحکم عمل می‌کنند که به فرد اجازه می‌دهند بر روی تجربیات سخت بنا کند و به جای شکستن، خم شود و سپس رشد کند.


مدل‌سازی و ارزیابی اثربخشی مددکاری اجتماعی در ارتقاء تاب‌آوری بوم‌اجتماعی جوامع محلی

مدل‌سازی و ارزیابی اثربخشی مددکاری اجتماعی در ارتقاء تاب‌آوری بوم‌اجتماعی جوامع محلی

مددکاری اجتماعی و تاب‌آوری بوم‌اجتماعی

فهرست عناوین [نمایش]

مدل‌سازی و ارزیابی اثربخشی مددکاری اجتماعی در ارتقاء تاب‌آوری بوم‌اجتماعی جوامع محلی

مددکاری اجتماعی و تاب‌آوری بوم‌اجتماعی

مقدمه: مواجهه با نابرابری‌های اقلیمی

در عصر کنونی، تغییرات اقلیمی و مخاطرات محیطی، تهدیدی بنیادین برای پایداری و بقای جوامع محلی محسوب می‌شوند.

این مخاطرات، نابرابری‌های اجتماعی موجود را تشدید می‌کنند، به‌ویژه در مناطق روستایی و حاشیه‌نشین که معیشت آن‌ها مستقیماً به منابع طبیعی وابسته است.

در این میان، مفهوم «تاب‌آوری بوم‌اجتماعی» به عنوان یک پارادایم حیاتی، فراتر از صرفاً مدیریت بحران، بر لزوم ایجاد ظرفیت‌های پایدار در تقاطع سلامت محیط زیست و رفاه اجتماعی تأکید دارد.

این مقاله جامع به مدل‌سازی چارچوب عملیاتی و ارزیابی دقیق اثربخشی مداخله‌های مددکاری اجتماعی می‌پردازد؛ حرفه‌ای که در خط مقدم حمایت از آسیب‌پذیرترین اقشار در برابر نابرابری‌های اقلیمی و ارتقاء عدالت اقلیمی قرار دارد.

تعریف مفاهیم و چارچوب نظری

تاب‌آوری بوم‌اجتماعی (Eco-Social Resilience)

تاب‌آوری بوم‌اجتماعی به ظرفیت سیستم‌های اجتماعی-اکولوژیکی برای جذب شوک‌ها (مانند خشکسالی، سیل، آلودگی)، بازگشت به عملکرد مطلوب و مهم‌تر از آن، تحول (Transformation) به سمت ساختارهای پایدارتر و عادلانه‌تر اطلاق می‌شود.

این مفهوم بر تعامل و وابستگی متقابل بین سلامت اکوسیستم (بوم) و رفاه اجتماعی (اجتماعی) تأکید دارد و صرفاً محدود به بازگشت به وضعیت اولیه نیست، بلکه شامل یادگیری و نوآوری است.

نقش مددکاری اجتماعی بوم‌اجتماعی

مددکاری اجتماعی بوم‌اجتماعی (Eco-Social Work) پارادایم جدیدی است که با رویکرد «فرد در محیط» (Person-in-Environment)، چالش‌های اجتماعی را از چالش‌های محیطی جدا نمی‌داند.

اثربخشی مددکاری اجتماعی در این حوزه از طریق سه راهبرد کلیدی محقق می‌شود:

  1. تطبیق (Adaptation): کمک به افراد و جوامع برای کنار آمدن و سازگاری با اثرات جاری تغییرات اقلیمی (مثلاً ایجاد سامانه‌های هشدار سریع یا آموزش کشاورزی کم‌آب‌بر).
  2. کاهش اثرات (Mitigation): کاهش عوامل منجر به آسیب‌پذیری اجتماعی و محیطی (مثلاً ترویج استفاده از انرژی پاک یا کاهش مصرف منابع).
  3. حمایت‌گری برای عدالت اقلیمی (Advocacy for Climate Justice): اقدام برای رفع نابرابری‌های ساختاری که گروه‌های آسیب‌پذیر را در برابر مخاطرات محیطی آسیب‌پذیرتر می‌سازد.

مدل مفهومی اثربخشی: مداخله سه‌سطحی

اثربخشی مددکاری اجتماعی در ارتقاء تاب‌آوری بوم‌اجتماعی باید در سه سطح اصلی خرد، میانی و کلان مدل‌سازی شود.

سطح مداخله هدف اصلی مددکاری اجتماعی فعالیت‌های کلیدی برای تاب‌آوری بوم‌اجتماعی
خرد (Micro) تقویت توانمندی روانی-اجتماعی فرد مدیریت اضطراب محیطی (Eco-Anxiety)، آموزش مهارت‌های مقابله‌ای فردی (حل مسئله، تنظیم هیجان)، توانمندسازی معیشتی پایدار و سبز.
میانی (Mezzo) تقویت انسجام، سازماندهی و ظرفیت اجتماعی جامعه تسهیل‌گری مشارکتی در مدیریت منابع (آب، زمین)، بسیج سرمایه اجتماعی و شبکه‌های حمایتی محلی، آموزش آمادگی در برابر بلایا و تمرین‌های شبیه‌سازی.
کلان (Macro) اصلاح ساختارها و سیاست‌ها برای عدالت حمایت‌گری (Advocacy) برای دسترسی عادلانه به زیرساخت‌های محیطی (آب پاک، انرژی)، مقابله با آلودگی و نابرابری‌های اقلیمی، همکاری بین‌بخشی با نهادهای مدیریت بحران.

نقطه کانونی مدل: مشارکت جامعه‌محور (Community Participation) به عنوان متغیر واسط اصلی در نظر گرفته می‌شود. اثربخشی زمانی به حداکثر می‌رسد که جامعه محلی مالکیت برنامه‌های تطبیق و کاهش اثرات را بر عهده بگیرد.


مددکاری اجتماعی در محیط‌های نظامی

/

مددکاری اجتماعی در محیط‌های نظامی

تخصصی حیاتی در جهت رفاه پرسنل و خانواده‌ها

مددکاری اجتماعی در محیط‌های نظامی

تخصصی حیاتی در جهت رفاه پرسنل و خانواده‌ها

چکیده

مددکاری اجتماعی نظامی حوزه‌ای تخصصی از مددکاری اجتماعی است که بر ارائۀ خدمات حمایتی و درمانی به اعضای فعال نظامی، کهنه سربازان و خانواده‌های آنان تمرکز دارد.

محیط نظامی با سلسله مراتب سخت‌گیرانه، استقرار و جابجایی‌های مکرر، و مواجهه با تروماهای عملیاتی، چالش‌های روان‌اجتماعی منحصر به فردی را ایجاد می‌کند.

مددکاران اجتماعی در این محیط‌ها نقش‌های چندگانه‌ای از جمله مشاورۀ فردی و خانوادگی، مدیریت موارد، مداخله در بحران، و مشورت با فرماندهی را بر عهده دارند تا تاب‌آوری را تقویت کرده، سلامت روان را حفظ نموده، و فرآیند انتقال به زندگی غیرنظامی را تسهیل کنند.

این مقاله به بررسی اهمیت، زمینه‌های عمل، چالش‌ها و چشم‌انداز مددکاری اجتماعی در چارچوب سازمان‌های نظامی می‌پردازد.

مقدمه: ماهیت و اهمیت مددکاری اجتماعی نظامی

مددکاری اجتماعی به عنوان یک حرفه مبتنی بر دانش و ارزش‌ها، به ترویج تغییر اجتماعی، توسعه، انسجام و توانمندسازی افراد و جوامع می‌پردازد.

مددکاری اجتماعی نظامی (Military Social Work)، در تعریفی تخصصی، به مداخلات حرفه‌ای در جهت ارتقاء عملکرد اجتماعی و سلامت روان پرسنل نظامی، خانواده‌هایشان، و کهنه سربازان می‌پردازد.

محیط نظامی نهادی با فرهنگ سازمانی متمایز، نظم و انضباط بالا، و خطرات شغلی چشمگیر است. این عوامل، چالش‌های روانی، اجتماعی، و اقتصادی خاصی را به دنبال دارد که شامل موارد زیر است:

  • استرس‌های مرتبط با استقرار و عملیات: دوری طولانی‌مدت از خانواده، خطر جانی، و تجربۀ تروماهای نبرد.
  • تروماهای عملیاتی و آسیب‌های روانی: از جمله اختلال استرس پس از سانحه (PTSD)، آسیب مغزی تروماتیک (TBI)، افسردگی، و اضطراب.
  • چالش‌های خانوادگی: تنش‌های زناشویی، سوءاستفاده از کودک، و مشکلات سازگاری فرزندان ناشی از جابجایی‌های مکرر.
  • انتقال به زندگی غیرنظامی: دشواری در یافتن شغل، سازگاری اجتماعی، و دسترسی به منابع پس از پایان خدمت.

این مسائل، ضرورت وجود متخصصانی که هم دانش مددکاری اجتماعی و هم درک عمیقی از فرهنگ و سیستم نظامی دارند را تقویت می‌کند.

بهترین روش‌های آموزش تاب‌آوری به نظامیان

بهترین روش‌های آموزش تاب‌آوری به نظامیان

یک رویکرد جامع و سیستمی برای افزایش آمادگی عملیاتی

بهترین روش‌های آموزش تاب‌آوری به نظامیان

یک رویکرد جامع و سیستمی برای افزایش آمادگی عملیاتی

مقدمه

در محیط‌های نظامی که با سطوح بی‌سابقه‌ای از استرس، عدم قطعیت، و پتانسیل مواجهه با تروما همراه است، تاب‌آوری (Resilience) دیگر صرفاً یک صفت مطلوب نیست، بلکه یک ضرورت عملیاتی و یک دستور کار آمادگی محسوب می‌شود.

تاب‌آوری نظامی به معنای توانایی فرد یا واحد برای بازگشت سریع‌تر و قوی‌تر از چالش‌ها، سازگاری مؤثر با شرایط متغیر، و حفظ عملکرد شناختی و عاطفی تحت فشار شدید است.

برنامه‌های ناکارآمد یا صرفاً واکنشی، توانایی نظامیان را برای مقابله با پیامدهای روانی استقرار طولانی‌مدت (مانند اختلال استرس پس از سانحه یا PTSD) کاهش می‌دهند.

این مقاله به بررسی و تحلیل بهترین روش‌های اثبات‌شده برای آموزش تاب‌آوری به پرسنل نظامی می‌پردازد. روش‌هایی که فراتر از آموزش‌های سنتی مدیریت استرس بوده و یک رویکرد جامع، پیشگیرانه و سیستمی را دنبال می‌کنند.

یافته‌ها نشان می‌دهند که موفق‌ترین برنامه‌ها، تاب‌آوری را نه به عنوان یک درمان بلکه به عنوان یک مهارت اساسی و قابل آموزش تلقی می‌کنند که باید به طور مداوم در ساختار سازمانی ارتش تزریق شود.

مدل‌های پیشگیرانه: گذار از درمان به توسعه (The Prevention Model)

تاریخچه‌ی مداخلات روانی در ارتش عمدتاً بر مدل “درمان پس از آسیب” متمرکز بود؛ اما تجربیات چند دهه اخیر، به‌ویژه در ارتش ایالات متحده، نشان داد که یک مدل پیشگیرانه که کل بدنه سازمان را هدف قرار می‌دهد، اثربخشی بالاتری دارد.

برنامه آمادگی و تناسب جامع سرباز و خانواده (CSF2) یکی از برجسته‌ترین نمونه‌های این گذار است که بر پایه روان‌شناسی مثبت (Positive Psychology) و کار محققانی چون مارتین سلیگمن طراحی شده است.

ساختار پنج‌گانه تناسب:

مدل CSF2 تاب‌آوری را در پنج بُعد یا قلمرو تناسب تعریف می‌کند که آموزش باید همه آن‌ها را پوشش دهد:

  1. تناسب جسمانی (Physical Fitness): شامل قدرت بدنی، استقامت و تغذیه مناسب.
  2. تناسب اجتماعی (Social Fitness): توانایی توسعه و حفظ روابط قوی و حمایتی با همکاران و جامعه.
  3. تناسب خانوادگی (Family Fitness): توانایی درگیر شدن در روابط خانوادگی سالم و حمایتی.
  4. تناسب معنوی (Spiritual Fitness): شامل ارزش‌ها، اخلاقیات و تعهد به هدف، که نیروی محرکه برای تحمل شرایط دشوار است.
  5. تناسب عاطفی (Emotional Fitness): شامل مهارت‌های خودآگاهی، خودتنظیمی، و مدیریت هیجانات منفی.

نقد جنسیتی کردن تاب‌آوری

نقد جنسیتی کردن تاب‌آوری

تحلیلی ساختاری بر نقش‌های جنسیتی، گفتمان نئولیبرالی و نابرابری‌های اجتماعی

کاری از گروه پژوهش در رسانه تاب آوری ایران


مقدمه: از فردی‌سازی تا نقد ساختاری تاب‌آوری

بیان مسئله و زمینه تحقیق

مفهوم تاب‌آوری (Resilience) در روان‌شناسی به عنوان فرآیند و نتیجه تطبیق موفقیت‌آمیز با تجربیات دشوار یا چالش‌برانگیز زندگی تعریف می‌شود، به ویژه از طریق انعطاف‌پذیری ذهنی، عاطفی و رفتاری در برابر خواسته‌های درونی و بیرونی.

در دهه­ های اخیر، پژوهش‌های متعددی تلاش کرده‌اند تا این مفهوم را بر اساس جنسیت تفکیک کنند و به بررسی تاب‌آوری در گروه‌های خاص (نظیر “تاب‌آوری زنان” یا “تاب‌آوری مردان”) بپردازند.

این تمرکز بر تفکیک جنسیتی، که اغلب ناشی از مشاهده تفاوت‌های آماری در نحوه مواجهه زنان و مردان با عوامل استرس‌زا است، زمینه ساز یک نقد ساختاری عمیق در مطالعات جنسیتی و جامعه‌شناسی انتقادی شده است.

هدف این پژوهش، ارائه یک نقد جامع و آکادمیک بر جنسیتی کردن تاب‌آوری است. 

نقد اصلی بر این ایده استوار است که تفاوت‌های مشاهده‌شده در تاب‌آوری، ریشه در جنس بیولوژیک ندارند، بلکه محصول مستقیم نقش‌های جنسیتی تحمیل‌شده، انتظارات اجتماعی نابرابر و ساختارهای ستمگر هستند.

با فردی‌سازی تاب‌آوری و تفکیک آن بر اساس جنسیت، خطر پنهان کردن مشکلات سیستمی و انتقال مسئولیت نارسایی‌های ساختاری بر دوش افراد آسیب‌دیده افزایش می‌یابد.

اگر تاب‌آوری صرفاً به عنوان یک توانایی فردی تلقی شود ۱، نابرابری‌های سیستمی توجیه‌پذیر شده و این فرآیند، مشروعیت سیاسی و اجتماعی خود را برای تغییر ساختار از دست می‌دهد.

مشروح این پژوهش را در رسانه تاب آوری ایران بخوانید.

https://resiliencemedia.ir/?p=101238

@socialwork