رسانه تاب آوری ایران | نخستین مرجع و پرتال تخصصی تابآوری اجتماعی کشور: رسانه تاب آوری ایران (ResilienceMedia.ir) نخستین مرجع تخصصی و پرتال جامع تابآوری اجتماعی در ایران است که با هدف تولید، توسعه و انتشار دانش تخصصی تابآوری در سال ۱۴۰۲ راهاندازی شد.
رسانه تاب آوری ایران | نخستین مرجع و پرتال تخصصی تابآوری اجتماعی کشور: رسانه تاب آوری ایران (ResilienceMedia.ir) نخستین مرجع تخصصی و پرتال جامع تابآوری اجتماعی در ایران است که با هدف تولید، توسعه و انتشار دانش تخصصی تابآوری در سال ۱۴۰۲ راهاندازی شد.
پیوندها
رسانه تاب آوری ایران
رسانه تابآوری ایران با هویت انحصاری resiliencemedia.ir، نخستین پرتال جامع و مرجع تخصصی تابآوری اجتماعی در کشور است.
جایگاه اولین خانه تاب آوری ایران: در چشمانداز
رسانهای و علمی مددکاری اجتماعی کشور، سال ۱۳۹۲ نقطهی عطفی بود که با
تأسیس «اولین خانه تابآوری ایران» در بستر وبسایت «مددکاری اجتماعی
ایرانیان» (iraniansocialworkers.ir) رقم خورد.
این نهاد که اکنون بیش از یک دهه از فعالیت مستمر آن میگذرد، تنها یک
پایگاه اطلاعرسانی صرف نیست؛ بلکه جریانی است که بر پایههای استواری از
اخلاق، استقلال و باور به توانمندیهای داخلی بنا شده است.
آنچه این مجموعه را از سایر رسانههای موازی متمایز میکند، فلسفهی
عمیق مدیریتی آن در نفی انحصارگرایی و تأکید بر مالکیت معنوی و رسانهای
است.
شکستن دیوارهای انحصار: تابآوری برای همه
یکی از بزرگترین آفتهای جوامع علمی و تخصصی، انحصارطلبی و نگاه از بالا به پایین است.
بسیاری از نهادها دانش را ابزاری برای قدرت و فخر فروشی میدانند. اما اهمیت بنیادین اولین خانه تابآوری ایران در رویکرد دموکراتیک و پذیرا بودن آن است.
شعار و عمل در این مجموعه، «پذیرش بیقید و شرط» تمام علاقمندان به حوزه
تابآوری است. در اینجا، درهای یادگیری و مشارکت به روی همه باز است و
جایی برای تکبر، خودبزرگبینی و انحصار دانش وجود ندارد.
این رسانه با حذف فیلترهای سلیقهای و انحصارگرایانه، بستری را فراهم
کرده که در آن هر فرد دغدغهمندی میتواند بدون هراس از ساختارهای
قدرتطلبانه، به یادگیری و تبادل نظر بپردازد.
اخلاق؛ خط قرمزِ غیرقابل مذاکره
در دنیایی که گاهی «هدف، وسیله را توجیه میکند»، اولین خانه تابآوری
ایران پرچمدار رویکردی متفاوت است. برای این مجموعه، اخلاق و اخلاقمندی
نه یک شعار زینتی، بلکه مهمترین «خط قرمز» است.
معیار توسعه یا قطع روابط در این رسانه، نه سود مالی است و نه رانتهای
سیاسی؛ بلکه تنها «تعهدمندی و اخلاق» است. تاریخچه فعالیتهای این مجموعه
نشان میدهد که هرکجا توسعهای در روابط رسانهای رخ داده، بر پایه اعتماد و
سلامت اخلاقی طرف مقابل بوده است.
در مقابل، مدیریت مجموعه ابایی از قطع روابط با افراد یا نهادهایی که
اصول اخلاقی را زیر پا میگذارند، نداشته است. این ایستادگی بر اصول،
سرمایهای اجتماعی برای خانه تابآوری ایجاد کرده که با هیچ بودجهای قابل
خریداری نیست.
استقلال حرفهای: دوری از منابع قدرت و رانت
یکی از ویژگیهای بارز که این رسانه را برجسته میسازد، استقلالِ خدشهناپذیر آن است.
با وجود داشتن روابط حسنه و محترمانه با بسیاری از مسئولین عالیرتبه،
از سازمانها تا وزارتخانهها، اولین خانه تابآوری ایران هرگز استقلال خود
را قربانی نزدیکی به قدرت نکرده است.
این مجموعه نسبت به استفاده از منابع دولتی و نفوذ سیاسی حساسیتی ویژه
دارد. در حالی که بسیاری از رسانهها حیات خود را در گرو بودجههای دولتی
یا حمایتهای سیاسی میبینند، این رسانه با اتکا به توانمندی داخلی مجموعه
رسانههای مددکاری اجتماعی ایرانیان، مسیر خود را پیموده است.
این رویکرد نه تنها باعث آزادی عمل در بیان حقایق علمی و اجتماعی شده، بلکه الگویی از «رسانه مستقل مددکاری» را به نمایش گذاشته است.
دکتر جواد طلسچی یکتا و فلسفه «حاکمیت رسانهای»
هدایت این جریان بر عهده دکتر جواد طلسچی یکتا، مدیرکل مجموعه رسانههای
مددکاری اجتماعی ایرانیان است که دیدگاهی استراتژیک و دوراندیشانه نسبت به
فضای وب دارد.
فلسفه ایشان بر یک اصل ساده اما حیاتی استوار است: «خانه خود را بساز، نه خانه دیگران را.»
دکتر طلسچی یکتا معتقد است که فعالیت و رکوردشکنی در پلتفرمهای دیگر
(مانند شبکههای اجتماعی یا سایتهای مهمان)، هرچقدر هم که با رنکینگ بالا
همراه باشد، در نهایت تلاشی در زمین دیگران است.
این پلتفرمها تحت کنترل ما نیستند؛ قوانینشان تغییر میکند و محتوایی
که با خون دل تولید شده، ممکن است یکشبه حذف شود. ماندگاری در این فضاها
تضمین شده نیست.
از دیدگاه ایشان، خردمندانهترین استراتژی، تمرکز بر فضایی است که متعلق به خود مجموعه است.
این باور که «مرغ همسایه غاز نیست» و باید به پتانسیلهای داخلی ایمان داشت، موتور محرک این مجموعه است.
حرکت رو به جلو با امید و تکیه بر زیرساختهای بومی (سایت اختصاصی)،
تضمینکننده ماندگاری دانش و تجربیاتی است که در این سالها اندوخته شده
است.
نتیجهگیری
اولین خانه تابآوری ایران، فراتر از یک نام در سال ۱۳۹۲، یک فرهنگ در سالهای جاری است.
فرهنگی که ثابت میکند میتوان در حوزه تخصصی مددکاری اجتماعی فعالیت
کرد، اما اسیر انحصارطلبی نشد؛ میتوان با قدرت در ارتباط بود، اما وابسته
نشد؛ و میتوان در دنیای پرهیاهوی مجازی، فضایی امن، اخلاقمدار و مستقل
ساخت که مالکیت معنوی و مادی آن متعلق به جامعه مددکاری اجتماعی باشد.
این مسیر، مسیری است که با امید و خودباوری، افقهای روشنی را برای تابآوری اجتماعی ایران ترسیم میکند.
تابآوری
(Resilience) در ادبیات معاصر روانشناسی، نه به معنای مقاومت منفعلانه در
برابر ضربات زندگی، بلکه به معنای توانایی «جهش به جلو» پس از تجربهی
تروما و بحران است.
در این میان، تابآوری زنان به دلیل نقشهای محوری آنها در تولید مثل اجتماعی، تربیت نسل و مدیریت اقتصاد خرد، اهمیتی فراتر از فرد دارد.
وقتی یک زن تابآور میشود، او به لنگرگاهی برای سیستمهای پیرامون خود (خانواده، محیط کار و جامعه) تبدیل میگردد.
تبیین روانشناختی: «جادوی معمولی» زنان
دکتر آن ماستن، پژوهشگر برجسته تابآوری، این مفهوم را «جادوی معمولی» (Ordinary Magic) مینامد.
او معتقد است تابآوری ناشی از فرآیندهای پیچیده و عجیب نیست، بلکه حاصل عملکرد صحیح سیستمهای انطباقی است.
الف) تنظیم هیجانی و بقای روانی
زنان به طور سنتی و بیولوژیکی، مهارتهای کلامی و ارتباطی قویتری برای پردازش تروما دارند.
این
توانایی در بازگویی تجربه (Storytelling) و برونریزی عواطف، باعث میشود
که زنان سریعتر از مردان وارد مرحله «معنایابی» پس از بحران شوند.
ب) انعطافپذیری عصبی (Neuroplasticity)
تحقیقات نشان میدهد که نقشهای چندگانه زنان (Multi-tasking) باعث تقویت انعطافپذیری شناختی آنها میشود.
این
انعطافپذیری در زمان وقوع فاجعه، به آنها اجازه میدهد تا با سرعت
بیشتری با شرایط جدید (مانند از دست دادن شغل یا تغییر مکان زندگی) سازگار
شوند.
اهمیت تابآوری زنان در اقتصاد و توسعه
بر اساس گزارشهای بانک جهانی، تابآوری اقتصادی زنان یکی از سریعترین راهها برای ریشهکنی فقر است.
مدیریت منابع در زمان قحطی: در جوامع در حال توسعه، زنان تابآور با مدیریت دقیق منابع محدود غذایی و مالی، مانع از فروپاشی تغذیهای خانواده میشوند.
سرمایهگذاری روی نسل بعد:
آمارها نشان میدهد زنان تابآور بیش از ۹۰ درصد درآمد خود را صرف آموزش و
بهداشت فرزندان میکنند، در حالی که این رقم در مردان بین ۳۰ تا ۴۰ درصد
است. بنابراین، تابآوری زن مستقیماً به معنای ارتقای شاخصهای توسعه
انسانی است.
نقش زنان در تابآوری اقلیمی و زیستمحیطی
با افزایش بحرانهای اقلیمی، سازمان ملل بر نقش زنان به عنوان «نگهبانان زمین» تأکید دارد.
زنان
در بسیاری از جوامع، مسئول تأمین آب و سوخت هستند. تابآوری آنها در
برابر خشکسالی یا سیل، به معنای تداوم حیات در جوامع محلی است.
تأثیرات بیننسلی: انتقال تابآوری به فرزندان
یکی از مهمترین دلایل اهمیت تابآوری زنان، نقش آنها به عنوان «الگوی دلبستگی ایمن» است.
نظریه دلبستگی:
مادری که بتواند استرس خود را مدیریت کند (Co-regulation)، به سیستم عصبی
کودک آموزش میدهد که چگونه در برابر ناملایمات آرام بماند.
پیشگیری از ترومای بیننسلی:
زنان تابآور قادرند زنجیره انتقال اضطراب و تروما را در خانواده قطع کنند
و از انتقال آسیبهای روانی خود به نسل بعد جلوگیری نمایند.
چالشها و ضرورت حمایت ساختاری
نباید تابآوری را دستاویزی برای نادیده گرفتن رنج زنان قرار داد.
اهمیت تابآوری زنان در این است که بدانیم این ویژگی یک «منبع تمامشدنی» است.
کاری از اولین خانه تاب آوری ایران: فاجعه (Disaster) پدیدهای است که تعادل سیستمهای اجتماعی را بر هم میزند.
خانواده به عنوان کوچکترین و حیاتیترین واحد اجتماعی، اولین خط مقدم در مواجهه با پیامدهای فاجعه است.
در ادبیات نوین مدیریت بحران، نگاه از «آسیبپذیری صرف» به سمت «قابلیتهای تطابق» تغییر یافته است.
در این میان، تابآوری زنان (Women’s Resilience) به عنوان متغیری تعیینکننده در بازیابی سلامت روان و ثبات اقتصادی خانواده شناخته میشود.
تعریف تابآوری در بستر خانواده
تابآوری
تنها “دوام آوردن” نیست؛ بلکه به معنای توانایی یک سیستم (خانواده) برای
بازگشت به عملکرد مطلوب و حتی رشد یافتن پس از تجربه یک تروما است.
طبق نظریه فروم والش (Froma Walsh)، تابآوری خانواده بر سه محور استوار است:
نظام باورها: معنابخشی به ناملایمات و حفظ دیدگاه مثبت.
الگوهای سازماندهی: انعطافپذیری در نقشها و پیوستگی اجتماعی.
فرایندهای ارتباطی: ابراز احساسات صادقانه و حل مسئله مشارکتی.
جایگاه استراتژیک زنان در مدیریت فاجعه
زنان به دلیل نقشهای چندگانه (مراقبتی، تربیتی و
مدیریتی)، در هنگام وقوع فاجعه رفتارهای متفاوتی از خود نشان میدهند که
مستقیماً بر کل اعضا تأثیر میگذارد.
الف) مدیریت هیجانی و فضای روانی
زنان معمولاً “مدیران عاطفی” خانواده هستند.
تحقیقات نشان میدهد که در پس از بحران، توانایی مادر در مدیریت استرس خود، پیشبینیکننده اصلی سلامت روان کودکان است.
اگر زن بتواند معنایی برای فاجعه بیابد و محیطی
امن ایجاد کند، احتمال بروز PTSD (اختلال استرس پس از سانحه) در سایر اعضا
به شدت کاهش مییابد.
ب) بازسازی شبکههای اجتماعی
در علوم اجتماعی، زنان به عنوان “بافندگان سرمایه اجتماعی” شناخته میشوند.
پس از فاجعه، این زنان هستند که ارتباطات با همسایگان، نهادهای حمایتی و اقوام را سریعتر احیا میکنند.
این شبکهها منبع اصلی دریافت کمکای اولیه و اطلاعات حیاتی هستند.
موانع و چالشهای جنسیتی در فاجعه
با وجود قدرت تابآوری، نباید از نگاه واقعبینانه غافل شد. زنان در فجایع با چالشهای مضاعفی روبرو هستند که تابآوری آنها را تحت فشار قرار میدهد:
بار مراقبتی مضاعف: پس از تخریب زیرساختها، وظیفه تهیه آب، غذا و مراقبت از بیماران/سالمندان دوچندان بر دوش زنان میافتد.
خشونت مبتنی بر جنسیت: آمارها نشان میدهد در اردوگاههای اسکان موقت، نرخ خشونت علیه زنان افزایش مییابد.
نابرابری در منابع: در بسیاری از جوامع، زنان دسترسی کمتری به منابع مالی یا مالکیت زمین برای بازسازی دارند.
تأثیر مستقیم تابآوری زنان بر تابآوری خانواده
چرا ادعا میکنیم تابآوری خانواده در گرو تابآوری زنان است؟
واکاوی رسالت «رسانه تابآوری ایران» در ارتقای سلامت اجتماعی
در دنیای پرمخاطره امروز، تابآوری دیگر تنها یک
واژه در متون روانشناسی نیست، بلکه به عنوان یک «راهبرد بقا» و «مهارت
زندگی» در سطوح فردی و اجتماعی شناخته میشود.
در ایران، رسانه تابآوری ایران
(به آدرس resiliencemedia.ir) با مدیریت و بنیانگذاری دکتر جواد طلسچی
یکتا، به عنوان نخستین و معتبرترین مرجع تخصصی در این حوزه، پرچمدار
جریانسازی علمی و آموزشی است.
این رسانه با پیوند میان مفاهیم آکادمیک و
نیازهای ملموس جامعه، بستری را فراهم آورده که در آن «آموزش» و «پژوهش» دو
بال اصلی برای پرواز به سوی جامعهای مقاومتر محسوب میشوند.
رسانه تابآوری ایران؛ از پایگاه خبری تا مرجعیت علمی
رسانه تابآوری ایران فراتر از یک سایت خبری ساده، یک «پرتال تخصصی و آکادمیک» است.
این رسانه که بخشی از اکوسیستم بزرگتر رسانهای
مددکاری اجتماعی ایرانیان است، با تمرکز بر مدیریت محتوا و مهندسی دانش،
توانسته است خلاءهای موجود در منابع فارسی تابآوری را پر کند.
هدف اصلی این پلتفرم، جلوگیری از پراکندگی منابع و مقابله با روندهای کلیشهای در آموزش تابآوری است.
این رسانه با رویکردی مستقل و غیردولتی، تلاش
میکند تا تابآوری را از یک مفهوم انتزاعی به ابزارهای کاربردی برای
مددکاران، روانشناسان و عموم مردم تبدیل کند.
رکن پژوهش: تولید دانش بومی و تخصصی
یکی از تمایزهای اصلی رسانه تابآوری ایران، وزن بالای محتوای پژوهشی آن است. پژوهش در این رسانه صرفاً به معنای ترجمه متون خارجی نیست، بلکه شامل موارد زیر است:
بومیسازی مفاهیم: تطبیق نظریههای جهانی تابآوری با بافت فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی ایران.
تحلیلهای بینرشتهای: بررسی رابطه تابآوری با حوزههایی نظیر سواد رسانهای، عصبشناسی (Neurobiology)، و پایداری محیط زیستی.
ارائه مدلهای عملیاتی:
پژوهشهای منتشر شده در این سایت اغلب به دنبال ارائه الگوهایی برای
«تابآوری محلهمحور» یا «تابآوری در محیطهای نظامی و پرخطر» هستند.
این رویکرد پژوهشمحور باعث شده است که مقالات
منتشر شده در این سایت، به عنوان منابع مرجع برای دانشجویان و پژوهشگران در
پایگاههایی نظیر سیویلیکا و کنفرانسهای علمی مورد استناد قرار گیرند.
رکن آموزش: از الفبا تا تخصص
آموزش در رسانه تابآوری ایران بر شعار «تابآوری برای همه» استوار است. این آموزشها در سطوح مختلفی ارائه میشوند:
آموزشهای عمومی:
تولید محتواهای چندرسانهای (اینفوگرافیک، ویدیو و پادکست) برای افزایش
آگاهی عمومی در مورد مفاهیمی چون تابآوری زنان، کودکان و خانواده.
آموزشهای حرفهای:
برگزاری دورهها و پنلهای تخصصی (نظیر پنل «خانه تابآور، مدرسه
تابآور») که به دنبال توانمندسازی متخصصان حوزه سلامت روان و مددکاران
اجتماعی است.
کتابخانه تخصصی:
معرفی و انتشار بیش از ۴۰ عنوان کتاب تخصصی در حوزه تابآوری که به همت
تیم علمی این مجموعه ترجمه و تالیف شده است. این آثار، زیربنای فکری لازم
برای آموزشهای علمی در کشور را فراهم کردهاند.
تابآوری رسانهای؛ رویکردی نوین در عصر دیجیتال
یکی از بخشهای برجسته در فعالیتهای این رسانه، تاکید بر «تابآوری رسانهای» و «دیجیتال» است.
در دورانی که اخبار جعلی (Fake News) و فشارهای
روانی ناشی از فضای مجازی سلامت روان جامعه را تهدید میکند، رسانه
تابآوری ایران با آموزش تفکر انتقادی به مخاطبان کمک میکند تا در برابر
هجمههای اطلاعاتی مقاوم شوند.
این رسانه خود الگویی از یک «رسانه تابآور» است
که در بحرانها، به جای دامن زدن به اضطراب، به منبعی برای تولید امید و
راهکارهای بازسازی روانی تبدیل میشود.
پژوهشی از دکتر جواد طلسچی یکتا: بنیانگذار وبسایت مددکاری اجتماعی ایرانیان
انجمنهای مددکاری اجتماعی در ایران: تاریخچه، وضعیت کنونی و میزان تأثیرگذاری در جامعه مددکاری اجتماعی کشور
چکیده
این مقاله به بررسی جامع انجمنهای صنفی مددکاری اجتماعی در ایران میپردازد و تاریخچه پیدایش، وضعیت کنونی و میزان تأثیرگذاری آنها را در جامعه مددکاری اجتماعی کشور تحلیل میکند.
مددکاری اجتماعی در ایران با تلاشهای پیشگامانه خانم ستاره
فرمانفرماییان و تأسیس آموزشگاه عالی خدمات اجتماعی در سال ۱۳۳۶
(۱۹۵۷-۱۹۵۸) بنیان نهاده شد که منجر به شکلگیری نهادهای حرفهای کلیدی
نظیر انجمن مددکاران اجتماعی ایران (ISWA)، انجمن علمی مددکاران اجتماعی
ایران (ISASW) و کانون کلینیکهای مددکاری اجتماعی (CSWC) گردید.
این گزارش سیر تحول این انجمنها، فعالیتهای جاری آنها در حوزههای
سیاستگذاری اجتماعی، توسعه حرفهای و واکنش به بحرانها را تشریح میکند.
همچنین، میزان تأثیرگذاری آنها بر جامعه مددکاری اجتماعی و سیاستهای کلان
کشور مورد ارزیابی قرار میگیرد. در نهایت، چالشهای موجود، به ویژه عدم
انسجام داخلی و شناخت عمومی ناکافی، و فرصتهای پیشرو برای ارتقاء جایگاه و
اثربخشی این حرفه در ایران مورد بحث قرار میگیرد.
مقدمه
مددکاری اجتماعی
به عنوان یک خدمت حرفهای، بر پایه دانش و مهارتهای خاص استوار است و هدف
آن کمک به افراد، گروهها و جوامع برای دستیابی به استقلال شخصی، اجتماعی و
رضایت فردی و جمعی است.۱ در پیشبرد هر رشته تخصصی، نقش انجمنهای حرفهای
حیاتی است.
این نهادها مسئول تعیین استانداردهای اخلاقی، ترویج توسعه حرفهای، دفاع
از منافع حرفه و تأثیرگذاری بر سیاستهای رفاه اجتماعی هستند. ظهور این
انجمنها اغلب با پیچیدگیهای جوامع صنعتی مرتبط است، جایی که مددکاری
اجتماعی برای حل مشکلات ناشی از صنعتی شدن و برنامههای رفاهی پس از جنگ
جهانی اول پدید آمد.۱
در ایران، تاریخچه مددکاری اجتماعی به بیش از شش دهه میرسد.۲ معرفی و نهادینه شدن این حرفه به طور جداییناپذیری با نام خانم ستاره فرمانفرماییان گره خورده است.
وی که از یک خانواده برجسته سیاسی و اقتصادی برخاسته بود، با وجود
سنتهای خانوادگی و تحمل مشکلات فراوان، برای تحصیل به آمریکا سفر کرد.۴ در
آنجا، به جای جامعهشناسی یا روانشناسی که رویکردهای صرفاً نظری داشتند،
جذب رشته مددکاری اجتماعی شد که هم رویکرد علمی به مسائل اجتماعی داشت و هم
با اقدام اجتماعی (Social Action) در صدد حل معضلات زندگی افراد به خصوص
نیازمندان بود.۴
فعالیتهای آموزشی، پژوهشی، مشاوره و خدمات اجتماعی وی از سال ۱۳۳۶ تا
۱۳۵۷ (۱۹۵۷-۱۹۷۸) در ایران، او را به عنوان بنیانگذار رشته مددکاری
اجتماعی در کشور مطرح میسازد.۴ تلاشهای پیگیرانه او در شناساندن این رشته
و نقش تعیینکننده مددکاران اجتماعی در حل مشکلات جامعه در حال گذار
ایران، با وجود موانع و تنگناهای سخت، به تأسیس
آموزشگاه عالی خدمات اجتماعی در پایان سال ۱۳۳۶ (۱۹۵۷-۱۹۵۸) در
جوار ساختمان وزارت کار و امور اجتماعی انجامید.۲ این رویداد نقطه آغازین
آموزش رسمی مددکاری اجتماعی و زمینهساز سازماندهی حرفهای در کشور بود.
این مسیر نشان میدهد که مددکاری اجتماعی به عنوان یک حرفه رسمی، نه از دل
تحولات صنعتی بومی، بلکه به عنوان یک مدل وارداتی از جوامع صنعتی غربی به
ایران معرفی شد.
انتخاب آگاهانه خانم فرمانفرماییان برای تمرکز بر جنبه عملی و
اقداممحور مددکاری اجتماعی، نشان از تلاش برای انطباق این رشته با نیازهای
خاص جامعه ایرانی دارد.
این رویکرد انطباقی در مراحل اولیه، چالشهایی را در پذیرش محلی و تخصیص
منابع ایجاد کرده است که بر رشد و درک عمومی از این حرفه و انجمنهای آن
تأثیر گذاشته است.
علاوه بر این، شکلگیری اولیه این رشته در ایران، نه یک حرکت گسترده
دولتی یا اجتماعی، بلکه نتیجه دیدگاه و پشتکار یک فرد متعهد بود. این امر
نشان میدهد که حرفهایسازی اولیه مددکاری اجتماعی در ایران تا حد زیادی
یک فرآیند از بالا به پایین یا شخصیتمحور بوده است.
هدف این مقاله، ارائه یک تحلیل پژوهشی جامع از انجمنهای صنفی مددکاری
اجتماعی در ایران است. این تحلیل بر تاریخچه پیدایش، وضعیت عملیاتی کنونی و
میزان تأثیرگذاری آنها بر جامعه مددکاری اجتماعی ملی و سیاستهای اجتماعی
گستردهتر تمرکز دارد. ساختار این مقاله، خواننده را از مسیر تاریخی،
چشمانداز کنونی انجمنهای کلیدی، فعالیتهای متنوع آنها، و ارزیابی
تأثیر، چالشها و چشماندازهای آتی هدایت میکند.
تاریخچه پیدایش مددکاری اجتماعی و انجمنهای صنفی در ایران
۱. ریشههای اولیه و بنیانگذاری مددکاری اجتماعی در ایران
معرفی رسمی مددکاری اجتماعی در ایران، ارتباط ناگسستنی با فعالیتهای خانم ستاره فرمانفرماییان
دارد. فعالیتهای او از سال ۱۳۳۶ تا ۱۳۵۷ (۱۹۵۷-۱۹۷۸) به عنوان بنیانگذار
این رشته شناخته میشود.۴ وی پس از تحصیل در رشته مددکاری اجتماعی در
ایالات متحده، با روحیهای عملگرا و اشتیاق فراوان به خدمت به انسانهای
آسیبدیده و نیازمند، به ایران بازگشت.۴ تلاشهای او در شناساندن این رشته و
نقش تعیینکننده مددکاران اجتماعی در حل مشکلات اجتماعی جامعه در حال گذار
ایران، منجر به تأسیس
آموزشگاه عالی خدمات اجتماعی در سال ۱۳۳۶ (۱۹۵۷-۱۹۵۸) شد.۲ این
مؤسسه نقش محوری در تربیت اولین نسل از مددکاران اجتماعی حرفهای در کشور
ایفا کرد. شایان ذکر است که مددکاری اجتماعی به عنوان یک حرفه متمایز، پس
از جنگ جهانی اول در جوامع صنعتی و برای حل مشکلات ناشی از صنعتی شدن،
مانند برنامههای رفاهی کارگران، در سطح جهانی پدید آمد.۱ نیاز به تخصص
برای اجرای این برنامهها، تقاضا برای مددکاران اجتماعی آموزشدیده را
ایجاد کرد.۱ بنابراین، پذیرش این حرفه در ایران، بخشی از روند جهانی
حرفهایسازی رفاه اجتماعی بود.
۲. شکلگیری اولین تشکلهای حرفهای: انجمن مددکاران اجتماعی ایران
انجمن مددکاران اجتماعی ایران (ISWA)، قدیمیترین و برجستهترین نهاد حرفهای در این حوزه، ریشههای خود را در تأسیس کانون مددکاران اجتماعی
در سال ۱۳۴۰ (۱۹۶۱) مییابد.۵ این کانون با همت گروهی از دانشجویان و
فارغالتحصیلان آموزشگاه عالی خدمات اجتماعی شکل گرفت که نشاندهنده تکامل
طبیعی از آموزش آکادمیک به سازماندهی و حمایت حرفهای است. انقلاب اسلامی
(۱۳۵۷) و جنگ تحمیلی (۱۳۵۹-۱۳۶۷) به طور قابل توجهی فعالیتهای ISWA را
مختل کرد، همانند بسیاری از سازمانهای غیردولتی دیگر در کشور، که منجر به
دورهای از بیثباتی و کاهش فعالیت شد.۵ با این حال، بازگشت ثبات و آرامش
پس از دوران دفاع مقدس، زمینه را برای از سرگیری فعالیتهای ISWA فراهم
آورد. گام مهم در رسمیت یافتن مجدد آن، دریافت مجوز رسمی فعالیت در سال
۱۳۷۱ (۱۹۹۲-۱۹۹۳) تحت عنوان “انجمن مددکاران اجتماعی ایران” از کمیسیون
ماده ۱۰ قانون فعالیت احزاب و جمعیتها بود.۵ این رویداد، فصلی جدید و رسمی
را برای انجمن رقم زد.
۳. تحولات تاریخی و تأثیر رویدادهای ملی
دوره پس از جنگ تحمیلی، ثبات لازم را برای ISWA فراهم کرد تا نه تنها
خود را بازسازی کند، بلکه فعالیتهای خود را نیز گسترش دهد. در طول
فعالیتهای مجدد خود، انجمن به طور مداوم در مجامع علمی و حرفهای مختلف
حضور داشته است.۶ یک نقطه عطف مهم که نشاندهنده تعهد ISWA به استانداردهای
جهانی و همکاری بینالمللی است، عضویت آن در
فدراسیون جهانی مددکاران اجتماعی (IFSW) در اواخر سال ۱۳۹۱
(۲۰۱۲-۲۰۱۳) بود.۵ این وابستگی، مددکاری اجتماعی ایران را به جامعه حرفهای
جهانی متصل میکند. ISWA همچنین با موفقیت شعبات مختلفی را در تقریباً
تمام استانهای ایران تأسیس کرده است ۶، که نشاندهنده گسترش ملی و ظرفیت
عملیاتی غیرمتمرکز آن است.
مأموریت اصلی انجمن در طول زمان تکامل یافته و شامل حوزههای حیاتی
مانند کمک به سیاستگذاری اجتماعی در کشور، حساسسازی و آگاهسازی عمومی
جامعه در راستای گسترش سلامت اجتماعی و تقویت جایگاه صنفی و منزلتی حرفه
مددکاری اجتماعی است.۵
این تحول، درک عمیقتری از نقش آن فراتر از صرفاً یک گردهمایی حرفهای
را منعکس میکند. پایداری و ظرفیت انطباقپذیری این سازمان حرفهای در
مواجهه با چالشهای ملی، قابل توجه است.
تاریخچه انجمن مددکاران اجتماعی ایران به وضوح نشان میدهد که با وجود
تأسیس در سال ۱۳۴۰ و سپس مواجهه با دوره طولانی از بیثباتی ناشی از انقلاب
و جنگ، این انجمن توانسته است فعالیتهای خود را از سر بگیرد و در سال
۱۳۷۱ مجوز فعالیت مجدد را کسب کند.
این الگوی اختلال و احیای متعاقب، به جای انحلال کامل، به شدت
نشاندهنده نیاز عمیق به چنین نهاد حرفهای در جامعه مددکاری اجتماعی و
ظرفیت انطباق ذاتی آن است.
این پایداری بیانگر آن است که هویت حرفهای و انگیزه جمعی برای حمایت و
توسعه در میان مددکاران اجتماعی ایران به اندازهای قوی بوده که توانسته
است در برابر بیثباتیهای شدید سیاسی و اجتماعی مقاومت کند.
این امر نشان میدهد که سازمانهای حرفهای، حتی در محیطهای
چالشبرانگیز، میتوانند به عنوان لنگرگاهی برای یک رشته عمل کنند و تداوم
آن را حفظ کرده و در صورت فراهم شدن شرایط، به ظهور مجدد آن کمک کنند. این
مسیر تاریخی، گواهی بر اهمیت پایدار اقدام جمعی برای پیشرفت حرفهای است.
علاوه بر این، رابطه دیالکتیکی بین رویدادهای کلان سیاسی و توسعه
حرفهای خرد نیز آشکار است. اسناد موجود به صراحت بیان میکنند که انقلاب و
جنگ، انجمن را تحت تأثیر “تنشها و ناآرامیها” قرار داده است.۵
در مقابل، “بازگشت ثبات و آرامش پس از دفاع مقدس” ۶ به عنوان شرط لازم
برای دریافت مجوز فعالیت مجدد انجمن معرفی شده است. این امر یک ارتباط علی
مستقیم بین رویدادهای کلان سیاسی و اجتماعی ملی (بیثباتی، جنگ، ثبات پس از
جنگ) و مسیر توسعه حرفهای (رکود، احیا، رسمیتبخشی) برقرار میکند.
توسعه انجمنهای مددکاری اجتماعی
در ایران را نمیتوان جدای از تاریخ اجتماعی-سیاسی گستردهتر کشور درک
کرد. رشد، رکود و ظهور مجدد آنها عمیقاً با بستر ملی در هم تنیده است. این
بدان معناست که عوامل بیرونی به طور قابل توجهی فرصتها و محدودیتها را
برای سازمانهای حرفهای شکل میدهند.
برای مددکاری اجتماعی، این به معنای آن است که توانایی آن برای
تأثیرگذاری بر جامعه نیز به فضای سیاسی و اجتماعی حاکم بستگی دارد، که لزوم
تعامل استراتژیک با دولت و جامعه مدنی را برجسته میسازد.
جدول ۱: نقاط عطف تاریخی در توسعه مددکاری اجتماعی و انجمنهای صنفی در ایران
سال (شمسی/میلادی)
رویداد
شخصیت/سازمان کلیدی
اهمیت
۱۳۳۶ (۱۹۵۷-۱۹۵۸)
تأسیس آموزشگاه عالی خدمات اجتماعی
ستاره فرمانفرماییان
آغاز آموزش رسمی مددکاری اجتماعی در ایران.
۱۳۴۰ (۱۹۶۱)
تأسیس کانون مددکاران اجتماعی (پیشساز انجمن مددکاران اجتماعی ایران)
دانشجویان/فارغالتحصیلان آموزشگاه عالی خدمات اجتماعی
شکلگیری اولین تشکل حرفهای برای مددکاران اجتماعی.
۱۳۷۱ (۱۹۹۲-۱۹۹۳)
دریافت مجوز مجدد و بازتأسیس رسمی انجمن مددکاران اجتماعی ایران
کمیسیون ماده ۱۰ قانون فعالیت احزاب و جمعیتها
از سرگیری رسمی فعالیتهای انجمن پس از انقلاب و جنگ.
۱۳۹۱ (۲۰۱۲-۲۰۱۳)
عضویت انجمن مددکاران اجتماعی ایران در فدراسیون جهانی مددکاران اجتماعی (IFSW)
فدراسیون جهانی مددکاران اجتماعی (IFSW)
ادغام مددکاری اجتماعی ایران در جامعه حرفهای جهانی.
۱۳۹۶ (۲۰۱۷)
میزبانی کنگره بینالمللی “۶۰ سال مددکاری اجتماعی در ایران” با حضور IFSW
انجمن مددکاران اجتماعی ایران، IFSW، دانشگاه علامه طباطبائی
نمایش تاریخچه مددکاری اجتماعی ایران و تقویت تبادلات بینالمللی.
انجمنهای صنفی مددکاری اجتماعی در ایران: ساختار و اهداف
چشمانداز حرفهای مددکاری اجتماعی در ایران عمدتاً توسط سه نهاد متمایز اما مکمل شکل گرفته است: انجمن مددکاران اجتماعی ایران (ISWA)، انجمن علمی مددکاران اجتماعی ایران (ISASW) و کانون کلینیکهای مددکاری اجتماعی کشور (CSWC).۵
این سازمانها به طور جمعی با هدف پیشبرد حرفه از طریق طیف وسیعی از
فعالیتهای آموزشی، پژوهشی و خدمات مستقیم، شامل مداخلات پیشگیرانه، درمانی
و بازتوانی برای افراد، خانوادهها و جوامع، فعالیت میکنند.۵
وجود این سه انجمن متمایز نشاندهنده بلوغ و تخصصگرایی فزاینده در حرفه
مددکاری اجتماعی در ایران است. این تفکیک وظایف (انجمن مددکاران برای
حمایت عمومی و سیاستگذاری، انجمن علمی برای پژوهش و آموزش، و کانون
کلینیکها برای عمل بالینی و ارائه خدمات) یک مسیر تکاملی رایج برای
حرفههای تثبیت شده در سطح جهانی است.
این تخصصگرایی امکان تلاشهای هدفمندتر و کارآمدتر را در حوزههای
مختلف مددکاری اجتماعی فراهم میکند و به تخصص عمیقتر و حمایت یا ارائه
خدمات متمرکزتر منجر میشود. این امر نشاندهنده درک فزاینده از نقشها و
محیطهای متنوع در این حرفه است که فراتر از یک درک یکپارچه حرکت میکند.
۱. انجمن مددکاران اجتماعی ایران
انجمن مددکاران اجتماعی ایران (ISWA)، با ریشههای تاریخی عمیق
خود که به سال ۱۳۴۰ بازمیگردد ۵، به عنوان یک سازمان غیردولتی و
علمی-حرفهای فعالیت میکند.۶ مأموریت اصلی آن چندوجهی است: مشارکت فعال در
سیاستگذاری اجتماعی کشور، حساسسازی و آگاهسازی عمومی جامعه در راستای
گسترش سلامت اجتماعی، و مهمتر از همه، تقویت جایگاه صنفی و منزلتی مددکاری
اجتماعی به عنوان یک حرفه یاورانه.۵
این انجمن تعاملات و همکاریهای گستردهای با طیف متنوعی از نهادهای
دولتی و غیردولتی دارد. این نهادها شامل وزارتخانههایی مانند وزارت راه و
شهرسازی، نهادهای انتظامی مانند نیروی انتظامی جمهوری اسلامی، انجمنهای
دانشگاهی مانند انجمن جامعهشناسی ایران و سازمانهای بشردوستانه مانند
سازمان جوانان هلال احمر میشوند.۶
نکته قابل توجه این است که نمایندگان ISWA در جلسات کلیدی سیاستگذاری و
مشورتی در نهادهای تصمیمگیرنده از جمله ستاد مبارزه با مواد مخدر، سازمان
بهزیستی کشور، شورای اجتماعی وزارت کشور و مرجع ملی حقوق کودک وزارت
دادگستری حضور فعال دارند.۶ این مشارکت، نشاندهنده تعامل مستقیم و
تأثیرگذار در حکمرانی و تدوین سیاستهای ملی است.
یکی از ارکان اصلی جایگاه کنونی ISWA، مشارکت فعال بینالمللی آن است. این انجمن در اواخر سال ۱۳۹۱ (۲۰۱۲-۲۰۱۳) به عضویت فدراسیون جهانی مددکاران اجتماعی (IFSW)
درآمد.۵ این وابستگی، همکاریهای بینالمللی قابل توجهی را تسهیل کرده
است، از جمله میزبانی کنگره بینالمللی “۶۰ سال مددکاری اجتماعی در ایران”
در سال ۱۳۹۶ (۲۰۱۷) با مشارکت مستقیم مقامات IFSW و کارشناسان بینالمللی
مددکاری اجتماعی.۸
ISWA همچنین در کمیته اخلاق IFSW در منطقه آسیا-اقیانوسیه نقش دارد و در
کمیته سازمان ملل حضور فعال دارد ۹، که نشاندهنده تعهد آن به
استانداردهای حرفهای جهانی و حمایت بینالمللی است. علاوه بر مشارکت در
سیاستگذاری، ISWA یک نهاد پیشرو در سازماندهی همایشها، سمینارها و
نشستهای تخصصی متعدد در سراسر کشور است که بر مسائل اجتماعی مختلف تمرکز
دارند.۶
گستره فعالیت آن از طریق نمایندگیهای استانی در تقریباً تمام استانها
نیز توسعه یافته است.۶ در حال حاضر، انجمن در حال سازماندهی مجدد خود و
تشکیل کارگروههای تخصصی مختلف برای ورود تخصصیتر به حوزههای اساسی امور
اجتماعی است.۶
۲. انجمن علمی مددکاران اجتماعی ایران
انجمن علمی مددکاران اجتماعی ایران (ISASW) مجوز رسمی فعالیت خود
را در سال ۱۳۸۱ (۲۰۰۲-۲۰۰۳) دریافت کرد. این مجوز بر اساس مصوبه شورای
عالی انقلاب فرهنگی در سال ۱۳۷۰ (۱۹۹۱-۱۹۹۲) و تأیید کمیسیون انجمنهای
علمی وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی صادر شد.۵ برخلاف نقش گستردهتر
حرفهای و حمایتی ISWA، فعالیتهای ISASW صرفاً به حوزههای علمی،
تحقیقاتی، تخصصی و فنی محدود میشود.۵
برنامههای اصلی آن بر پیشرفت آکادمیک و پژوهشی متمرکز است. این
برنامهها شامل ارائه خدمات آموزشی و پژوهشی، تقویت همکاری با سایر مؤسسات
علمی و آکادمیک، بازنگری و بهروزرسانی متون و برنامههای پژوهشی، و انتشار
کتب و نشریات علمی میشود.۵
علاوه بر این، ISASW در تأیید صلاحیت مسئولین کلینیکهای مددکاری
اجتماعی، حمایت از مددکاران شاغل در مراکز دولتی و غیردولتی، و نظارت بر
جلوگیری از تخلف در جایگاه حرفهای مددکاران اجتماعی نقش دارد.۵ ساختار
حاکمیتی انجمن شامل مجمع عمومی، هیئت مدیره و بازرس است.۵ این انجمن از
زمان تأسیس خود در سال ۱۳۸۱، شش مجمع عمومی تشکیل داده است.۵
“پژوهشنامه مددکاری اجتماعی” که به صورت فصلی توسط دانشگاه علامه طباطبائی منتشر میشود، به عنوان یک بستر آکادمیک مهم عمل میکند.
این نشریه دسترسی آزاد و داوری دو سو ناشناس دارد و مقالات علمی را در
حوزههای مختلف از جمله مددکاری اجتماعی، رفاه اجتماعی، سلامت اجتماعی،
امنیت اجتماعی، مسائل اجتماعی و هنجارها منتشر میکند.۱۰ این تعهد به
تولیدات علمی، نقش انجمنها را در پیشبرد عمل مبتنی بر شواهد و انتشار دانش
در این حوزه برجسته میسازد.
۳. کانون کلینیکهای مددکاری اجتماعی کشور
کانون کلینیکهای مددکاری اجتماعی کشور (CSWC) به عنوان یک
سازمان غیردولتی و تنها تشکل صنفی اختصاصی مراکز مددکاری اجتماعی در سراسر
کشور فعالیت میکند.۱۱ این کانون در ابتدا در سال ۱۳۸۶ (۲۰۰۷-۲۰۰۸) با اخذ
مجوز از وزارت کشور و سازمان بهزیستی تأسیس شد.۵
اهداف اولیه آن شامل انسجامبخشی، ایجاد هماهنگی، وحدت رویه و حمایت از
کلینیکهای مددکاری اجتماعی در سراسر کشور بود.۵ بازتأسیس بعدی در سال ۱۳۸۹
(۲۰۱۰-۲۰۱۱) تحت عنوان “کانون سراسری مراکز مددکاری اجتماعی کل کشور” و
مجدداً با مجوز سازمان بهزیستی کشور انجام شد.۱۲
CSWC یک شبکه قابل توجه را نمایندگی میکند که شامل تقریباً ۳۵۰ تا ۴۰۰
کلینیک مددکاری اجتماعی و ۲۵ کانون استانی در سراسر ایران است.۱۲ این
کلینیکها، تحت نظارت و با مجوز سازمان بهزیستی کشور، طیف متنوعی از خدمات
تخصصی مددکاری اجتماعی را ارائه میدهند.
حوزههای تمرکز آنها شامل توانمندسازی جمعیتهای آسیبپذیر مانند زنان
سرپرست خانوار، رسیدگی به نیازهای کودکان در معرض خطر و بیسرپرست، ارائه
حمایت و توانبخشی به افراد درگیر اعتیاد، ارائه خدمات تخصصی برای کاهش طلاق
و ارائه مشاوره عمومی مددکاری اجتماعی است.